Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
stratosphere
طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا
Other Matches
ozonosphere
لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
superstratum
طبقه فوقانی
the upper storey
طبقه فوقانی مخ
turf
طبقه فوقانی خاک مرغزار
speedometer odometer
تاکومتر با کیلومتر شمار سرعت سنج با کیلومتر شمار
overhand
از پایین ببالا
upturn
چرخش ببالا
upthrow
پرتاب ببالا
overhand
دست ببالا
supinate
رو ببالا کردن دست
supra
ببالا نگاه کنید
antrorse
خمیده بجلو یا متمایل ببالا
pug nose
بینی کوتاه وکلفت سر ببالا
zoom
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
zoomed
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
zooms
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
kilometers
کیلومتر
kilometer
کیلومتر
kilometre
کیلومتر
kilometres
کیلومتر
within a radius of .kilometre
تا شعاع 6 کیلومتر
speedometers
کیلومتر شمار
km
مخفف کیلومتر
ten kilometres and more
ده کیلومتر و اندی
speedometer
کیلومتر شمارساعتی
speedometer
کیلومتر شمار
speedometers
کیلومتر شمارساعتی
mileage
مقدار کیلومتر
mileage recorder
کیلومتر شمار
crankcase upper half
قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
ten kilometres and more
ده کیلومتر و اندکی بالا
logs
کیلومتر شمار ناو
log
کیلومتر شمار ناو
odometer
کیلومتر شماراتومبیل و غیره
milepost
کیلومتر شمار جاده
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
jetstream
باد تقریبا افقی با سرعت بیش از 08 کیلومتر بر ساعت
super
: پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
superjacent
فوقانی
uppers
فوقانی
top
فوقانی
upper
فوقانی
upper limit
حد فوقانی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
capital
فوقانی راسی
topstone
سنگ فوقانی
top view
نمای فوقانی
top edge
لبه فوقانی
top layer
لایه فوقانی
top die
حدیده فوقانی
superstructure
ساختمان فوقانی
superstructures
ساختمان فوقانی
upper beam
تیر فوقانی
upper bowl
جام فوقانی
superstructure
روساخت بنای فوقانی
head gate
دریچه فوقانی کانال
mesocline
لایه فوقانی مزوسفر
top hamper
اتصالات فوقانی ناو
upper room
بالاخانه اطاق فوقانی
fan light
پنجره کوچک فوقانی
superstructures
روساخت بنای فوقانی
upside
قسمت بالایی فوقانی
furnace top
قسمت فوقانی کوره
furnace dome
قسمت فوقانی کوره
pile head
قسمت فوقانی شمع
freeboard
بدنه فوقانی ناو
roundhouse
عرشه فوقانی کشتی
skysail
بادبان فوقانی کشتی
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
chemosphere
ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
hurricane deck
عرشه سبک فوقانی کشتی
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
header
قسمت فوقانی اجر کله
poop deck
عرشه کوچک فوقانی کشتی
acropodium
سطح فوقانی پای پرندگان
upstairs
دراشکوب بالا ساختمان فوقانی
uppish
باد در خیشوم انداز فوقانی
headers
قسمت فوقانی اجر کله
fastigium
راس قسمت فوقانی بطن چهارم
topsides
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
aurora
پدیده تابناکی در لایههای فوقانی اتمسفر
head board
تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
taffrail
قسمت فوقانی ومسطح عقب کشتی
top of the loom
قسمت بالایی یا فوقانی دار
[قالی]
wax
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
waxed
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
waxes
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
biconvex
بالی که هر دو سطح فوقانی و تحتانی ان به صورت محدب باشد
jibstay
قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد
bow string truss
خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
stratify
طبقه طبقه کردن
passes
جواز
passed
جواز
licence
جواز
laissez passer
جواز
patent
جواز
sanction
جواز
sanctioned
جواز
sanctioning
جواز
sanctions
جواز
immunity
جواز
pass
جواز
permits
جواز
permitting
جواز
indult
جواز
permit
جواز
licences
جواز
license
جواز
patented
جواز
patenting
جواز
revocability
جواز
patents
جواز
licensing
جواز
licenses
جواز
air mileage indicator
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
upper surface blowing
دمیدن جریان جهت پیشراننده اصلی روی سطح فوقانی بال
cumulo nimbus
ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
passports
جواز سفر
passport
جواز سفر
import licence
جواز واردات
conduct safe
جواز امان
kashruth
حالت جواز
impermissibility
عدم جواز
kashrut
حالت جواز
bill of loading
جواز کشتی
licences
جواز شغل
licences
پروانه جواز
canonicity
جواز شرعی
licenses
جواز شغل
licence
پروانه جواز
licenses
پروانه جواز
justifiability
جواز شرعی
licence
جواز شغل
safe-conducts
جواز امان
permission to stay
جواز اقامت
permit of residence
جواز اقامت
licensees
صاحب جواز
permits
پروانه جواز
permitting
پروانه جواز
permission to reside
جواز اقامت
licensing
جواز شغل
safe conduct
جواز امان
immediacy
قرب جواز
safe conducts
جواز امان
licensee
صاحب جواز
license
پروانه جواز
license
جواز شغل
licensing
پروانه جواز
residence permit
جواز اقامت
pass
جواز گذرنامه
passes
جواز گذرنامه
licencee
دارنده جواز
papers
جواز پروانه
permit holder
صاحب جواز
permit
پروانه جواز
papering
جواز پروانه
papered
جواز پروانه
passed
جواز گذرنامه
paper
جواز پروانه
plevin
جواز امان
permanent residence permit
جواز اقامت دائمی
indefinite leave to remain
[British E]
جواز اقامت دائمی
registry
جواز کشتی محضر
registry
جواز ثبت کشتی
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
registries
جواز کشتی محضر
licencor
اعطاء کننده جواز
registries
جواز ثبت کشتی
licensor
اعطاء کننده جواز
student residence permit
جواز اقامت دانشجوئی
licentiate
دارای جواز لیسانسیه
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
licensees
صاحب جواز دارنده پروانه
licensee
صاحب جواز دارنده پروانه
patent medicine
داروی دارای جواز وزارت بهداری
patent medicines
داروی دارای جواز وزارت بهداری
safe conduct
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe-conducts
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe conducts
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
chapman region
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
tour de france
مسابقه تور دو فرانس بمسافت 0004 کیلومتر در12 روز که دوچرخه سواران از کشورهای فرانسه بلژیک اسپانیا ایتالیا المان و سویس می گذرند و از سال 3091پایه گذاری شده و اغلب مسیرکوهستانی است
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
arrentation
پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
overpasses
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpass
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com