English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
bail عمل خارج کردن اب قایق
Other Matches
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
inactivate غیر فعال کردن ناو از رده خارج کردن یکان
ejection خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
bring out خارج کردن
ejecting خارج کردن
ejected خارج کردن
unship خارج کردن
eject خارج کردن
ejects خارج کردن
derails از خط خارج کردن
derailing از خط خارج کردن
derailed از خط خارج کردن
discharge خارج کردن
discharges خارج کردن
extraction خارج کردن
phase out خارج کردن
expulse خارج کردن
derail از خط خارج کردن
to rule out خارج کردن
out of bounds خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
broached سوراخ کردن قایق
broaches سوراخ کردن قایق
broaching سوراخ کردن قایق
swamped غرق کردن قایق
swamps غرق کردن قایق
swamping غرق کردن قایق
broach سوراخ کردن قایق
barge با قایق حمل کردن
boats قایق رانی کردن
capsize واژگون کردن قایق
capsized واژگون کردن قایق
capsizes واژگون کردن قایق
capsizing واژگون کردن قایق
boat قایق رانی کردن
barged با قایق حمل کردن
swamp غرق کردن قایق
barges با قایق حمل کردن
spewing با فشار خارج کردن
expectorate ازشش خارج کردن
disseise ازتصرف خارج کردن
swap out مبادله کردن به خارج
write-offs از دفتر خارج کردن
to expel [from] بزور خارج کردن [از]
write off از دفتر خارج کردن
spews با فشار خارج کردن
spewed با فشار خارج کردن
write-off از دفتر خارج کردن
exfiltration خارج کردن از میدان
decivilize از تمدن خارج کردن
tabled از دستور خارج کردن
tabling از دستور خارج کردن
table از دستور خارج کردن
to put out of court از دستور خارج کردن
disarm از ضامن خارج کردن
disarmed از ضامن خارج کردن
disarms از ضامن خارج کردن
defecating خارج کردن مدفوع
defecates خارج کردن مدفوع
defecated خارج کردن مدفوع
lay on the table از دستور خارج کردن
spew با فشار خارج کردن
ablate بریدن و خارج کردن
phase out به ترتیب خارج کردن
tables از دستور خارج کردن
defecate خارج کردن مدفوع
ship water نفوذ کردن اب بداخل قایق
scow با قایق چهارگوش حمل کردن
cast off باز کردن طناب قایق
ground tackle وسیله مهار کردن قایق
expelling منفصل کردن بزور خارج کردن
expel منفصل کردن بزور خارج کردن
expelled منفصل کردن بزور خارج کردن
expels منفصل کردن بزور خارج کردن
emancipate از زیر سلطه خارج کردن
strike off the rolls از صورت وکلا خارج کردن
emancipated از زیر سلطه خارج کردن
evacuating اخراج خارج کردن یا شدن
evacuate اخراج خارج کردن یا شدن
evacuates اخراج خارج کردن یا شدن
evacuated اخراج خارج کردن یا شدن
To import goods [from abroad] کالا از خارج وارد کردن
to phase out something به ترتیب خارج کردن چیزی
reeked بخار ازدهان خارج کردن
withdrawals خارج کردن عقب کشیدن
unplugs خارج کردن دو شاخه از سوکت
emitting بیرون دادن خارج کردن
unplugging خارج کردن دو شاخه از سوکت
emitted بیرون دادن خارج کردن
unplugged خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplug خارج کردن دو شاخه از سوکت
emits بیرون دادن خارج کردن
emancipates از زیر سلطه خارج کردن
deconcentrate از حالت تغلیظ خارج کردن
emit بیرون دادن خارج کردن
withdrawal خارج کردن عقب کشیدن
uncouple از حالت زوجی خارج کردن
reeks بخار ازدهان خارج کردن
reeking بخار ازدهان خارج کردن
emancipating از زیر سلطه خارج کردن
reek بخار ازدهان خارج کردن
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
lighters با قایق باری کالا حمل کردن
steamboat قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
lighter با قایق باری کالا حمل کردن
emits بیرون دادن از خود خارج کردن
to play in or out با نواختن ارغنون یا سازدیگرواردیا خارج کردن
emitted بیرون دادن از خود خارج کردن
emitting بیرون دادن از خود خارج کردن
snake out خارج کردن کالا از انبار ناو
break از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
breaks از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
bowdlerize قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
safing از حالت مسلح بودن خارج کردن
emit بیرون دادن از خود خارج کردن
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
port بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
head off دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head down دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
deviations از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
discarding خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
deviation از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
discarded خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
importation عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
discards خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discard خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
stripping crane جرثقیل برای خارج کردن شمش از کوکیله
to move one's operation offshore شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
evicted خارج کردن خلع ید کردن
evict خارج کردن خلع ید کردن
evicting خارج کردن خلع ید کردن
evicts خارج کردن خلع ید کردن
externals مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
sideline ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelined ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
releases خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
released خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
sidelines ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
release خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
sidelining ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
smut تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
smuts تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
exfiltration خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
external مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
evictions چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
eviction چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
deforests درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforest درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
demonetization سکه خارج از گردش جایگزین کردن مسکوکات جدیدبه جای سکههای رایج
label مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labelled مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labels مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
scooter روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooters روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackles درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
demonetization خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
tilting mixer نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
reversion هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
cryptographic تعداد کدهایی که در الگوریتم رمز برای مشخص کردن داده رمز دار و خارج از رمز به کارمی روند
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
ferry boat قایق
bilge کف قایق
boatdeck پل قایق
barged قایق
barge قایق
boat قایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com