English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
aileron station فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
Other Matches
indenting شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indent شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indents شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
void فاصله ناخواسته یا فضای خالی در اتصال توسط جوشکاری
parallelism موازات
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
asynchronous کامپیوتری که به شبکهای وصل است تا شماره گیری مودم ها را کنترل کند و به کاربران در فاصله دور اجازه استفاده از اتصال مودم و دستیابی به شبکه بدهد
four yard line خط فرضی 4 متر به موازات دوازه واترپولو
lateral route جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
lateral water hazard مانع برکهای به موازات مسیر گوی گلف
cards سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
card سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
square in پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
gentilitial تیرهای
denominational تیرهای
sectarian تیرهای
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
spandrel beams تیرهای محیطی
semaphores تیرهای راهنما
field arrow تیرهای تیراندازی صحرایی
carpenter's Gothic [تیرهای چوبی سقف]
concrete joist shaker ویبراتور تیرهای بتنی
number of rounds تعداد تیرهای شلیک شده
column caelata [ستون با تیرهای مزین شده]
uprights تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
trabeation ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
trabeated ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
nimbostratus ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
space فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
popinjay shooting کمانگیری با تیرهای نوک کندبه پرندگان مصنوعی
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
intertie تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
team handball court مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
sighting shot تیرهای قلق گیری یا تنظیم وسایل نشانه روی
paulian عضو تیرهای از نصاراکه بخدابودن عیسی عقیده نداشتند
religioner شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
hematin ترکیب قهوهای تیره یا ابی تیرهای بفرمول Fe6O4N23H43C
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
stoop through ابتدای اغوشقا
bar automatic میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
lake0dwelling که درزمانهای پیش ازتاریخ روی تیرهای درته دریافرومی کرد
approach end ابتدای باند فرود
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
karaite عضو تیرهای ازیهودکه تنهانص توریه راقبول دارند....یعنی خوانندگان
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
headers اطلاعات مشخصات در ابتدای نوار
header اطلاعات مشخصات در ابتدای نوار
abstemen وضع بدن در ابتدای پیچیدن
headings کلمات ابتدای هر صفحه متن
heading کلمات ابتدای هر صفحه متن
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
backspace tape فرایند برگرداندن نوارمغناطیسی به ابتدای رکوردقبلی
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
calf's tongue [برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
columnar and trabeated [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
markers کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
marker کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
headers بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
header بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
leads قطب اتصال سیم اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals محل اتصال پیچ اتصال
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal محل اتصال پیچ اتصال
initials که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
horizontal حرکت نشانه گر در صفحه نمایش کامپیوتر از انتهای یک خط به ابتدای بعدی
built in وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
initialed که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initial که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialled که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialling که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialing که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
message ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است
messages ترتیب داده در ابتدای پیام که حاوی اطلاعات مسیر و مقصد است
anchor cell خانهای در برنامه صفحه گسترده که ابتدای مجموعه خانه ها را معرفی میکند
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
paragraphs حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraph حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
addressable ترمینالی که دادهای را می پذیرد که آدرس صحیح و شماره شناسایی در ابتدای پیام داشته باشد
key کلیدی که نشانه گر یا نوک چاپ را به ابتدای خط بعد روی صفحه یا ماشین تایپ یا چاپگر می برد
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
overlay ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
sequential access روش بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی با شروع از ابتدای رسانه
overlaying ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
overlays ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
approach end نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
formed ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
forms ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
associated file سیستم عامل به طور خود کار از ابتدای برنامه کار بردی آغاز میکند
associated document سیستم عامل به طور خود کار از ابتدای برنامه کار بردی آغاز میکند
header اطلاعات ابتدای لیست داده مربوط به بقیه داده
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
headers اطلاعات ابتدای لیست داده مربوط به بقیه داده
backward جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
backwards جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
leaders قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
leader قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
headers بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل
header بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
gaps فاصله
spaces فاصله
interregna فاصله
spaces جا فاصله
gap فاصله
per saltum بی فاصله
ranges فاصله
equidistant هم فاصله
interregnum فاصله
interregnums فاصله
hiatus فاصله
distance فاصله
discontinuance فاصله
diastema فاصله
en dash خط فاصله ان
spacing فاصله
lengths فاصله
length فاصله
distances فاصله
blank character فاصله
interval فاصله
intermittence فاصله
intermezzo فاصله
ranged فاصله
head space فاصله سر
range فاصله
em dash خط فاصله ام
space bar فاصله زن
blank فاصله
blankest فاصله
single space تک فاصله تو هم
unremittingly بی فاصله
space جا فاصله
space فاصله
clearance فاصله
tele فاصله
terraces spacing فاصله تراسها
interval فاصله تاکتیکی
interval فاصله زمانی
rivers فاصله سفید
code distance فاصله رمز
class interval فاصله طبقه
center distance فاصله مرکزی
removed فاصله خانوادگی
vacations فاصله دو اجلاس
vacation فاصله دو اجلاس
river فاصله سفید
coherence distance فاصله همدوسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com