Total search result: 300 (15 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
acquisitive |
فرا گیرنده |
comprehensive |
فرا گیرنده |
|
|
Search result with all words |
|
answer |
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش |
answered |
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش |
answering |
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش |
answers |
سیگنال فرستاده شده توسط کامپیوتر گیرنده برای مشخص کردن خودش |
overrun |
دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد |
overrunning |
دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد |
overruns |
دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد |
catchier |
گیرنده |
catchiest |
گیرنده |
catchy |
گیرنده |
prepossessing |
گیرنده جالب |
acknowledge |
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است |
acknowledge |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
acknowledge |
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است |
acknowledges |
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است |
acknowledges |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
acknowledges |
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است |
acknowledging |
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است |
acknowledging |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
acknowledging |
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است |
negative |
سیگنال ارسالی گیرنده برای بیان اینکه داده نادرست یا ناکامل دریافت شده است |
negatives |
سیگنال ارسالی گیرنده برای بیان اینکه داده نادرست یا ناکامل دریافت شده است |
session |
لایه در مدل استاندارد SO/ OSI , که اتصال و قط عی را بین گیرنده و فرستنده برقرار میکند |
sessions |
لایه در مدل استاندارد SO/ OSI , که اتصال و قط عی را بین گیرنده و فرستنده برقرار میکند |
free |
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند |
freed |
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند |
freeing |
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند |
frees |
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند |
backward |
کانالی از گیرنده به فرستنده برای حمل سیگنالهای کنترل |
backward |
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده |
backward |
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده |
backward |
ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود |
detector |
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز |
detectors |
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز |
layer |
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند |
layers |
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند |
affirmative |
سیگنال تصدیق از طرف گیرنده که پیام را پذیرفته است و آماده بعدی است. |
Teletype |
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور |
Teletypes |
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور |
backwards |
کانالی از گیرنده به فرستنده برای حمل سیگنالهای کنترل |
backwards |
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده |
backwards |
ارسال داده کنترل شده توسط گیرنده |
backwards |
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده |
time |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
timed |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
times |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
sensitivities |
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است |
sensitivity |
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است |
universal |
transmitter asynchronousreciver فرستنده /گیرنده ناهمزمان جامع |
flag |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
flags |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
striking |
موثر گیرنده |
strikingly |
موثر گیرنده |
addressee |
گیرنده |
addressees |
گیرنده |
broadcast |
ارسال داده به چندین گیرنده 2- |
broadcasts |
ارسال داده به چندین گیرنده 2- |
scrambler |
وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند |
scramblers |
وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند |
pointer |
اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری |
pointers |
اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری |
trainee |
تعلیم گیرنده |
trainees |
تعلیم گیرنده |
receiver |
گیرنده |
receiver |
دستگاه گیرنده |
receiver |
گیرنده رادیویی |
receiver |
دستگاه گیرنده بی سیم |
receiver |
فرف گیرنده |
receivers |
گیرنده |
receivers |
دستگاه گیرنده |
receivers |
گیرنده رادیویی |
receivers |
دستگاه گیرنده بی سیم |
receivers |
فرف گیرنده |
request |
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر. |
requested |
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر. |
requesting |
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر. |
requests |
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر. |
batch |
ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده |
batches |
ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده |
reel to reel |
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد |
reel-to-reel |
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد |
communication |
مسیر فیزیکی که فرستنده را به گیرنده وصل میکند |
communication |
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت |
jam |
سد گیرنده پاس |
jammed |
سد گیرنده پاس |
jams |
سد گیرنده پاس |
turn-on |
پاس با دگیدن گیرنده توپ به جلو و تغییر سمت به وسط |
turn-ons |
پاس با دگیدن گیرنده توپ به جلو و تغییر سمت به وسط |
sync |
باس ارسالی برای اطمینان از این که گیرنده با فرستنده سنکرون است |
sensor |
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده |
sensor |
گیرنده |
platform |
رسانگر حامل گیرنده |
platforms |
رسانگر حامل گیرنده |
recipient |
گیرنده |
recipients |
گیرنده |
determinant |
تصمیم گیرنده عاجز |
determinants |
تصمیم گیرنده عاجز |
reverse |
کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده |
reverse |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
reversed |
کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده |
Other Matches |
|
signalling |
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده |
consignee |
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا |
barrage reception |
سد گیرنده |
consignee |
گیرنده |
assignee |
گیرنده |
prehensorial |
گیرنده |
prehensory |
گیرنده |
adopter |
گیرنده |
accipient |
گیرنده |
getter |
گیرنده |
grantee |
گیرنده |
catcher |
گیرنده |
reciever |
گیرنده |
receptor |
گیرنده |
payees |
گیرنده |
payee |
گیرنده |
fetching |
گیرنده |
acceptor |
گیرنده |
reciptacle |
گیرنده |
touching |
گیرنده |
prehensile |
گیرنده |
receptors |
گیرنده |
clocker |
گیرنده وقت |
crystal set |
گیرنده اشکارساز |
concluder |
نتیجه گیرنده |
consignee |
گیرنده امانت |
communication receiver |
گیرنده مخابرات |
distance receptor |
گیرنده دوربرد |
decision maker |
تصمیم گیرنده |
amateur receiver |
گیرنده اماتور |
determiners |
تصمیم گیرنده |
determiner |
تصمیم گیرنده |
transreceiver |
فرستنده و گیرنده |
borrowers |
قرض گیرنده |
donee |
گیرنده هبه |
auto radio |
گیرنده اتومبیل |
chemoreceptor |
گیرنده شیمیایی |
cessionary |
انتقال گیرنده |
cell receptor |
گیرنده سلولی |
acceptor level |
تراز گیرنده |
catch of guage |
گیرنده بارانسنج |
bribee |
رشوه گیرنده |
beat receiver |
گیرنده تداخلی |
baroreceptor |
گیرنده فشار |
bailee |
تحویل گیرنده |
borrowers |
وام گیرنده |
opiate receptor |
گیرنده افیونی |
transferee |
تحویل گیرنده |
transceiver |
فرستنده و گیرنده |
tither |
عشر گیرنده |
television receiver |
گیرنده تلویزیونی |
sound probe |
گیرنده صوتی |
single circuit receiver |
گیرنده یک مداره |
revenger |
انتقام گیرنده |
rejuvenescent |
جوانی از سر گیرنده |
receiving set |
گیرنده رادیویی |
receiving set |
دستگاه گیرنده |
receiving antenna |
انتن گیرنده |
transferee |
انتقال گیرنده |
tube receiver |
گیرنده لامپی |
volumetric receptor |
گیرنده حجمی |
two valve receiver |
گیرنده دو لامپی |
radio receiver |
گیرنده رادیویی |
proprioceptor |
گیرنده عضلانی |
grantee |
انتقال گیرنده |
grabber hand |
دست گیرنده |
fondler |
اغوش گیرنده |
feoffee |
گیرنده تیول |
exteroceptor |
گیرنده برونی |
exempted , adressee |
گیرنده استثنایی |
interoceptor |
گیرنده درونی |
interoceptor |
گیرنده احشایی |
enteroceptor |
گیرنده درونی |
enteroceptor |
گیرنده احشایی |
donee |
هبه گیرنده |
donee |
گیرنده هدیه |
high fidelity receiver |
گیرنده رابط |
inductance |
گیرنده انرژی |
itching palm |
دست گیرنده |
pledgee |
رهن گیرنده |
pledgee |
وثیقه گیرنده |
photoreceptor |
گیرنده نور |
pawnee |
رهن گیرنده |
passcatcher |
گیرنده پاس |
offtake canal |
کانال گیرنده |
nociceptor |
گیرنده درد |
mortgagee |
رهن گیرنده |
mechanic recepter |
گیرنده مکانیکی |
loanee |
وام گیرنده |
iterant |
ازسر گیرنده |
distilling receiver |
گیرنده تقطیر |
decreasing |
نقصان گیرنده |
thermoreceptor |
گیرنده دمایی |
borrower |
قرض گیرنده |
borrower |
وام گیرنده |
payees |
گیرنده وجه |
payee |
گیرنده وجه |
receiver gating |
ولت افزایی گیرنده |
consignee |
گیرنده کالای ارسالی |
pressure points |
نقطههای گیرنده فشار |
radio sextant |
گیرنده امواج کیهانی |
periclinal |
ازهمه سو شیب گیرنده |
color zones |
مناطق گیرنده رنگ |
printing receiving apparatus |
دستگاه گیرنده ثبات |
overtaking vessel |
شناوه سبقت گیرنده |
iterative |
ازسر گیرنده تکراری |
feoffee |
زعیم انتقال گیرنده |
donee country |
کشور کمک گیرنده |
long wave receiver |
گیرنده موج بلند |
annuitant |
گیرنده مستمری سالیانه |
mains receiving set |
دستگاه گیرنده شبکه |
marginal borrower |
وام گیرنده نهائی |
directional reciever |
گیرنده جهت دار |
decision making unit |
واحد تصمیم گیرنده |
d.c. reciever |
گیرنده جریان دائم |
receiver output volume |
شدت صوت گیرنده |
transceiver |
دستگاه گیرنده فرستنده |
alienee |
گیرنده مال موردانتقال |
zero beat |
تنظیم موج گیرنده |
receptor |
ستاره مساعد گیرنده |
addressed |
نشانی گیرنده پیام |
receptors |
ستاره مساعد گیرنده |
addresses |
نشانی گیرنده پیام |
address |
نشانی گیرنده پیام |
holder |
گیرنده اشغال کننده |
superheterodyne receiver |
گیرنده سوپر هترودین |
catcher |
فرفرههای گیرنده محصول |
borrowers |
عاریه گیرنده مقترض |
borrower |
عاریه گیرنده مقترض |
holders |
گیرنده اشغال کننده |
receptor |
دستگاه گیرنده وان حمام |
donatory |
گیرنده بخشش یاهدیه یاهبه |
exempted , adressee |
گیرنده معاف از اجرای دستور |
receptors |
دستگاه گیرنده وان حمام |
large hande a |
دارای دست بگیر گیرنده |
pyrophorous |
اتش گیرنده مجاورت هوا |
prehensive |
گیرنده دارای قوه قبض |
carrige forward |
کرایه به عهده گیرنده کالا |
split end |
گیرنده توپ در انتهای خط جبهه |
remittee |
گیرنده وجه فرستاده شده |
responsor |
دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی |
aurigae |
ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا |
omnidirectional |
گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب |
grantee |
انتقال گیرنده متهب منتقل الیه |
high fidelity |
دستگاه گیرنده عالی وخوش صدا |
auriga |
ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا |
to address |
نشانه گیرنده را روی پاکت گذاشتن |
price taker |
خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت |
route |
مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه |
routes |
مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه |
blind transportation |
ارسال پیام بدون توجه به گیرنده یااخذجواب |
reversed |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
reversing |
کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده |
reverses |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
reverses |
کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده |
transceiver |
گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند |
teletypewriter |
ماشین تحریرخود کار گیرنده پیام ازمسافات دور |
reversing |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
r method |
روش ارسال پیامی که در ان ایستگاه گیرنده بایستی رسیدبدهد |
mesmeric |
مربوط بخواب مصنوعی درحالت خواب مغناطیسی گیرنده |
clocking |
روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی |
The borrower is absolutely free to use the amount. |
وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است . |
cheque to a person's order |
چکی که گیرنده وجه باید پشت انرا امضا کند |
audio |
وابسته به شنوایی یا صوت گیرنده و تقویت کنندهء صدا شنودی |
pass pattern |
مسیر منحنی که گیرنده پاس برای گرفتن توپ طی میکند |
instantaneous readout |
سیستمی بدون تاخیر بین گیرنده کمیت موردنظر ونشاندهنده ان |
synchronization |
باس ارسالی برای اطمینان از این که گیرنده با فرستنده سنکرون است |
transponder |
دستگاه گیرنده یااداری که بمحض دریافت مخابرهای بطور خودکار ان را جواب میدهد |
transpondor |
دستگاه گیرنده یااداری که بمحض دریافت مخابرهای بطور خودکار ان را جواب میدهد |
outputs |
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود |
output |
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود |
hitch and go |
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد |
escape character |
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند |
nak |
کد کنترل انتقال بین المللی که توسط یک ترمینال گیرنده برگردانده شده است AknowledgeCharacter Negativeکاراکتر تصدیق منفی |
challenge and reply |
ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام |
all mains receiver |
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری |
contractual interest |
بهره کل وامی که وام گیرنده باید به وام دهنده بپردازد |
cross modulation |
مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد |
synchroreceiver |
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی |
scrolls |
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد |
scroll |
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد |
nitrophilous |
قوت گیرنده از خاک ازت دار ازت دوست |
imit ative deception |
فریب ایستگاههای گیرنده دشمن با تقلید امواج ایستگاههای ان |
quick out |
نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد |
ack |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
transponder |
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند |
superheterodyne |
گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد |
crosse check |
ضربه به گوی دار یا گیرنده گوی |
ethernet |
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور |
stop and go |
پاس با دویدن گیرنده توپ به جلو و توقف کوتاه و دوباره به جلو برای پاس بلند |
poniter |
نشان دهنده نشان گیرنده |
transducer |
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری |
data transceiver |
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری |
negative acknowledgement |
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد |
cooperative scorer |
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک |
tdm |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
which transponder |
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است |
intercept receiver |
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی |