English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
reliability قابلیت اطمینان اعتبار
Other Matches
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
reliability اطمینان قابلیت اطمینان
dependable قابلیت اطمینان
dependability قابلیت اطمینان
reliability قابلیت اطمینان
failure safety قابلیت اطمینان
reliability قابلیت اطمینان
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
affiance اطمینان
trusts اطمینان
confidence اطمینان
trust اطمینان
certainty اطمینان
fideism اطمینان
instable بی اطمینان
certitude اطمینان
security اطمینان
confidences اطمینان
assurance اطمینان
assurances اطمینان
trusted اطمینان
safety اطمینان
trustingly با اطمینان
confidence limit حد اطمینان
certainties اطمینان
certes اطمینان
sureties اطمینان
surety اطمینان
assuredness اطمینان
safety glass شیشه اطمینان
safety hook قلاب اطمینان
confides اطمینان کردن
insuring اطمینان یافتن
confided اطمینان کردن
confide اطمینان کردن
positiveness قطعیت اطمینان
truster اطمینان کننده
solids قابل اطمینان
solid قابل اطمینان
fire escape پلکان اطمینان
fire escapes پلکان اطمینان
interval confidence فاصله اطمینان
ensuring اطمینان یافتن
ensures اطمینان یافتن
insures اطمینان یافتن
insurance stockage ذخیره اطمینان
trustful معتمد اطمینان
interval confidence دامنه اطمینان
trusty اطمینان بخش
accrediting اطمینان کردن
assure اطمینان دادن
reliable قابل اطمینان
accredits اطمینان کردن
valid قابل اطمینان
uncertainty عدم اطمینان
uncertainties عدم اطمینان
unreliability عدم اطمینان
unpromising غیرقابل اطمینان
safety valve دریچه اطمینان
ensured اطمینان یافتن
play up اطمینان دادن به
ensure اطمینان یافتن
level of confidence سطح اطمینان
limits of confidence حدود اطمینان
safety lamp چراغ اطمینان
safety plug پولک اطمینان
overconfidence اطمینان بیش از حد
accredit اطمینان کردن
confidence coefficicent ضریب اطمینان
confidence belt کمربند اطمینان
assuror اطمینان دهنده
assurer اطمینان دهنده
assurance factor ضریب اطمینان
assurable قابل اطمینان
safety-valve دریچه اطمینان
safety-valves دریچه اطمینان
confidingly از روی اطمینان
cretain تاحدی اطمینان
bleeder valve شیر اطمینان
coefficient of safety ضریب اطمینان
coniviction عقیده اطمینان
liable قابل اطمینان
relief valve شیر اطمینان
confidence interval فاصله اطمینان
reliability قابل اطمینان
confidence level درجه اطمینان
confidence limits حدود اطمینان
sicker قابل اطمینان
reputable قابل اطمینان
safety belt کمربند اطمینان
factor of safety ضریب اطمینان
aplomb اطمینان بخود
factor of safety عامل اطمینان
fiducial interval فاصله اطمینان
quality assurance اطمینان از کیفیت
safe valve دریچه اطمینان
figure on اطمینان داشتن
safety belts کمربند اطمینان
reassurance اطمینان مجدد
assuring اطمینان دادن
reassurance اطمینان افرینی
reassurances اطمینان مجدد
reassurances اطمینان افرینی
i'll warrant اطمینان میدهم
safety fuse فیوز اطمینان
assures اطمینان دادن
checks اطمینان از صحت چیزی
misgiving عدم اطمینان ترس
mistrusts اطمینان نکردن به فن داشتن
misgivings عدم اطمینان ترس
safe yield بده قابل اطمینان
mistrusting اطمینان نکردن به فن داشتن
mistrusted اطمینان نکردن به فن داشتن
reasure دوباره اطمینان یا قوت
mistrust اطمینان نکردن به فن داشتن
safe صحیح اطمینان بخش
trusty موتمن مورد اطمینان
qualms عدم اطمینان بیم
qualm عدم اطمینان بیم
checked اطمینان از صحت چیزی
check اطمینان از صحت چیزی
safes صحیح اطمینان بخش
safest صحیح اطمینان بخش
persuasion اطمینان عقیده دینی
area of uncertainity منطقه عدم اطمینان
persuasions اطمینان عقیده دینی
trusts اطمینان پشت گرمی
trust اطمینان پشت گرمی
trusted اطمینان پشت گرمی
safer صحیح اطمینان بخش
fiduciary اطمینان بخش ثقه
ultimate factor of safety ضریب اطمینان اختیاری
reassures دوباره اطمینان دادن
reassure دوباره اطمینان دادن
reassured دوباره اطمینان دادن
I am positive that ... من اطمینان کامل دارم که ...
i rely or your secrecy من به رازداری شما اطمینان میکنم
to believe in somebody [something] اطمینان داشتن به کسی [چیزی]
unreliable غیر قابل اطمینان نامعتبر
trut اطمینان داشتن توکل کردن
anti flood valve شیر اطمینان مانع طغیان
i reckon اطمینان به دوستی کسی داشتن
i assured him of that به او در این باره اطمینان دادم
swear by <idiom> کاملا از چیزی اطمینان داشتن
accrediting مورد اطمینان بودن یا شدن
accredit مورد اطمینان بودن یا شدن
accredits مورد اطمینان بودن یا شدن
persuasion نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
quality assurance عملیات اطمینان از کیفیت جنس
vouch اطمینان دادن تایید کردن
persuasions نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
bleeder type steam engine ماشین بخار با شیر اطمینان
avouch اقرار کردن اطمینان دادن
dependable قابل اطمینان مورد اعتماد
confidence man کسی که از اطمینان دیگرسوء استفاده میکند
I'm sure we can come to some arrangement. من اطمینان دارم که ما می توانیم به توافقی برسیم .
sail in با جدیت و اطمینان بکاری مبادرت کردن
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
mistrustfully ازروی بدگمانی از روی عدم اطمینان
authentication اطمینان از اینکه چیزی صحیح است
controlling اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controls اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
life is not worth an hour's p ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
appropriation symbol کد اعتبار
estimating اعتبار
estimates اعتبار
credit line حد اعتبار
estimated اعتبار
estimate اعتبار
value اعتبار
values اعتبار
prestige اعتبار
importance اعتبار
funded اعتبار
creditability اعتبار
line of cerdit خط اعتبار
valuing اعتبار
invalids : بی اعتبار
invalid : بی اعتبار
validity اعتبار
creditless بی اعتبار
budgets اعتبار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com