English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (13 milliseconds)
English Persian
correctable قابل تصحیح
emendable قابل تصحیح
Search result with all words
exception روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exceptions روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
bad sector شیاری که اشتباه فرمت شده است یا خطایی دارد و غیر قابل تصحیح یا نوشتن یا خواندن است
rectifiable قابل تصحیح یا جبران
Other Matches
range disk صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
wind correction تصحیح مربوط به باد تصحیح گلوله از نظر باد
correction index جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
swinging the compass تصحیح انحراف قطب نما تصحیح خطای قطب نما
corrector وسیله تصحیح کننده ماسوره وسیله تصحیح ماسوره
compensation تصحیح
It was corrected. تصحیح شد.
Bose Chandhuri Hocquenghem code کد تصحیح
compensations تصحیح
amendments تصحیح
amendment تصحیح
editing تصحیح
correction تصحیح
rectification تصحیح
rectifies تصحیح کردن
proofreads تصحیح کردن
sag correction تصحیح انحراف
correction تصحیح می کنم
rectified تصحیح کردن
attenuation compensation تصحیح اعوجاج
checking کد تصحیح خطا
frequency correction تصحیح فرکانس
correcting تصحیح کردن
corrects تصحیح کردن
gamma correction تصحیح گاما
correct تصحیح کردن
proofread تصحیح کردن
proofreading تصحیح کردن
corrected تصحیح شده
rectify تصحیح کردن
red pencil تصحیح کردن
correction coefficient ضریب تصحیح
error correcting code کد تصحیح خطا
redress تصحیح التیام
bugging تصحیح یک برنامه
program correctness تصحیح برنامه
magnetic compensatory مغناطیس تصحیح
patches تصحیح در یک برنامه
redresses تصحیح التیام
error correction تصحیح خطا
correction factor ضریب تصحیح
reformed تصحیح شده
correction thermometer دماسنج تصحیح
bugs تصحیح یک برنامه
refine تصحیح کردن
temperature correction تصحیح دمایی
refines تصحیح کردن
tam quam تصحیح حکم
patch تصحیح در یک برنامه
deflection correction تصحیح سمت
bug تصحیح یک برنامه
skew correction تصحیح گوشهای
emendate تصحیح کردن
compensation of compass تصحیح قطبنما
up-to-date تصحیح شده
up to date تصحیح شده
compensating magnet مغناطیس تصحیح
redressed تصحیح التیام
range correction تصحیح برد تیراندازی
stevenson schomaker correction تصحیح استیونس- شوماکر
gun displacement تصحیح جای توپ
pincushion magnets مغناطیسهای تصحیح بالشتک
copyreader تصحیح کننده مقاله
ARQ سیستم تصحیح خطا
corrected defelection سمت تصحیح شده
range correction تصحیح برد سلاح
range k ضریب تصحیح برد
layer ل تصحیح خطا باشد
layers ل تصحیح خطا باشد
compass compensation تصحیح قطب نما
errata sheet برگ تصحیح اشتباه
range disk میز تصحیح مسافت
impluse correction تصحیح ضربه جریان
adjusted valve مقدار تصحیح شده
chart correction card کارت تصحیح نقشه
complementary angle of site تصحیح تکمیلی تراز
deflection board تابلو تصحیح سمت
incorrect تصحیح نشده معیوب
corrected azimuth گرای تصحیح شده
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
k , transfer ضریب تصحیح برد توپ
negative altitude ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
range k ضریب تصحیح کای برد
reconstitutes تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
reconstituting تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
mode که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
reconstitute تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
reconstituted تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
edited تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
edit تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
map k ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
windage scale مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
corrective maintenance یافتن و تصحیح خطایی که رخ داده است
modes که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
rectification تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
complementary range برد مربوط به زاویه تصحیح تکمیلی تراز
Proof – reading. غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
drafted کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
drafts کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
edit تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
draft کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
edited تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
debugged آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
correctional custudy روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
z correction تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
debug آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
debugs آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
tactical diversions تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
failure شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
EDAC سیستم تصحیح خطای مقابل برای ارتباطات دادهای
insert mode حالت محاورهای کامپیوتر برای ویرایش و تصحیح متن ها
failures شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
slips لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
envelopes بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
envelope بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
slipped لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slip لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
digit عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
gyrolog دفترچه ضرایب ژیروسکوپی یاجدول تصحیح قطب نمای مغناطیسی ناو
digits عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checked مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
detect خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detected خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detecting خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detects خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
adducible قابل اضهار قابل ارائه
combustible قابل سوزش قابل تراکم
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
sensible قابل درک قابل رویت
presumable قابل استنباط قابل استفاده
achievable قابل وصول قابل تفریق
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
observable قابل مشاهده قابل گفتن
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
presentable قابل معرفی قابل ارائه
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
circularization تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
link طرح ISO/OSI که بستههای داده را به اتصال بعدی می فرستد و تصحیح خطا میکند
control rocket راکت کوچکی که در صورت لزوم روشن شده و وضعیت یا سرعت فضاپیما را تصحیح میکند
Microcom Networking Protocol سیستم تشخیص و تصحیح خطا سافت Microcom Inc که در مودم ها و نرم افزار ارتباطی به کار می رود
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
MNP سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
conditioning اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
MNP 0 پروتکل تصحیح خطای ارتباطی که میتواند داده راحتی روی اتصالات تلفن ضعیف منتقل کند
input/output پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
mttr متوسط زمانی که انتظار می رود برای تشخیص و تصحیح یک خطا در سیستم کامپیوتری لازم باشدRepair To Time ean
text سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
texts سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
editors نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
editor نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
adaptive channel allocation روش به کار رفته توسط پروتکل تصحیح خطای MNP که اندازه بستههای داده را طبق خط تلفن تنظیم میکند.
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
host computers کامپیوتر مخصوص نوشتن و تصحیح نرم افزار از کامپیوتر دیگر اغلب با استفاده از کامیایر
refile تجدید نظر در متن پیامهابرای ارسال تصحیح و مرتب کردن متن پیامهای ارسالی
host computer کامپیوتر مخصوص نوشتن و تصحیح نرم افزار از کامپیوتر دیگر اغلب با استفاده از کامیایر
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
bugs تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bug تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugging تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
request modify درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
automatic error correction تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
editing run در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
forward روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
forwarded روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
detect سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
kluge 1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
kludge 1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
Hamming code سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
dispersion scale طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
backwards تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com