Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
staff section
قسمت ستادی دسته سمبه
Other Matches
rammer staff
دسته سمبه
rammer
سمبه نظافت لوله سمبه توپ سمبه پر کن توپ
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
division
قسمت دسته بندی
divisions
قسمت دسته بندی
section crew
دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section gang
دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
pommel
قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
pommels
قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
crankpin
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
rading party
قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
staff coordination
هماهنگی ستادی
staff duty
ماموریت ستادی
staff duty
کار ستادی
staff duty
وفیفه ستادی
e hour
وقت ستادی
staff estimate
براورد ستادی
staff section
بخش ستادی
staff supervision
نظارت ستادی
staff study
بررسی ستادی
directorate
هیئت مدیره ستادی
staff
پرسنل ستاد ستادی
directorates
هیئت مدیره ستادی
staffed
پرسنل ستاد ستادی
staffs
پرسنل ستاد ستادی
e hour
وقت مخصوص اجرای عملیات ستادی
brushes
سمبه
rammer
سر سمبه
brush
سمبه
rammer
سمبه
rammed
سمبه زدن
brush
سمبه لوله
rams
سمبه زدن
drift
میله سمبه
drifted
میله سمبه
brushes
سمبه لوله
cleaning rod
سمبه تفنگ
drifting
میله سمبه
drifts
میله سمبه
lapping head
سمبه فلزی
hollow punch
سمبه منگنه
lapping head
سمبه توپ
rammer staff
چوب سمبه
staff section
قطعات سمبه
ram
سمبه زدن
spademan
نفر سمبه زن توپ
cleaning rod
سمبه نظافت اسلحه
gun stick
میل سمبه تفنگ
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
swabs
کف شوی وسیله نظافت سمبه مویی
swab
کف شوی وسیله نظافت سمبه مویی
hob
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
staff
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
staffed
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
staffs
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
hobs
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
loader
خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
staffing guide
کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
regiments
دسته دسته کردن
trooping
دسته دسته شدن
regiment
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
in detail
مفصلا دسته دسته
assort
دسته دسته شدن
classify
دسته دسته کردن
sorts
دسته دسته کردن
distribute
دسته دسته کردن
sorted
دسته دسته کردن
they came in bands
دسته دسته امدند
troop
دسته دسته شدن
group
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته کردن
scores of people
دسته دسته مردم
shoals of people
دسته دسته مردم
streams of people
دسته دسته مردم
trooped
دسته دسته شدن
windrow
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
groups
دسته دسته کردن
sect
دسته دسته مذهبی
throttling
عبور قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
throttles
عبور قسمت به قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttle
عبور قسمت به قسمت
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttled
عبور قسمت به قسمت
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
cross refer
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
drifting
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drifts
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drifted
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drift
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
cellular unit
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skeg
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
groups
دسته
troop
دسته
trooped
دسته
trooping
دسته
ringleader
سر دسته
cranks
دسته
A bouquet (bunch)of flowers.
دسته گه
cranking
دسته
shook
دسته
tufts
دسته
tuft
دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers .
دسته گل
bouquet
دسته گل
cranked
دسته
crank
دسته
bracket
دسته
section
دسته
processions
دسته
procession
دسته
cliques
دسته
clique
دسته
hilts
دسته
hilt
دسته
helms
دسته
helm
دسته
sections
دسته
ranges
دسته
ranged
دسته
bail arm
دسته
parcel
دسته
parcels
دسته
range
دسته
batch
دسته
batches
دسته
bouquets
دسته گل
skulked
دسته
cluster bombs
دسته
lugs
دسته
clusters
دسته
lugging
دسته
skulk
دسته
team
دسته
cluster bomb
دسته
skulking
دسته
genus
دسته
skulks
دسته
scores
دسته دسته
groups
دسته دسته
cluster
دسته
teams
دسته
work team
دسته
leader
سر دسته
ringleaders
سر دسته
kind
دسته
droves
دسته
platoon
دسته
platoons
دسته
group
دسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com