Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 257 (25 milliseconds)
English
Persian
resident
ما برای یک شرکت کار کند
residents
ما برای یک شرکت کار کند
Search result with all words
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
equipment
وسایل مورد نیاز برای کار در یک کارخانه یا شرکت
provider
شرکت یا کاربری که منبع اطلاعاتی برای استفاده در سیستم ویدیویی فراهم میکند.
providers
شرکت یا کاربری که منبع اطلاعاتی برای استفاده در سیستم ویدیویی فراهم میکند.
lotus
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
lotuses
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
incorporation
جا دادن ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت
consortia
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortium
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortiums
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
introduce
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
prospectus
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
prospectuses
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
office
مناسب برای استفاده در شرکت
offices
مناسب برای استفاده در شرکت
nominate
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
nominates
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
nominating
تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
ashton tate
یک شرکت نرم افزاری درکالیفرنیا که برای ریزکامپیوترها نرم افزارتولید میکند
big blue
ابی بزرگ لقبی برای شرکت بین المللی ماشینهای تجاری
COMPAQ
شرکت کامپیوتر شخصی آمریکایی که اولین تولید کننده برای IBMPC بود
entry fee
مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
entrymate
اسب شرکت کننده همزمان بااسب دیگر برای شرط بندی
executive information system
نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
Kaleida Labs
شرکت فروش واسط بین Apple و IBM برای تولید از برای نوشتاری چندرسانهای
lutine bell
زنگ که ازکشتی قدیمی لوتین برداشته شده و در دفتر شرکت بیمه لویدز نصب گردیده و برای اعلام خبرهای مهم انرا به صدا در می اورند
macwrite
برنامه کاربردی پردازش کلمه برای ریزکامپیوتر مک اینتاش که توسط شرکت کامپیوتری APPLE ساخته شده است
micropro
یک شرکت نرم افزاری کالیفرنیایی که برای ریزکامپیوترها برنامه تهیه میکند
Novell
شرکت بزرگ که نرم افزار شبکه تولید می :ند. و برای سیستم عامل Netware معروف است که روی سرور PC اجرا میشود
off roader
شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
outsource
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
overt collusion
تبانی چند شرکت برای کنترل بازار با موافقت صریح یکدیگر
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
promotion money
دستمزدی که به موسسین شرکت برای خدماتشان پرداخت میشود
proprietary file format
روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
starter's list
فهرست اسبهاییکه واجدشرایط برای شرکت درمسابقه نیستند
starting fee
مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
take over bid
پیشنهاد خرید سهام یک شرکت برای اعمال کنترل
telegenic
دارای استعداد شرکت دربرنامههای تلویزیونی مناسب برای برنامه تلویزیونی
wordprocessing
شرکت متخصص در پردازش کلمات برای شرکتهای دیگر
go in for
<idiom>
شرکت کردن در،تصمیم گیری برای انجام کاری
to call a meeting of the board of directors
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
offshore company
شرکت صندوق پستی در خارج از کشور
[ برای سود در مالیات]
to bar somebody from a competition
شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
Other Matches
letterhead
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
international finance corporation
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
شرکت مادر شرکت مرکزی
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
body corporate
شرکت شرکت سهامی
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
EIS
ول شرکت
firmest
شرکت
firmer
شرکت
firms
شرکت
fellowsh
شرکت
firm
شرکت
house
شرکت
incorporation
شرکت
contribution
شرکت
corporations
شرکت
contributions
شرکت
corporation
شرکت
partnerships
شرکت
partnership
شرکت
company
شرکت
cahoot
شرکت
companies
شرکت
enterprise
شرکت
enterprises
شرکت
handing
شرکت
participation
شرکت
businesses
شرکت
houses
شرکت
housed
شرکت
business
شرکت
concern
شرکت
concerns
شرکت
hand
شرکت
consociation
شرکت
associations
شرکت
association
شرکت
society
شرکت کمیته
managers
یس بخش در شرکت
societies
شرکت کمیته
pall bearer
شرکت میکند
parent company
شرکت مادر
equities
حق صاحبان شرکت
subsidiary
شرکت تابعه
voluntary partnership
شرکت اختیاری
parcenary
شرکت در ارث
parcenary
شرکت مشاع
corporatism
شرکت گرایی
manager
یس بخش در شرکت
subsidiaries
شرکت تابعه
parent company
شرکت اصلی
intel corporation
شرکت اینتل
contributors
شرکت کننده
principals
شرکت اصلی
joint stock company
شرکت سهامی
private enterprise
شرکت خصوصی
contributor
شرکت کننده
corporations
شرکت سهامی
winding up
انحلال شرکت
invalidation of company
بطلان شرکت
inveluntary partnership
شرکت قهری
joint-stock company
شرکت سهامی
participable
شرکت کردنی
tandy corporation
شرکت Tandy
joint-stock companies
شرکت سهامی
participable
شرکت بردار
participative
شرکت کننده
aiding and abetting
شرکت در جرم
equity
حق صاحبان شرکت
joint stock
شرکت سهامی
take a hand at
شرکت کردن در
participant
شرکت کننده
article of association
اساسنامه شرکت
articles of assosiation
اساسنامه شرکت
acting company
شرکت عامل
to play at
شرکت کردن در
artieles of association
شرکت ناور
house flag
پرچم شرکت
businesses
شرکت تجاری
holding company
شرکت مالک
go into
شرکت کردن در
associated company
شرکت وابسته
associative
شرکت پذیر
article of a company
اساسنامه شرکت
holding company
شرکت مرکزی
participation
شرکت کردن
complicity
شرکت در جرم
participation
شرکت در جرم
trading company
شرکت تجارتی
play ball with someone
<idiom>
شرکت منصفانه
sit in on
<idiom>
شرکت درجلسه
to sit out
شرکت نداشتن در
ncr corporation
شرکت NCR
affiliated company
شرکت وابسته
liquidation
تصفیه شرکت
stock company
شرکت سهامی
share
[in]
شرکت
[سهم]
[در]
unity
وحدت شرکت
subsidiary company
شرکت فرعی
partnership
شرکت تضامنی
entry
شرکت کننده
partnerships
شرکت تضامنی
a stand-alone company
یک شرکت مستقل
participants
شرکت کننده
to take part
[in]
شرکت داشتن
[در]
general partnership
شرکت تضامنی
insurance company
شرکت بیمه
microsoft corporation
شرکت مایکروسافت
participating
شرکت کننده
business
شرکت تجاری
associativity
شرکت پذیری
giant corporation
شرکت بزرگ
unlimited liability company
شرکت تضامنی
memorandum of association
اساسنامه شرکت
memorandom of association
اساسنامه شرکت
employer's liability insurance company
شرکت بیمه
founders
موسس شرکت
datapro
یک شرکت تحقیقاتی
proportional liability partnership
شرکت نسبی
commercial company
شرکت تجاری
airline
شرکت هواپیمایی
airlines
شرکت هواپیمایی
C.O
مخفف شرکت
foundering
موسس شرکت
stand-ins
شرکت کردن
private corporation
شرکت خصوصی
stand-in
شرکت کردن
stand in
شرکت کردن
proprietary company
شرکت خصوصی
founder
موسس شرکت
foundered
موسس شرکت
compulsory partnership
شرکت قهری
shipping company
شرکت کشتیرانی
entrepreneur
موسس شرکت
participate
شرکت کردن
company law
قوانین شرکت
company union
اتحادیه شرکت
company network
شبکه شرکت
company secretary
منشی شرکت
participated
شرکت کردن
sit out
شرکت نداشتن در
principal
شرکت اصلی
commercial firm
شرکت تجارتی
accession
شرکت در مالکیت
entrepreneurs
موسس شرکت
participates
شرکت کردن
shipping agent
شرکت حمل
company seal
مهر شرکت
branch of a company
شعبه شرکت
doctor to the company
پزشک شرکت
corporate appraisal
ارزیابی شرکت
partook
شرکت کردن
cooperative society
شرکت تعاونی
mutual company
شرکت تعاونی
civil partnership
شرکت مدنی
partaken
شرکت کردن
corporation
شرکت سهامی
corporativism
شرکت گرایی
corporately
بصورت شرکت
partake
شرکت کردن
electric company
شرکت برق
certificate of incorporation
شرکت نامه
economic unit
خانوار شرکت
champerty
شرکت در دعوا
contributing
شرکت کردن
contributes
شرکت کردن
assisted
شرکت جستن
partaking
شرکت کردن
contributed
شرکت کردن
contribute
شرکت کردن
assist
شرکت جستن
private company
شرکت خصوصی
dissolution of a company
انحلال شرکت
partakes
شرکت کردن
cooperative company
شرکت تعاونی
cooperative
شرکت تعاونی
winding up of a company
انحلال شرکت
assists
شرکت جستن
assisting
شرکت جستن
dissolution of partner ship
فسخ شرکت
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com