Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English
Persian
crease
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creased
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creases
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
creasing
محل تلاقی دیوار اسکواش و کف زمین
Other Matches
forecourts
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
forecourt
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
crosscourt shot
ضربه کوتاه به دیوار مقابل که به طرف دیگر زمین اسکواش بیافتد
front wall
دیوار مقابل اسکواش
service line
حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
nicks
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nick
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicked
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
squash court
زمین بازی اسکواش
in side
سمت سرویس زمین اسکواش
hand in
سمت زمین سرویس اسکواش
telltale
نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
service line
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
down
توپ اسکواش دو بار به زمین خورده ناتوان از ادامه مبارزه
concurrence
تلاقی دو نیرو در یک خط عملیات نقطه تلاقی همزمان بودن
dry area
[شکاف گود بین دیوار زیر زمین]
boards
برگشت توپ از تخته بسکتبال دیوار چوبی دور زمین
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
sightscreen
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
out-
نوبت سرویس اسکواش
outed
نوبت سرویس اسکواش
out
نوبت سرویس اسکواش
service court
محل فرود سرویس اسکواش
hand out
خراب کردن سرویس اسکواش
front court
محوطه جلو خط سرویس اسکواش
anastomosis
تلاقی
collision
تلاقی
anastomois
تلاقی
confluence
تلاقی
conflux
تلاقی
tangency
تلاقی
weaving
تلاقی
confluences
تلاقی
collisions
تلاقی
getting
برگشت عالی توپ مشکل درتنیس و اسکواش
get
برگشت عالی توپ مشکل درتنیس و اسکواش
gets
برگشت عالی توپ مشکل درتنیس و اسکواش
gantlet
تلاقی کردن
vanishing point
نقطه تلاقی
meeting
تلاقی همایش
point of intersection
نقطه تلاقی
meetings
تلاقی همایش
commissure
محل تلاقی
interactional points
نقاط تلاقی
crossing points
نقطه تلاقی
incidence matrix
ماتریس تلاقی
crossing point
نقطه تلاقی
intersection point
نقطه تلاقی
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
redezvous
محل تلاقی یکانها
outfall
محل تلاقی دوابریز
counter
باجه تلاقی کردن
countered
باجه تلاقی کردن
groins
محل تلاقی دوطاق
quits
بی حساب تلاقی شده
groin
محل تلاقی دوطاق
mould line
خط حاصل از تلاقی دو سطح
countering
باجه تلاقی کردن
crossing
نقطه تلاقی دوراهی
csma/cd
دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
confluences
اتصال یا تلاقی دو نهر همریختنگاه
confluence
اتصال یا تلاقی دو نهر همریختنگاه
gantlet
: محل تلاقی دو خط راه اهن
pitch curves
تلاقی سطوح طرفین دندانه
meetings
تلاقی وسائط نقلیه برخوردها
concourse
محل تلاقی چندخیابان یا جاده
concourses
محل تلاقی چندخیابان یا جاده
meeting
تلاقی وسائط نقلیه برخوردها
weaving distance
طول تلاقی مسافت همبری
buttock lines
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
telematics
نقطه تلاقی راه دور وپردازش خودکار اطلاعات
carrier sense
detect collision accesswith multiple دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
passing place
محل پیش بینی شده برای تلاقی در راههای شوسهای
junction well
چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
relief hole
سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
squash tennis
بازی شبیه به اسکواش درهمان محوطه بین 2 نفر که امتیاز فقط بوسیله سرویس کننده به دست می اید و توپ وراکت فرق دارند
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
mach stem
جبهه موج حاصل از تلاقی موج برخوردی و منعکس
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
redezvous
تلاقی کردن ملاقات کردن
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
alignment frontage
بر دیوار
cope
سر دیوار
bulkhead
دیوار
curtains
دیوار
face wall
دیوار بر
enclosure wall
دیوار بر
bulwarks
دیوار
fence
دیوار
coping
سر دیوار
fences
دیوار
bulkheads
دیوار
wall
دیوار
f. with the woll
دیوار
wellhead
سر دیوار
bulwark
دیوار
partitions
دیوار
walls
دیوار
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
counter-scrap
دیوار
walls have ears
دیوار
partition
دیوار
sonic booms
دیوار صوتی
one brick wall
دیوار یک اجره
cavity walls
دیوار صندوقهای
posters
دیوار کوب
non load bearing wall
دیوار تیغه
non bearing wall
دیوار تیغه
outer wall
دیوار خارجی
niches
تو رفتگی در دیوار
partition wall
دیوار تیغه
panel wall
اگین دیوار
murals
دیوار نما
outwall
دیوار بیرونی
niche
تو رفتگی در دیوار
quay wall
دیوار بارانداز
rear wall
دیوار پشت
coping
قرنیس دیوار
embankments
دیوار خاکی
mural
دیوار نما
embankment
دیوار خاکی
poster
دیوار کوب
cranny
شکاف دیوار
bearing wall
دیوار بارگیر
petard
بمب دیوار کن
bearing wall
دیوار باربر
batter of a wall
شیب دیوار
batter of a wall
میل دیوار
an interstice in a wall
ترک در دیوار
counterfort
دیوار تکیه
front wall
دیوار جلو
dike
دیوار مانع
decorated wall
دیوار تزیینی
party wall
دیوار مشترک
cross wall
دیوار همبر
common wall
دیوار مشترک
cobwall
دیوار کاهگلی
clay wall
دیوار چینه
curtain wall
دیوار پردهای
cut off
دیوار اببند
party walls
دیوار مشترک
gable wall
دیوار سنتوری
gable wall
دیوار لچکی
abutment
دیوار پشتیبان
inwall
دیوار گرفتن
key wall
دیوار اب بند
load bearing wall
دیوار باربر
enclosures
دیوار حصارکشی
enclosure
دیوار حصارکشی
load bearing wall
دیوار حمال
mason up
ساختن دیوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com