English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
he kept me waiting مرامنتظریامعطل نگاه داشت
Other Matches
he made me wait مرا منتظر یا معطل نگاه داشت
that book will immortalize him ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
minute book دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glance نگاه نگاه مختصر
glances نگاه نگاه مختصر
glanced نگاه نگاه مختصر
conservation داشت
article had two notes داشت
talented درون داشت
talent درون داشت
apanage اختصاص داشت
without letted باز داشت
when will women have the vote? خواهند داشت
talents درون داشت
dwelt منزل داشت
note book دفتریاد داشت
expectation چشم داشت
he loved her dear اوبسیاردوست داشت
factum یاد داشت
expectations چشم داشت
expectantly با چشم داشت
durst زهره داشت
he adored that woman ان زن رابسیاردوست می داشت
to set down یاد داشت کردن
marrige of convenience پیوند با چشم داشت
to minute down یاد داشت کردن
to make a note of یاد داشت کردن
to make a minute of یاد داشت کردن
writing pad دسته یاد داشت
to take down یاد داشت کردن
to take notes of یاد داشت برداشتن از
he complained with reason داشت که گله میکرد
it had a europeanlook نمود اروپایی داشت
i will note it down یاد داشت میکنم
ephebe شهری که از 81 تا 02 سال داشت
He was looking for you. داشت دنبالت می گشت
disposure نمایش عرضه داشت
the dog wasled سگ بند در گردن داشت
He looked well groomed . He had a tidy appearance . سرووضع مرتبی داشت
block note paper دسته کاغذیاد داشت
prospectiveness چشم داشت به اینده
outlook منظره چشم داشت
annotator یاد داشت کننده
prospect of success چشم داشت یا امید کامیابی
She was talking to (with ) a friend . داشت با دوستش صحبت می کرد
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ? تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
He was running like a madman. عین دیوانه ها داشت می دوید
no song no supper تانخوانی شام نخواهیم داشت
The girl was penciling her eyebrows . دخترک داشت ابروهایش را می کشید
All his belongings were stolen . هرچه داشت بردند (دزدیدند)
durst جرات داشت جسارت کرد
fusileer سربازی که تفنگ چخماقی داشت
he would be sure to like it یقینا انرادوست خواهد داشت
it weighed kilogrammes بود سه کیلوگرم وزن داشت
he was in purpose to do it در نظر داشت که ان کار رابکند
that point was of p interest ان نکته جالبیست ویژهای داشت
fusilier سربازی که تفنگ چخماقی داشت
he sold the good ones هرچه خوب داشت فروخت
There will be a delay of 8 minutes. 8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
marshalsea دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
to preach from notes از روی یاد داشت وضع کردن
The bus stopped for fuel [ to get gas] . اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
quinquereme یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
og الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
on old woman past sixty پیرزنی بیش از شصت سال داشت
pistole سکه زرکه بیشتردراسپانی رواج داشت
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
u.sings[ and+] با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
He tried to conceal the facts. سعی داشت حقیقت را پنهان کند
life is not worth an hour's p ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
His request was in the nature of a command. خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
count palatine قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
He wanted to incite the people. قصد داشت مردم راتحریک کند
groschen سکه سیم المانی که پیشتر رواج داشت
on shall from a quo rum جلسهای که باحضورنصف اعضابعلاوه یک تن رسمیت خواهد داشت
no paternosterŠno p تادعای ربانی نخوانی پول نخواهی داشت
of livery ایانوکر جامه ویژه داشت یاجامه ساده
She married a man old eonugh to be her father. با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
to serve a notice on some one اخطار یا یاد داشت برای کسی فرستادن
lostlabour کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
She was crying over her misfortunes. ازدست بدبختی هایش ناله وفریاد داشت
He had the air of a frightened(scared)child. حالت بچه ای را داشت که وحشت زده شده بود
complete transaction معامله قطعی و تمام شده که دنباله نخواهد داشت
kreutzer نام سکه مس وسیم که پیشتردرالمان واطریش رواج داشت
The judge will have the final say on the matter. قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
parnassian نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
nestorianism عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
record prices بهترین نرخ هائی که تاکنون یاد داشت یا ثبت شده
critical engine موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
paphian وابسته PAPHOS شهرباستانی جزیره قبرس که اختصاص برب النوع عشق داشت
He was killed when his parachute malfunctioned. بخاطر اینکه چترش کار نکرد [عیب فنی داشت] او [مرد] کشته شد.
dead دوره زمانی بین دو رویداد که هیج اتفاقی نمیافتد برای اطمینان از اینکه باهم برخورد نخواهند داشت
mum's the word این سخن فاش کردنی نیست این حرف را باید پنهان داشت
it will make against us برای مازیان خواهد داشت بزیان ما تمام خواهد شد
she smiled sweetly لبخند یا تبسم شیرینی داشت شیرین لبخند میزد
fasces [نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
it pleased him to go خوش داشت که برود خوشش می امدکه برود
sans recours عبارتی که فهرنویس وقتی به نمایندگی ازجانب دیگری فهر نویسی میکند قبل ار امضا می نویسد وبنابراین شخصا" مسئوولیتی در قبال نکول نخواهد داشت
league of nations تاسیس جهانی مشهور که بین دو جنگ جهانی فعالیت داشت و درواقع مقدمهای بود برای تشکیل سازمان ملل متحد
hopes امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
hope امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
hoped امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
hoping امیدواری چشم داشت چشم انتظاری
slant نگاه کج
looked نگاه
leering نگاه چپ
look here نگاه کن
observantion نگاه
leering نگاه کج
leered نگاه چپ
gander : نگاه
leer نگاه چپ
slanted نگاه کج
leer نگاه کج
look نگاه
leers نگاه کج
looks نگاه
glimpse نگاه کم
glimpsed نگاه کم
i say نگاه کن
gloatingly با نگاه
glimpsing نگاه کم
leered نگاه کج
glimpses نگاه کم
by sight از نگاه
slants نگاه کج
ganders : نگاه
leers نگاه چپ
view نگاه
regards نگاه
regard نگاه
regarded نگاه
squints چپ نگاه کردن
come-on نگاه دعوتآمیز
leered نگاه کج کردن
vide infara را نگاه کنید
leer نگاه کج کردن
leer نگاه دزدکی
eye نگاه کردن
tenable نگاه داشتنی
leering نگاه دزدکی
squint چپ نگاه کردن
Peeping Tom نگاه دزد
leers نگاه کج کردن
squinted چپ نگاه کردن
leers نگاه دزدکی
come-ons نگاه دعوتآمیز
leering نگاه کج کردن
keek نگاه دزدانه
eyeing نگاه کردن
eyes نگاه کردن
eying نگاه کردن
see نگاه کردن
sees نگاه کردن
look down با نگاه از رو بردن
stay نگاه داشتن
stayed نگاه داشتن
looker نگاه کننده
leered نگاه دزدکی
to set eyes on نگاه کردن
holder نگاه دارنده
hold نگاه داشتن
upholder نگاه دارنده
kept نگاه داشته
holds نگاه داشتن
voyeurs نگاه کننده
voyeur نگاه کننده
leontief table نگاه کنید به :
to put to a pause نگاه داشتن
peeks نگاه دزدانه
gloatingly با نگاه خیره
stopping نگاه داشتن
stops نگاه داشتن
regard نگاه کردن
regarded نگاه کردن
gazed نگاه خیره
stopped نگاه داشتن
gapeseed نگاه خیره
gape seed نگاه خیره
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
to stop [doing something] نگاه داشتن
stop نگاه داشتن
regards نگاه کردن
an am or ous glance یک نگاه عاشقانه
gazing نگاه خیره
upholders نگاه دارنده
peeked نگاه دزدانه
gazes نگاه خیره
i say نگاه کنید
peeking نگاه دزدانه
gaze نگاه خیره
an intent look یک نگاه مشتاقانه
an upward glance نگاه سربالا
peek نگاه دزدانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com