Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
canonic
مومن باصول کلیسایی سیستم منطقی
Other Matches
direct coupled transistor logic
سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
positive true logic
یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
technology
اشنایی باصول فنی
technologies
اشنایی باصول فنی
principle
معتقد باصول ومبادی کردن
cosmogonal
مربوط باصول افرینش گیتی
adjective laws
قوانین مربوط باصول محاکمات
believers
مومن
believer
مومن
fea
مومن
unbeliever
غیر مومن
unbelievers
غیر مومن
unbelievin
غیر مومن
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
infidels
شخص غیر مومن
infidel
شخص غیر مومن
material conditional
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material implication
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material consequence
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
implication
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
implies
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
conditional
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
paged address
مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
Methodist
فرقه مسیحی " متدیست " مومن به این مذهب
Methodists
فرقه مسیحی " متدیست " مومن به این مذهب
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
synod
شورای کلیسایی
synods
شورای کلیسایی
parochial school
اموزشگاه کلیسایی
canon law
قانون کلیسایی
benefice
درامد کلیسایی
beneficed
دارای درامد کلیسایی
ecumenism
وحدت گرایی کلیسایی
synodic
مربوط به شورای کلیسایی
synodical
مربوط به شورای کلیسایی
sanctions
فتوای کلیسایی سوگند
sanctioning
فتوای کلیسایی سوگند
sanctioned
فتوای کلیسایی سوگند
sanction
فتوای کلیسایی سوگند
fortified church
[کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
church
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
churches
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
basilica
[کلیسایی با ساختمان مربع شکل]
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
to i. anyone to a benefice
درامد کلیسایی رابرای کسی برقرارکردن
archdiocese
ناحیهء کلیسایی زیر نفوذاسقف اعظم
acapella
اواز دسته جمعی بسبک کلیسایی
parochialism
امور مربوط بناحیه یابخش کلیسایی
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
hall-church
[کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
ambulatory church
[کلیسایی که حرم و نمازخانه آن با رواق جدا شده است.]
Hallenkirche
[کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
prebend
محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
prebendal
محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
lady chapel
کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
High Church
فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
programmable logic array
ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
mediant
یکی ازالحان سرود کلیسایی که حدفاصل بین اهنگ طبیعی صداواوج صدا است
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
policonic projection
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
chcp
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
download
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
native
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
natives
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
design phase
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
demands
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
standby
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
standbys
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
system diagnostics
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
automatic levelling
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
three phase four wire system
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
mttf
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridges
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridged
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
desktop
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
off load
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
failures
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
lambert projection
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
expansion card
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
warm boot
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
dialectical
منطقی
logical
منطقی
reasonable
منطقی
rational
منطقی
dialectician
منطقی
logistic
منطقی
logic
منطقی
not
نه منطقی
argumentive
منطقی
intralogical
منطقی
dialectic
منطقی
logical trace
رد منطقی
argumentative
منطقی
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
designation system
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
system flowchart
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
masters
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
logic array
ارایه منطقی
to stand to reason
منطقی است
logic analysis
تحلیل منطقی
logic device
دستگاه منطقی
syntaxic thought
اندیشه منطقی
alu
واحدحسابی- منطقی
logical cognition
شناخت منطقی
consequence
نتیجه منطقی
logic board
تخته منطقی
logic circuit
مدار منطقی
logic circuits
مدارهای منطقی
sorites
تسلسل منطقی
logic design
طرح منطقی
logic board
برد منطقی
logic add
جمع منطقی
consequences
نتیجه منطقی
logical multiply
ضرب منطقی
consecution
نتیجه منطقی
logic design
طراحی منطقی
ligical multiply
ضرب منطقی
syllogism
قیاس منطقی
syllogism
قضیه منطقی
logic card
کارت منطقی
logicality
منطقی بودن
logical instruction
دستورالعمل منطقی
logical file
فایل منطقی
logical file
پرونده منطقی
logical fallacy
سفسطه منطقی
logical expression
مبین منطقی
logical drives
گردانندههای منطقی
logical difference
تفاضل منطقی
logical design
طراحی منطقی
logical design
طرح منطقی
elench
تکذیب منطقی
logical decision
تصمیم منطقی
logical connector
رابط منطقی
logical connective
رابط منطقی
logical comparison
مقایسه منطقی
logical not
نقص منطقی
logical not
نفی منطقی
logical value
مقدار منطقی
logical value
ارزش منطقی
logical unit
واحد منطقی
logical symbol
علامت منطقی
logical sum
جمع منطقی
logical representation
نمایش منطقی
logical record
رکورد منطقی
logical reasoning
استدلال منطقی
logical product
رکورد منطقی
logical operator
عملگر منطقی
logical operations
عملیات منطقی
non logical
غیر منطقی
nonsequitur
غیر منطقی
logical operation
عملکرد منطقی
logical operation
عمل منطقی
paralogism
لغزش منطقی
logical add
جمع منطقی
logic multiply
ضرب منطقی
logic instruction
دستورالعمل منطقی
logic gates
گیتهای منطقی
rational numbers
اعداد منطقی
logic gate
دروازه منطقی
logical function
تابع منطقی
logic function
تابع منطقی
logical error
خطای منطقی
logic error
خطای منطقی
postulating
قیاس منطقی
postulates
قیاس منطقی
postulated
قیاس منطقی
postulate
قیاس منطقی
logic element
عنصر منطقی
logic network
شبکه منطقی
rational expectations
انتظارات منطقی
logical state
حالت یک منطقی
logic variable
متغیر منطقی
logic unit
واحد منطقی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com