Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
general rate of growth
نرخ عمومی رشد
Search result with all words
outline
خط عمومی
outline
خط مقاومت عمومی
outlined
خط عمومی
outlined
خط مقاومت عمومی
outlines
خط عمومی
outlines
خط مقاومت عمومی
outlining
خط عمومی
outlining
خط مقاومت عمومی
therm
حمام عمومی گرما
therms
حمام عمومی گرما
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
poll
مراجعه به اراء عمومی
polled
مراجعه به اراء عمومی
polls
مراجعه به اراء عمومی
ward
اطاق عمومی بیماران بستری صغیری که تحت قیومت باشد محجور
wards
اطاق عمومی بیماران بستری صغیری که تحت قیومت باشد محجور
utility
تاسیسات ووسایل رفاهی کارهای عمومی یا خدماتی
utility
عمومی همه مصرفه
public
عمومی
public
رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
private
محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
privates
محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
privates
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
bus
مسیر عمومی
bused
مسیر عمومی
buses
مسیر عمومی
busing
مسیر عمومی
bussed
مسیر عمومی
busses
مسیر عمومی
bussing
مسیر عمومی
encyclical
عمومی وابسته به بخشنامه پاپ
encyclicals
عمومی وابسته به بخشنامه پاپ
risers
انشعابات عمومی چتر نجات ستونها یا طنابهای عمودی ناو طنابهای شانهای چترنجات
generalities
افهار عمومی
generality
افهار عمومی
universal
عمومی
universal
قضیه کلی یا عمومی قاعده کلی
common
:عمومی
common
عمومی
commoners
:عمومی
commoners
عمومی
commonest
:عمومی
commonest
عمومی
general
عمومی
generals
عمومی
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
internationalism
عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
vertical
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
dedication
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
network
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
networks
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
casino
تفریحگاه عمومی برای رقص وموزیک
casinos
تفریحگاه عمومی برای رقص وموزیک
burden
هزینه عمومی
burdens
هزینه عمومی
overt
عمومی
ovation
شادی وسرور عمومی
ovations
شادی وسرور عمومی
toll
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolling
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolls
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
uniform
عمومی متحدالمال
uniforms
عمومی متحدالمال
prevailing
عمومی متداول
axiom
اصل عمومی اصل
axioms
اصل عمومی اصل
referenda
مراجعه بارا عمومی
referenda
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendum
مراجعه بارا عمومی
referendum
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendums
مراجعه بارا عمومی
referendums
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
libraries
کتابها یا رکوردها و... که عموم می توانند فرض کنند که معمولا در یک محل عمومی قرار دارند
library
کتابها یا رکوردها و... که عموم می توانند فرض کنند که معمولا در یک محل عمومی قرار دارند
collective
مشترک عمومی
generalised
عمومی کردن
generalises
عمومی کردن
generalising
عمومی کردن
generalize
عمومی کردن
generalizes
عمومی کردن
generalizing
عمومی کردن
secularised
عمومی کردن
secularises
عمومی کردن
secularising
عمومی کردن
secularize
عمومی کردن
secularized
عمومی کردن
secularizes
عمومی کردن
secularizing
عمومی کردن
amnesties
عفو عمومی
amnesty
عفو عمومی
ostracised
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracised
از وجهه عمومی انداختن
ostracised
با اراء عمومی تبعیدکردن
Other Matches
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
common user
عمومی
ecumenic
عمومی
oecumenical
عمومی
the public voice
عمومی
hackneyed
عمومی
generic
عمومی
rife
عمومی
general porpose
عمومی
wide
عمومی
wider
عمومی
widest
عمومی
popular
عمومی
general depot
امادگاه عمومی
general education
اموزش عمومی
general depot
انبار عمومی
general ability
توانایی عمومی
general act
سند عمومی
general allotment
اختصاصات عمومی
general amnesty
عفو عمومی
general assembly
مجمع عمومی
general cargo
بار عمومی
general concepts
تدبیر عمومی
general damage
خسارت عمومی
general equilibrium
تعادل عمومی
general factor
عامل عمومی
general grant
کمک عمومی
general quarters
اسایشگاههای عمومی
general psychology
روانشناسی عمومی
general plan
نقشه عمومی
general paralysis
فلج عمومی
general outpost
پاسدار عمومی
general outpatient clinic
درمانگاه عمومی
plebiscites
اراء عمومی
general mobilization
بسیج عمومی
general message
پیام عمومی
general meeting
مجمع عمومی
general meeting
جلسه عمومی
general paresis
فلج عمومی
general meeting
گردهمایی عمومی
public opinion
افکار عمومی
general intelligence
هوش عمومی
g/a
خسارت عمومی
latrine
مستراح عمومی
vogue
عمومی ورایج
alameda
گردشگاه عمومی
cameralistic science
مالیه عمومی
central war
جنگ عمومی
checkup
معاینه عمومی
collective call sign
معرف عمومی
common grid
شبکه عمومی
common hardware
قطعات عمومی
common purse
وجوه عمومی
common items
قطعات عمومی
common labour
کارگر عمومی
common parts
قطعات عمومی
common nuisance
اضرار عمومی
open house
جشن عمومی
fourth estate
مطبوعات عمومی
folkway
احساسات عمومی
general practitioner
پزشک عمومی
folkway
طرزفکر عمومی
encyclic
عمومی دوری
public relations
روابط عمومی
prosecture
وکیل عمومی
counsel for the crown
وکیل عمومی
consolidated annuities
دیون عمومی
comulative action
اثر عمومی
common user items
اقلام عمومی
common user
خدمات عمومی
common language
زبان عمومی
general register
ثبات عمومی
public network
شبکه عمومی
public services
خدمات عمومی
public utilities
تسهیلات عمومی
public warehouse
انبار عمومی
quasi public
نیمه عمومی
reason of state
مصالح عمومی
records depository
بایگانی عمومی
public servant
مستخدم عمومی
public property
مال عمومی
public policy
سیاست عمومی
public order
نظم عمومی
public ownership
مالکیت عمومی
public affairs
روابط عمومی
public place
محل عمومی
public place
مکان عمومی
respublica
رفاه عمومی
rule of thumb
قانون عمومی
social good
کالاهای عمومی
baths
استخر عمومی
public baths
استخر عمومی
state property
اموال عمومی
suffrage universal
حق رای عمومی
GHQ
ستاد عمومی
general requirements
نیازهای عمومی
bath-house
حمام عمومی
general relativity
نسبیت عمومی
mass poverty
فقر عمومی
mintster of public works
وزیرکارهای عمومی
official submission
مناقصه عمومی
open court
محکمه عمومی
overhead costs
هزینههای عمومی
pissoir
مستراح عمومی
plaza
میدان عمومی
potlatch
جشن عمومی
in the sight of the public
در انظار عمومی
public welfare
رفاه عمومی
general welfare
رفاه عمومی
general reserve
احتیاط عمومی
general staff
ستاد عمومی
general stock
سهام عمومی
general supplies
تدارکات عمومی
general supplies
اماد عمومی
general support
پشتیبانی عمومی
general tariff
تعرفه عمومی
general theory
نظریه عمومی
public a
وکیل عمومی
public amnsement
نمایشگاه عمومی
public benefits
منافع عمومی
public image
تصور عمومی
public information
اطلاعات عمومی
public institutions
موسسات عمومی
public interest
منافع عمومی
public interest
نفع عمومی
public law
حقوق عمومی
public goods
کالاهای عمومی
public finance
مالیه عمومی
public facilities
تسهیلات عمومی
public borrowing
استقراض عمومی
public cost
هزینه عمومی
public debt
قرضه عمومی
public decency
عفت عمومی
public deposits
سپردههای عمومی
public domain
خط مشی عمومی
public enterprises
موسسات عمومی
public expenditures
مخارج عمومی
public library
کتابخانه عمومی
office
شغل عمومی
general strike
اعتصاب عمومی
offices
شغل عمومی
public sector
بخش عمومی
public schools
مدارس عمومی
dispensary
داروخانه عمومی
dispensaries
داروخانه عمومی
overheads
هزینههای عمومی
general elections
انتخابات عمومی
public nuisance
مزاحمت عمومی
plebiscite
اراء عمومی
public nuisances
مزاحمت عمومی
commonwealth
ثروت عمومی
general strikes
اعتصاب عمومی
commonwealths
ثروت عمومی
general election
انتخابات عمومی
general level of wages
سطح عمومی مزدها
law of universal gravitation
قانون جاذبه عمومی
law of universal gravitation
قانون گرانش عمومی
general issue
تدارکات عمومی ارتش
ostracized
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracized
از وجهه عمومی انداختن
general support
یکان پشتیبانی عمومی
ostracizes
از وجهه عمومی انداختن
general theory of relativity
نظریه نسبیت عمومی
general information data
اطلاعات و امار عمومی
general specification
مشخصات عمومی قرارداد
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
general price level
سطح عمومی قیمت ها
general practitioner
پزشک بیماریهای عمومی
ostracises
از وجهه عمومی انداختن
ostracises
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracising
از وجهه عمومی انداختن
ostracising
با اراء عمومی تبعیدکردن
general muster
مراسم اجتماعی عمومی
general muster
شیپور جمع عمومی
ostracize
از وجهه عمومی انداختن
general meeting
مجمع عمومی شرکت
ostracizes
با اراء عمومی تبعیدکردن
general sales tax
مالیات عمومی بر فروش
general shear failure
گسیختگی برشی عمومی
In deference to public opinion.
به احترام افکار عمومی
cardinal sin
عملمغایر با افکار عمومی
AGMs
مجمع عمومی سالانه
AGM
مجمع عمومی سالانه
utility vehicle
وسیله نقلیه عمومی
utility car
وسیله نقلیه عمومی
tenders conditions
شرایط عمومی مناقصه
statutory meeting
مجمع عمومی قانونی
universal output transformer
مبدل صوتی عمومی
the public
[popular]
odium
تنفر مردم عمومی
service calls
شیپور جمع عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com