English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
breaking هتک حرز و ورود غیر قانونی به ملک غیر به هر شکل و به هر وسیلهای که باشد
Other Matches
cushions وسیلهای که شبیه تشک باشد
cushion وسیلهای که شبیه تشک باشد
cushioned وسیلهای که شبیه تشک باشد
cushioning وسیلهای که شبیه تشک باشد
vortex tube وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
output bound وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را باسرعتی کمتر از ورود داده هاانجام بدهد
input bound وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را با نرخی سریعتر از ورود داده هاانجام بدهد
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
built in وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
fractional reserve banking بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد
illegal آنچه قانونی نیست یا مخالف قانون و قوانین باشد
long life itemes اقلامی که عمر قانونی انها 5سال یا بیشتر باشد
protective tariffs تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
punched وسیلهای که داده را روی پاچ منتقل میکند به صورتی که کامپیوتر قابل تشخیص باشد
punch وسیلهای که داده را روی پاچ منتقل میکند به صورتی که کامپیوتر قابل تشخیص باشد
punches وسیلهای که داده را روی پاچ منتقل میکند به صورتی که کامپیوتر قابل تشخیص باشد
card وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
cards وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
customs of war اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست
pooler وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
estoppel اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
terminals وسیلهای که معمولاگ از صفحه نمایش و صفحه کلید تشکیل شده است که امکان ورود و نمایش اطلاعات به صورت line-Dnبا سیستم کامپیوتر اصلی میدهد.
terminal وسیلهای که معمولاگ از صفحه نمایش و صفحه کلید تشکیل شده است که امکان ورود و نمایش اطلاعات به صورت line-Dnبا سیستم کامپیوتر اصلی میدهد.
authentication به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
document وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documenting وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documented وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
tenant by sufference هر گاه کسی ملکی رابا عنوان و سمت قانونی درتصرف داشته باشد و پس اززوال سمت
offensive weapon در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند
input وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
inputted وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
estate in remainder ملک معلق عبارت از ان است که شناسایی قانونی یک ملک منوط و موکول به تعیین تکلیف ملک دیگر باشد
to lay down a rule قانونی را درست کردن قانونی را وضع نمودن
dwelling house در CL درقوانین مربوط به هتک حرمت منازل و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم مطرح میشود و عبارت ازمحلی است که عملا" و بالفعل محل سکنی باشد و یا ازملحقات عرفی محل سکنی محسوب شود
asynchronous 1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
automatic release date تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
legitimate عذر قانونی قانونی
legitimating عذر قانونی قانونی
legitimates عذر قانونی قانونی
legitimated عذر قانونی قانونی
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
authorized stoppage برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
dock receipt قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
re-entry ورود
entry ورود
arr ورود
entrancing ورود
entree ورود
appulse ورود
entrances ورود
entranced ورود
entrance ورود
right of entry حق ورود
entrance fee حق ورود
introgression ورود
import ورود
inning ورود
imported ورود
introit ورود
entrance fees حق ورود
admitance ورود
arrival ورود
ingression ورود
importation ورود
infare ورود
importing ورود
air inclusion ورود هوا
ingress ورود
arrivals ورود
inductions ورود
induction ورود
accession ورود
re entry ورود
acetylation ورود ریشهء
house-warming جشن ورود
token اجازه ورود
landfall n ورود بخشکی
token بلیط ورود
house warming جشن ورود
house-warmings جشن ورود
log in sequrity ایمنی ورود
approach ramp فرازای ورود
advent ظهور و ورود
initation ورود بعضویت
tokens بلیط ورود
tokens اجازه ورود
arrival rate نرخ ورود
free entrance ورود مجانی
landding ورود بخشکی
energy intake ورود انرژی
entering angle زاویه ورود
entree اجازهء ورود
entry ورود راهرو
arrival hall سالن ورود
entry point نقطه ورود
entry side جهت ورود
receipt statement اعلامیه ورود
reebtry ورود مجدد
fifo به ترتیب ورود
first in first out بترتیب ورود
forcible entry ورود عدوانی
ease of entry سهولت ورود
influx ورود هجوم
influxes ورود هجوم
capital inflow ورود سرمایه
cost to entry هزینه ورود
data import ورود داده
data insertion ورود داده ها
intrant ورود رسمی
intervance of third party ورود ثالث
input of current ورود جریان
due in در شرف ورود
admissions اجازهء ورود
admission اجازهء ورود
inlet time زمان ورود
port of entry بندرمحل ورود
first in first out به ترتیب ورود
landings ورود به خشکی
tardiness تاخیر ورود
inlet ورود دخول
when entering هنگام ورود
on arrival هنگام ورود
homecoming ورود بخانه
inlets ورود دخول
arrival hall سالن ورود
admittance ورود دخول
landings ورود بخشکی
landfalls ورود بخشکی
landfall ورود بخشکی
importing مفهوم ورود
homecomings ورود بخانه
imported مفهوم ورود
import مفهوم ورود
landing ورود بخشکی
landing ورود به خشکی
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
implemental وسیلهای
outputs وسیلهای که
instrumental وسیلهای
output وسیلهای که
PID وسیلهای
personal وسیلهای
fifo خروج به ترتیب ورود
search warrant حکم بازرسی و ورود
search warrants حکم بازرسی و ورود
let someone through اجازه ورود دادن
estimated time of arrival زمان تقریبی ورود
barrier to entry منع ورود به صنعت
entry plan طرح ورود به بندر
visa اجازه ورود به کشوربیگانه
visas اجازه ورود به کشوربیگانه
gate وسایل ورود ورودیه
subroutine reentry ورود جمله به زیرروال
school readiness امادگی ورود به مدرسه
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
nonjoinder عدم ورود در دعوا
police raid ورود ناگهانی پلیس
round-up ورود ناگهانی پلیس
last in first out بترتیب عکس ورود
last in first out به ترتیب عکس ورود
law of prior entry قانون تقدم ورود
bust [colloquial] ورود ناگهانی پلیس
gold import point نقطه ورود طلا
gangplanks تخته ورود به ناو
gangplank تخته ورود به ناو
infare مهمانی بمناسبت ورود
inflow of foreign funds ورود وجوه خارجی
inflow of labor جریان ورود کارگر
ingress حق دخول اجازه ورود
lifo به ترتیب عکس ورود
gates وسایل ورود ورودیه
hail اعلام ورود کردن
entrance ورودیه اجازه ورود
entrancing حق ورود دروازهء دخول
exhaust gas admission اگزوز ورود گاز
entranced حق ورود دروازهء دخول
clearance inwards مجوز ورود کشتی
coast in point نقطه ورود به ساحل
entranced ورودیه اجازه ورود
hailed اعلام ورود کردن
entrancing ورودیه اجازه ورود
entrances ورودیه اجازه ورود
hails اعلام ورود کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com