Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
face off spot
هرکدام از 9 نقطه مخصوص رویارویی
Other Matches
face off circle
هرکدام از پنج دایره کوچک مخصوص رویارویی
face off spot
نقطه رویارویی
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
billiard spot
نقطه مخصوص گوی قرمزروی میز بیلیارد انگلیسی
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
encountering
رویارویی
encounters
رویارویی
encountered
رویارویی
encounter
رویارویی
apiece
هرکدام
either pron
هرکدام
telex match
رویارویی تلکسی
radio match
رویارویی رادیویی
encounter group
گروه رویارویی
draws
رویارویی دو حریف در اغار
match
رویارویی بازیهای دو جانبه
cable match
رویارویی تلگرافی شطرنج
matches
رویارویی بازیهای دو جانبه
encounter group therapy
درمان با گروه رویارویی
draw
رویارویی دو حریف در اغار
limb
هرکدام از طرفین کمان
limbs
هرکدام از طرفین کمان
drawman
مرد میانی برای رویارویی
prop forward
هرکدام ازدو مهاجم خط جلودرتجمع
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
candidates' matches
رویارویی نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
paragraph three
هرکدام از حرکات روی یک پاتوام با چرخش
lock forward
هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
anchoring
هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
phonotypy
چاپ با حروفی که هرکدام نماینده یک صدای معینی است
anchors
هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
anchor
هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
bracket
رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
to interlock levers
اهرم هارابهم پیوستن بدانسان که هرکدام راتکان دهندهمه باهم تکان می خورد
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
picture point
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
bearing
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
ti;me to go
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
line of vision
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
hazards
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazarded
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazarding
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazard
امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
switching
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
zero
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
typeface
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
check-points
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoints
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
azimuth
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
approaches
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
mark
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
registering
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
punctuation mark
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
pointillism
نقاشی نقطه نقطه
point to point network
شبکه نقطه به نقطه
point-to-point connection
اتصال نقطه به نقطه
break up point
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
dispersal airfield
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
polkadot
طرح نقطه نقطه خال خال
speckle
نقطه نقطه یا خال خال کردن
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
speck
نقطه
specks
نقطه
tittle
نقطه
dotty
نقطه نقطه
stpular
نقطه نقطه
point
نقطه
spotter
نقطه نقطه
speckle
نقطه
ice point
نقطه یخ
pricks
نقطه
dot
نقطه
neel point
نقطه نل
punctum
نقطه
punctulate
نقطه نقطه
punctation
نقطه
punctate
نقطه نقطه
punchation
نقطه
point to point
نقطه به نقطه
dotting
نقطه
ice melting point
نقطه یخ
spot
نقطه
pricking
نقطه
spots
نقطه
pricked
نقطه
prick
نقطه
point to point line
خط نقطه به نقطه
period
نقطه
periods
نقطه
jot
نقطه
jots
نقطه
jotted
نقطه
full stop
نقطه
two dots one dash line
خط دو نقطه یک خط
ellipsis
سه نقطه
[...]
full stops
نقطه
extra special
مخصوص
specifics
مخصوص
special
مخصوص
favourites
مخصوص
favourite
مخصوص
favorites
مخصوص
franchises
حق مخصوص
particulars
مخصوص
franc
حق مخصوص
vest pocket
مخصوص
franchise
حق مخصوص
francs
حق مخصوص
specific
مخصوص
particular
مخصوص
especial
مخصوص
magnetic transition temperature
نقطه کوری
loading point
نقطه بارگیری
loading point
نقطه سوارشدن
stopping
ایستگاه نقطه
dotting
نقطه دارکردن
fix
نقطه کردن
origins
نقطه شروع
dead reckoning
نقطه فرضی
jumping off place
نقطه یا مبداء
counterpoint
نقطه مقابل
joining point
نقطه اتصال
m.p
نقطه ذوب
magnetic transition point
نقطه کوری
fleck
نقطه خال
origin
نقطه شروع
mark
پایه نقطه
part
عضو نقطه
spits
یک نقطه از خشکی
stopped
ایستگاه نقطه
death point
نقطه مرگ
spit
یک نقطه از خشکی
level point
نقطه مسطح
crotches
نقطه انشعاب
dead spot
نقطه خنثی
crotch
نقطه انشعاب
lattice point
نقطه شبکه
lacuna
نقطه ابهام
landing spot
نقطه فرود
junction point
نقطه الحاق
dotting
نقطه گذاشتن
load point
نقطه بار
dot
نقطه گذاشتن
stop
ایستگاه نقطه
intercept point
نقطه رهگیری
link
نقطه الحاق
light spot
نقطه منور
light spot
نقطه نور
dot
نقطه دارکردن
lambda point
نقطه لاندایی
furthermost
اقصی نقطه
operating point
نقطه کار
null point
نقطه صفر
cross over point
نقطه همگذری
noontide
بالاترین نقطه
curie point
نقطه کوری
break
نقطه فرودپرنده
cutoff point
نقطه برش
foible
نقطه ضعف
foibles
نقطه ضعف
nodal point
نقطه گرهی
critical point
نقطه بحرانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com