| Total search result: 201 (15 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| numerical indicator tube |
هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| tubes |
لامپ الکترونی |
| electron tube |
لامپ الکترونی |
| tube |
لامپ الکترونی |
| numerical ability |
توانایی عددی |
| gas filled valve |
لامپ الکترونی گازی |
| glass type tube |
لامپ الکترونی شیشهای |
| input circuit |
مدار ورودی لامپ الکترونی |
| output circuit |
مدار خروجی لامپ الکترونی |
| octal glass type tube |
لامپ الکترونی هشت پایهای |
| mu |
فاکتور شدت نیروی لامپ الکترونی |
| it is particularly difficult |
یک اشکال بخصوصی دارد |
| number representation |
نمایش عددی |
| numeric representation |
نمایش عددی |
| composition and make up terminal |
صفحه نمایش CRT که قابلیت نمایش و تغییر دقیق اندازههای نقاط و پهنای کاراکترها را دارد |
| ZMODEM |
گونه پیشرفته پروتکل ارسالی MODEM که قادر به تشخیص خطا و توانایی ارسال مجدد است در صورتی که اتصال قط ع شود |
| alphanumeric display terminal |
ترمینال نمایش الفبا عددی |
| galanty show |
نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن |
| notations |
سیستم اعداد پایه دو عددی که فقط ارقام 0 و 1 را دارد |
| notation |
سیستم اعداد پایه دو عددی که فقط ارقام 0 و 1 را دارد |
binary |
سیستم عددی پایه که فقط اعداد ۱و۰ را دارد |
| to see what [mettle] he is made of <idiom> |
تا ببینیم او [مرد] چقدر توانایی [تحمل] دارد |
| floating |
عددی که به صورت اعشاری نمایش داده شود |
| scripts |
ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث |
| ascii |
کدی که حروف الفبا- عددی را به صورت کد دو دویی نمایش میدهد |
| HRG |
توانایی نمایش تعداد زیادی پیکس در واحد مساحت |
| symbolically |
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد |
| symbolic |
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد |
| real time |
با همان سرعتی که در جهان واقعی حرکت می کنند.نقاشی متحرک بلا درنگ نیاز به سخت افزار نمایش قادر به نمایش یک ترتیب به صورت ده تصویر مختلف در ثانیه دارد |
| resolutions |
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت |
| resolution |
توانایی نمایش یا تشخیص تعداد زیادی پیکسل در واحد مساحت |
| stability |
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر بدون لکه |
| actual address |
آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد |
images |
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش |
image |
توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش |
| resolutions |
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه |
| resolution |
توانایی سیستم نمایش برای کنترل تعداد پیکسل ها در واحد زمان و نه پیکسلهای جداگانه |
| auto |
توانایی صفحه نمایش برای نشان دادن همان تصویر پس از عوض کردن nesolution آن |
| autos |
توانایی صفحه نمایش برای نشان دادن همان تصویر پس از عوض کردن nesolution آن |
| nixie tube |
یک لامپ خلاء که برای نمایش اعداد ناخوانا بکار می رود |
| electron multiplier |
چند برابر کننده الکترونی افزاینده الکترونی |
| traces |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
| traced |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
| trace |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
| led |
یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور |
| low resolution graphics |
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه |
| zone bits |
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند |
| IBM |
صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای تابعی است و در سمت چپ کلیدهای اصلی قرار دارد و نوشته عددی جداگانه ندارد |
| analogue |
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی |
| analog |
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی |
| analogues |
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی |
| num lock key |
کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد |
| test |
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند |
| tested |
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند |
| tests |
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند |
| promptbook |
نسخه نمایشنامه که به سوفلور نمایش اختصاص دارد |
intelligence |
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه |
| bit |
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد |
| bits |
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد |
| floating |
علامت عددی در عدد کسری که با یک نقط ه پس از اولین رقم و بعد توان نشان داده میشود. تا همه اعداد به حالت استاندارد نمایش داده شوند |
| edge |
کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده |
| backlit display |
واحد نمایش کریستال مایع که برای بهبودبخشیدن به شدت تصویرنور مناسبی دارد |
| edges |
کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده |
| geometry processing |
فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود |
lappets |
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.] |
| incandescent lamp |
لامپ برقی دارای نور سیمابی لامپ نئون |
| My Computer |
نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است |
back |
تابلویی در پشت کامپیوتر که اتصالات را به وسایل جانبی مثل کلید و چاپگر و واحد نمایش تصویر و mouse نگه می دارد |
| backs |
تابلویی در پشت کامپیوتر که اتصالات را به وسایل جانبی مثل کلید و چاپگر و واحد نمایش تصویر و mouse نگه می دارد |
| fixed point notation = |
نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند |
| ksr |
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است |
| notebook computer |
که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد |
| minuend |
عددی که از آن عددی کم میشود |
| scalar |
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد |
| analog |
صفحه نمایش که از یک سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای نمایش استفاده میکند به طوری که میتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد |
| text |
حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند |
| texts |
حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند |
fielded |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
| fields |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
| field |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
| focusses |
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد |
| focussing |
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد |
| focussed |
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد |
| focuses |
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد |
| focused |
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد |
| focus |
تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد |
floral design |
طرح گل و بته [قدیمی ترین فرش بافته شده با این طرح مربوط به قرن هجدهم میلادی در منطقه قفقاز روسیه می باشد. این طرح به گونه های مختلف بافته شده و ریشه در فرهنگ کشور دارد مثل گل لاله در فرش ترکیه.] |
rashwan medallion |
ترنج رشوان [این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.] |
| colour |
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود |
| colours |
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود |
| gadroon |
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه |
| image dissector tube |
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر |
| NDR |
سیستم نمایش که حروف قبلی را هنگام نمایش حروف جدید نمایش میدهد |
| updated |
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود |
| update |
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود |
| updates |
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود |
| tube tester |
دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ |
| microsoft |
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد |
| scanned |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
| scans |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
| scan |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
| monitored |
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک |
images |
ناحیهای ز میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند |
| monitors |
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک |
| screenful |
فریم کامل اطلاعات نمایش داده شده روی صفحه نمایش |
| monitor |
واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک |
image |
[ناحیه ای از میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند.] |
| graphic |
صفحه نمایش کامپیوتری که اطلاعات گرافیکی را میتواند نمایش دهد |
| page |
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش |
| menu |
مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش |
| paged |
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش |
| name part |
بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند |
| intermezzo |
حادثه عشقی نمایش کوتاه در میان پردههای نمایش جدی |
| pages |
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش |
| menus |
مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش |
| dress rehearsals |
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند |
| screens |
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود |
| dress rehearsal |
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند |
| roll scroll |
متن نمایش داده شده که درهرلحظه یک خط بالا یا پایین صفحه نمایش می رود |
| animations |
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش |
| edited |
فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند |
| edit |
فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند |
| marching display |
وسیله نمایش که حاوی بافر نمایش آخرین حروف وارد شده است |
| previews |
نمایش متن یا گرافیک روی صفحه نمایش که به همان صورت چاپ خواهد شد |
| texts |
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد |
| screen |
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود |
| pop down menu |
منو قابل نمایش روی صفحه نمایش در هر لحظه با انتخاب کلید مناسب |
| screening, screenings |
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود |
| text |
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد |
| screened |
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود |
| preview |
نمایش متن یا گرافیک روی صفحه نمایش که به همان صورت چاپ خواهد شد |
| animation |
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش |
| window |
فضایی از صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند |
| electronic microscope |
میکروسکوپ الکترونی |
| electronic switch |
سوئیچ الکترونی |
| electronic transition |
جهش الکترونی |
| electron bombardment |
بمباران الکترونی |
| electronic formula |
فرمول الکترونی |
| electron camera |
دوربین الکترونی |
| electronic radiation |
تشعشع الکترونی |
| electron beam |
پرتوی الکترونی |
| gun |
تفنگ الکترونی |
| guns |
تفنگ الکترونی |
| barrier layer |
بند الکترونی |
| electronic structure |
ساختار الکترونی |
| electronic tuning |
تنظیم الکترونی |
| electron ray |
اشعه الکترونی |
| electronic rectifier |
یکسوساز الکترونی |
| electron physics |
فیزیک الکترونی |
| electronic rectifier |
یکسوکننده الکترونی |
| electron avalanche |
بهمن الکترونی |
| electron beam |
اشعه الکترونی |
| electron capture |
ربایش الکترونی |
| electron theory |
نظریه الکترونی |
| electron microscope |
میکروسکوپ الکترونی |
| electron lens |
لنز الکترونی |
| electron microscope |
میکروسکپ الکترونی |
| electron lens |
عدسی الکترونی |
| electron hole |
حفره الکترونی |
| electron theory |
تئوری الکترونی |
| electron mirror |
اینه الکترونی |
| electron particle |
ذره الکترونی |
| electron telescope |
تلسکوپ الکترونی |
| electron shower |
رگبار الکترونی |
| electron wave |
موج الکترونی |
| electronic current |
جریان الکترونی |
| electronic density |
چگالی الکترونی |
| electronic excitation |
تحریک الکترونی |
| electron sheath |
پوسته الکترونی |
| one electron atom |
اتم تک الکترونی |
| electron gun |
تفنگ الکترونی |
| electron cutting |
برش الکترونی |
| electron current |
جریان الکترونی |
| electron coupling |
تزویج الکترونی |
| electron coupling |
پیوست الکترونی |
| electron could |
ابر الکترونی |
| computer |
حسابگر الکترونی |
| electronic flash |
فلاش الکترونی |
| electron configuration |
ارایش الکترونی |
| electron cloud |
ابر الکترونی |
| electron cascade |
ابشار الکترونی |
| electron capture |
جاذبه الکترونی |
| electron density |
چگالی الکترونی |
| electron diffraction |
پراش الکترونی |
| computers |
حسابگر الکترونی |
| electron gas |
گاز الکترونی |
| electron flow |
جریان الکترونی |
format |
تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون |
| resolution |
تعداد پیکسل هایی که صفحه نمایش یا چاپگر در واحد مساحت می توانند نمایش دهند |
| wetzel |
عنصر تصویری که به تصویرروی ترمینال نمایش اضافه شده و دقت نمایش را بهبودمی بخشد |
| ansi |
که نحوه نمایش رنگها و تصاویر کوچک و ساده را روی صفحه نمایش بیان میکند |
| non destructive cursor |
نشانه گر در صفحه نمایش که حروف نمایش داده شده را با عبور از آنها پاک نمیکند |
| formats |
تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون |
| animation |
این تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت ملایم آنها به نمایش درآید |
| dotting |
آداپتور نمایش که به نرم افزار اجازه کنترل هر پیکسل را میدهد روی صفحه نمایش |
| animations |
این تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت ملایم آنها به نمایش درآید |
| resolutions |
تعداد پیکسل هایی که صفحه نمایش یا چاپگر در واحد مساحت می توانند نمایش دهند |
| dot |
آداپتور نمایش که به نرم افزار اجازه کنترل هر پیکسل را میدهد روی صفحه نمایش |
| area |
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند |
| areas |
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند |
| graphics |
تصاویر یا خط وطی که قابل رسم روی کاغذ یا صفحه نمایش باشد برای نمایش اطلاعات |