English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
factor cost هزینه عامل تولید
Other Matches
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
capital intensive goods کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
declassified cost هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
marginal factor cost هزینه نهائی عامل
manufacturing cost هزینه تولید
production cost هزینه تولید
cost of production هزینه تولید
factor of production عامل تولید
reproduction cost هزینه تجدید تولید
elements of expense عوامل تولید هزینه
cost unit هزینه واحد تولید
factor cost line خط هزینه عوامل تولید
two input firm بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
factor cost قیمت تمام شده عامل تولید
efficiency point حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
physiocratic system روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
Novell شرکت بزرگ که نرم افزار شبکه تولید می :ند. و برای سیستم عامل Netware معروف است که روی سرور PC اجرا میشود
marginal productivity law قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
cyanogen agent عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
shelling نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
pilot line operation کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
components 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
seconds مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
lighterage هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
class a agent officer افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
blood agent عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggyback سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggybacks سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
euler theorem در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
EXE file در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
oem شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
MS DOS سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
economic of scale کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
cost contract قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
matrixes چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary غده تولید کننده منی محل تولید منی
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
producers burden of tax بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
battels هزینه
out goings هزینه
outgoing هزینه
vouchers هزینه
outgo هزینه
toll هزینه
overall cost هزینه کل
mise هزینه
light expense هزینه کم
tolling هزینه
tolls هزینه
benefit cost analysis هزینه
voucher هزینه
charge هزینه
charges هزینه
at someone expense به هزینه
at the expence of به هزینه
overhead expenses به هزینه
total cost هزینه کل
levied هزینه
goings-on هزینه ها
cost هزینه
expense هزینه
outlay هزینه
outlays هزینه
expenditures هزینه ها
eight bit system کم هزینه
levying هزینه
levy هزینه
levies هزینه
tab هزینه
tabs هزینه
outgoings هزینه
expenditure هزینه
cost benefit ratio هزینه
disbursement هزینه
cost expenditure هزینه
operant عامل
coagent هم عامل
operatives عامل
agency عامل
functionery عامل
agencies عامل
device عامل
operative عامل
factors عامل
factor عامل
doers عامل
agent عامل
parameters عامل
parameter عامل
acting عامل
operating عامل
procurator عامل
procurators عامل
doer عامل
active عامل
propellent عامل
actions عامل
element عامل
propellants عامل
agents عامل
attorneys عامل
elements عامل
operators عامل
operator عامل
attorney عامل
assignee عامل
action عامل
agent representative عامل
propellant عامل
principals عامل
devices عامل
principal عامل
v factor عامل وی
cost curve منحنی هزینه
cost category بخش هزینه
cost estimate براورد هزینه
carriage هزینه حمل
carriages هزینه حمل
cost center تمرکز هزینه
cost center مرکز هزینه زا
cost function تابع هزینه
cost indexes شاخص هزینه
financing پرداخت هزینه
finances پرداخت هزینه
financed پرداخت هزینه
current expenditure هزینه جاری
finance پرداخت هزینه
debit note سند هزینه
decreasing cost هزینه نزولی
cost variance نوسانات هزینه
freight هزینه حمل
cost to entry هزینه ورود
cost of distribution هزینه توزیع
cost of construction هزینه ساختمان
costs of proceedings هزینه دادرسی
cost of removal هزینه جابجایی
cost of reproduction هزینه بازسازی
cost push فشار هزینه
defrayal تحمل هزینه
cost calculation براورد هزینه
vouchers سند هزینه
burdens هزینه عمومی
overcharging هزینه اضافی
overcharging اضافه هزینه
burden هزینه سربار
burden هزینه عمومی
overcharges هزینه اضافی
overcharges اضافه هزینه
capital cost هزینه سرمایه
cost of capital هزینه سرمایه
capital expenditure هزینه سرمایهای
burdens هزینه سربار
average variable cost هزینه متوسط
average total cost هزینه متوسط کل
average expense هزینه متوسط
average cost میانگین هزینه
average cost هزینه متوسط
voucher سند هزینه
alternative cost هزینه جایگزین
bill of fare هزینه سفر
bills of fare هزینه سفر
overcharged هزینه اضافی
capitalized cost هزینه سرمایهای
conversion cost هزینه تسعیر
costs هزینه دادرسی
cost absoption هزینه موخر
faring هزینه عبور
cost allocation تخصیص هزینه
fares هزینه عبور
cost allocation بخش هزینه
pin money هزینه ارایش زن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com