Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
weber
واحد شار مغناطیسی درسیستم متریک
Other Matches
ohms
واحد مقاومت الکتریکی درسیستم متریک
nits
واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
nit
واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
lumen
واحد فلوی روشنایی درسیستم متریک
ohm
واحد مقاومت الکتریکی درسیستم متریک
poise
واحد ویسکوزیته دینامیکی درسیستم غیر متریک
thermie
واحد کار یا انژی الکتریکی درسیستم متریک
maxwell
واحد شار مغناطیسی درسیستم غیرمتریک
watts
واحد توان در سیستم متریک
newton
واحد نیرو در سیستم متریک
hertz
واحد فرکانس در سیستم متریک
watt
واحد توان در سیستم متریک
steradian
واحد زاویه صلب در سیستم متریک
tons
واحد استاندارد وزن در سیستم متریک
ton
واحد استاندارد وزن در سیستم متریک
tesla
واحد چگالی یا انبوهی شارمغناطیسی در سیستم متریک
volt
واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
volts
واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
slugs
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slugged
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slug
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
magnetic unit
واحد مغناطیسی
magnetic tape unit
واحد نوار مغناطیسی
specific reluctance
واحد مقاومت مغناطیسی
magnetic disk unit
واحد دیسک مغناطیسی
gauss
واحد شدت میدان مغناطیسی
density
تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
densities
تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
wall energy
انرژی در واحد سطح مرزمشترک بین حوزههای مغناطیسی مختلف الجهت
recordings
تعداد بیتهای داده که در یک واحد مساحت روی دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
recording
تعداد بیتهای داده که در یک واحد مساحت روی دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
magnetic induction
چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
metric
متریک
free enterprise
رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
International System of Units
سامانه متریک
metric system
سیستم متریک
bathymetric
باتی متریک
delivery forecast
پیش بینی اشکالات موجود درسیستم تولید
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
metric horsepower
اسب بخار متریک
metric space
فضای متریک
[ریاضی]
metric ton
تن متریک یا تن هزار کیلویی
bell gear
چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
metric system of measurement
سیستم اندازه گیری متریک
hydraulic fluid
سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
softer
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
medium
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mediums
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
softest
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
ferromagnetic material
هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
degauss
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
tapes
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
record
گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
tape
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic ink character recognition
تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
metric system
سیستم مقادیر واوزان ومقیاسات متریک
defaulting
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
defaults
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
default
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
defaulted
درایو دیسکی که پیش از همه درسیستم چند دیسک دستیابی میشود.
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
magnetic skin effect
جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
magnetic blowout
خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
replication
1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
permalloy
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
serfs
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serf
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic reluctance
مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic deflector
یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic flow
فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic ritation
گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
crossfiring
اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
magnetic flux density
چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
EtherTalk
درسیستم Apple Macintosh گونههای مختلف شبکه اترنت استاندارد برای اتصال دستگاهها بهم و تغییری در Apple Talk کندتر است
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
dispersion
پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic flux
فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
grid magnatic angle
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
magnetic tape recording
ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
ones
واحد
modules
واحد
unitage
یک واحد
module
واحد
one
واحد
univalent
واحد
monad
واحد
singlet
خط واحد
singlets
خط واحد
single
واحد
measure
واحد
unilinear
در یک خط واحد
units
واحد
at the same time
در ان واحد
unit
واحد
plank
واحد
measuring unit
واحد سنجش
heat unit
واحد حرارت
driver unit
واحد محرک
dust arrester
واحد گردگیری
electrostatic unit
واحد الکترواستاتیک
output unite
واحد خروجی
display unit
واحد نمایشگر
cost unit
قیمت واحد
memory module
واحد حافظه
main unit
واحد اصلی
gust
واحد چشایی
gusts
واحد چشایی
peripheral unit
واحد جنبی
efficiency unit
واحد کارایی
phyton
واحد گیاهی
monetary unit
واحد پولی
physical unit
واحد فیزیکی
phot
واحد روشنایی
personality module
واحد شخصیت
henry
واحد خودالقایی
processing unit
واحد پردازش
secondary unit
واحد فرعی
bars
واحد فشار
data item
واحد داده
monitor unit
واحد مبصر
data unit
واحد داده
disk unit
واحد دیسک
datum
یک واحد داده
unity
شماره یک واحد
gold standard
واحد طلا
one
یک واحد یگانه
plants
واحد صنعتی
monomeric unit
واحد تکپار
fraction
1-بخشی از یک واحد
fractions
1-بخشی از یک واحد
disk unit
واحد گرده
ones
یک واحد یگانه
monetary unit
واحد پول
cpu
واحد کنترل
mpu
واحد میکروپروسسور
display unit
واحد نمایش
object module
واحد مقصد
fuse unit
واحد فیوز
basis
قیمت واحد
object module
واحد مقصود
dyadic unit
واحد دو عضوی
derived unit
واحد فرعی
cu
واحد کنترل
microcycle
واحد زمان
microprocessing unit
واحد ریزپردازنده
bar
واحد فشار
fuse element
واحد فیوز
motor unit
واحد حرکتی
processing unit
واحد پردازنده
basic construction unit
واحد ساختمانی
astronomical unit
واحد نجومی
unit distance
با فاصله واحد
unit elasticity
کشش واحد
unit hydrograph
هیدروگراف واحد
unit load
واحد بار
unit matrix
ماتریس واحد
unit of account
واحد محاسبه
unit of currency
واحد پولی
unit of fire
واحد اتش
unit of issue
واحد توزیع
unit cost
هزینه واحد
storage unit
واحد ذخیره
storage unit
واحد انباره
storming column
واحد مامورحمله
tape unit
واحد نوار
logic unit
واحد منطقی
logical unit
واحد منطقی
terminal unit
واحد پایانه
terminal unit
واحد پایانی
unified budget
بودجه واحد
unit cell
سلول واحد
unit of time
واحد زمانی
unit position
مکان واحد
unit price
واحد بهاء
work unit
واحد کار
concerns
واحد اقتصادی
concern
واحد اقتصادی
motif
واحد تکراری
motifs
واحد تکراری
plant
واحد صنعتی
stepping
واحد مجزا
absolute unit
واحد مطلق
unit price
واحد قیمت
unit price
قیمت واحد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com