English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
architrave پوشش مستقیم بدون انحنا
Other Matches
directed مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directs مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
direct مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
achlamydeous بدون پوشش
exposed بدون پوشش
disposed بدون پوشش
unlined بدون پوشش
achlamydeous بدون جام یا پوشش گل
blinded بدون دید مستقیم پرسنل
blinds بدون دید مستقیم پرسنل
blind بدون دید مستقیم پرسنل
travelling حرکت بدون پوشش ومراقبت
Type cable چهار سیم جدا به صورت دو جفت , کابل مستقیم بدون چرخش
local اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
locals اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
curvature انحنا
pilable انحنا پذیر
change of curvature تغییر انحنا
curvy دارای انحنا
uncurl از انحنا در امدن
dasd Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
direct admission مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
decurved دارای انحنا به پایین
basic روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
outcurve انحنا یا خمیدگی بطرف خارج
an inflexible rod of iron میل غیر قابل انحنا
Riemann curvature tensor تانسور انحنا ریمان [ریاضی]
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
inswinger توپی که در هوا با انحنا به سوی توپزن می اید
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
direct command فرماندهی مستقیم فرماندهی بلاواسطه تیراندازی به روش فرمان مستقیم
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
elicitation کسب اطلاعات غیر مستقیم بازجویی غیر مستقیم
direct fire sights زاویه یا بهای تیر مستقیم دوربینهای تیر مستقیم
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
unbowed انحنا پیدا نکرده تعظیم نکرده
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
dip اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
dips اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
leveled مستقیم
level مستقیم
directs مستقیم
straightest مستقیم
straight line مستقیم
firsthand مستقیم
directed مستقیم
upstanding مستقیم
levels مستقیم
attributive مستقیم
bee line خط مستقیم
unintermediate <adj.> مستقیم
on line مستقیم
straight line خط مستقیم
first-hand مستقیم
beeline خط مستقیم
straighter مستقیم
righted مستقیم
righting مستقیم
straightish مستقیم
straight line code کد مستقیم
straight مستقیم
right مستقیم
direct <adj.> مستقیم
levelled مستقیم
straight line code کد خط مستقیم
concealment پوشش
involucre پوشش
lining پوشش
covers پوشش
coverings پوشش
envelope پوشش
envelopes پوشش
integument پوشش
cover پوشش
involucrum پوشش
head gear پوشش سر
masking پوشش
tunics پوشش
tunic پوشش
covering پوشش
coverture پوشش
cowling پوشش
crustification پوشش
facings پوشش
cowls پوشش
envelopment پوشش
mulches پوشش
linings پوشش
encasing پوشش
facing پوشش
masks پوشش
mask پوشش
mulch پوشش
cowl پوشش
reimbursements پوشش
reimbursement پوشش
encrustment پوشش
sheaths پوشش
hypethral بی پوشش
sheath پوشش
tunc پوشش
surfaces پوشش
jacket پوشش
coating پوشش
shroud پوشش
jackets پوشش
shrouded پوشش
encrustation پوشش
cladding پوشش
camouflage پوشش
camouflaged پوشش
surfaced پوشش
surface پوشش
coats پوشش
packing پوشش
robe پوشش
disguise پوشش
disguises پوشش
disguising پوشش
robes پوشش
coat پوشش
coated پوشش
overlay پوشش
overlaying پوشش
overlays پوشش
disguised پوشش
coatings پوشش
sconce پوشش
camouflages پوشش
case پوشش
perianth پوشش گل
roofing پوشش
roof پوشش
roofs پوشش
shield پوشش
sheathing پوشش
capping پوشش
cases پوشش
casings پوشش
coverage پوشش
encrustations پوشش
camouflaging پوشش
capsule پوشش
revetment پوشش
shields پوشش
casing پوشش
capsules پوشش
direct access دستیابی مستقیم
direct pressure فشار مستقیم
spur offtake ابگیر مستقیم
direct relationship ارتباط مستقیم
direct outlet ابگیر مستقیم
direct access دسترسی مستقیم
straight قسمت مستقیم
direct process فرایند مستقیم
direct hits اصابت مستقیم
direct processing پردازش مستقیم
direct reading قرائت مستقیم
direct relationship وابستگی مستقیم
direct address آدرس مستقیم
direct address نشانی مستقیم
direct aggression پرخاشگری مستقیم
direct observation دیدبانی مستقیم
hottest خط تلفن مستقیم
hotter خط تلفن مستقیم
hot خط تلفن مستقیم
rectilinear مستقیم الخط
indirect غیر مستقیم
direct current جریان مستقیم
direct taxes مالیاتهای مستقیم
dressing مستقیم کنی
dressings مستقیم کنی
direct taxation مالیات مستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com