English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (14 milliseconds)
English Persian
torch چراغ قوه
torched چراغ قوه
torches چراغ قوه
torching چراغ قوه
flashlight چراغ قوه
flashlights چراغ قوه
battery lamp چراغ قوه
flash light چراغ قوه
pocket lamp چراغ قوه
Search result with all words
pedestal پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
pedestals پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
flare چراغ یانشان دریایی نمایش
flares چراغ یانشان دریایی نمایش
red light چراغ قرمز
red light چراغ خطر
red light چراغ سمت چپ
red lights چراغ قرمز
red lights چراغ خطر
red lights چراغ سمت چپ
bulb لامپ چراغ برق پیاز گل
bulbs لامپ چراغ برق پیاز گل
crystal صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
crystals صفحه چاپ شده که از یک چراغ قوی کنترل شده توسط کریستال مایع برای تولید تصویر در طبل حساس به عکس استفاده میشود
green light چراغ سمت راست
pilot پیلوت چراغ راهنما
piloted پیلوت چراغ راهنما
pilots پیلوت چراغ راهنما
blind چراغ چشمک زن
blind چراغ اعلام خطر
blinded چراغ چشمک زن
blinded چراغ اعلام خطر
blinds چراغ چشمک زن
blinds چراغ اعلام خطر
burner چراغ خوراکپزی یاگرم کن اتشخان
burners چراغ خوراکپزی یاگرم کن اتشخان
stoplight چراغ علامت توقف وسائط نقلیه
stoplight چراغ ترمز
stoplights چراغ علامت توقف وسائط نقلیه
stoplights چراغ ترمز
lighthouse چراغ خانه برج فانوس دریایی
lighthouses چراغ خانه برج فانوس دریایی
flash روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
lighting چراغ بندی ماشین
light چراغ راهنمایی
light چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lighted چراغ راهنمایی
lighted چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lightest چراغ راهنمایی
lightest چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
limelight چراغ یانورقوی
pole تیر چراغ برق
poles تیر چراغ برق
bunsen burner چراغ بونزن
bunsen burners چراغ بونزن
neon چراغ نئون
heater چراغ خوراک پزی
heaters چراغ خوراک پزی
spotlight چراغ نورافکن
spotlighted چراغ نورافکن
spotlighting چراغ نورافکن
spotlights چراغ نورافکن
kerosene نفت چراغ
lamplight روشنائی چراغ
lamp چراغ
lamp لامپ چراغ
lamps چراغ
lamps لامپ چراغ
tail light چراغ عقب ماشین
tail lights چراغ عقب ماشین
headlight چراغ جلو ماشین
headlights چراغ جلو ماشین
lantern چراغ بادی
lantern چراغ دریایی
lantern چراغ توری
lanterns چراغ بادی
lanterns چراغ دریایی
lanterns چراغ توری
mantle توری چراغ
mantles توری چراغ
gas light چراغ گازی
gas lights چراغ گازی
cooker چراغ خوراک پزی
cookers چراغ خوراک پزی
Primus چراغ خوراک پزی
Primuses چراغ خوراک پزی
blowtorch چراغ جوشکاری
blowtorches چراغ جوشکاری
light bulb چراغ برق
light bulbs چراغ برق
lamp post تیر چراغ
lamp post تیر چراغ برق
lamp-post تیر چراغ
lamp-post تیر چراغ برق
lamp-posts تیر چراغ
lamp-posts تیر چراغ برق
shade حباب چراغ یا فانوس اباژور
shades حباب چراغ یا فانوس اباژور
shadings حباب چراغ یا فانوس اباژور
hot plate چراغ خوراک پزی برقی یانفتی ویا گازی
hot-plate چراغ خوراک پزی برقی یانفتی ویا گازی
hot-plates چراغ خوراک پزی برقی یانفتی ویا گازی
traffic light چراغ راهنمایی
traffic lights چراغ راهنمایی
activities چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
activity چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
beacon چراغ دریایی
beacons چراغ دریایی
Other Matches
nightlights چراغ کم سو
lampers چراغ
lamplighter چراغ چی
nightlight چراغ کم سو
white steaming light چراغ
lampad چراغ
overtaking light چراغ
torch light چراغ قوهای
electric torch چراغ قوهای
electric lamp چراغ برق
electric bulb چراغ برق
dome light چراغ برجک
dim light چراغ جنگی
dashboard light چراغ داشبورد
fanal چراغ گشتی
fixed light چراغ ثابت
indicating lamp چراغ راهنما
incandescent mantle توری چراغ
head lamp چراغ پیشانی
gaslight چراغ گاز
gas flame چراغ گازی
occulting light چراغ ممتد
flashing light چراغ چشمک زن
blinker چراغ چشمک زن
battle lights چراغ پلیس
magic lanterns چراغ عکس
magic lantern چراغ عکس
hurricane lamps چراغ دریایی
hurricane lamps چراغ بادی
hurricane lamp چراغ دریایی
hurricane lamp چراغ بادی
abat jour پرتوافکن چراغ
acetylene burner چراغ استیلنی
activity light چراغ فعالیت
battle lantern چراغ خطرجنگی
riding lights چراغ لنگر
anchor light چراغ لنگر
alternating light چراغ متغیر
spirit lamp چراغ الکلی
alcohol lamp چراغ الکلی
alcohol burner چراغ الکلی
aiming post light چراغ شاخص
aiming light چراغ شاخص
kerosine نفت چراغ
lampshades گنبدهی چراغ
lampshade گنبدهی چراغ
come-ons چراغ زدن
come-on چراغ زدن
warning light چراغ خطر
traffic signal چراغ راهنمایی
stop light چراغ ترمز
stop lamp چراغ ترمز
stereopticon چراغ عکس
leading light چشم و چراغ
leading lights چشم و چراغ
nightlight چراغ خواب
indicator چراغ راهنما
light چراغ برق
nightlights چراغ خواب
standing light چراغ پلیسی
standing light چراغ ثابت
light list چراغ نامه
light line خط چراغ جنگی
light house چراغ دریایی
landing light چراغ فرود
lampron چراغ موشی
lamppost تیر چراغ
lampblack دوده چراغ
lamp stand چراغ دان
kerosone نفت چراغ
lucernal چراغ دار
mantle burner چراغ توری
mantle lamp چراغ توری
safety lamp چراغ ایمنی
safety lamp چراغ اطمینان
pressure lamp چراغ تلمبهای
portable standard چراغ ایستا
portable standard چراغ مطالعه
portable lamp چراغ سیار
portable lamp چراغ گردان
paraffin oil نفت چراغ
miner's lamp چراغ معدن
lucubrator دود چراغ خور
aiming light چراغ نشانه روی
floor lamp [American] چراغ پایه دار
lucubration دود چراغ خوری
lucubrate دوده چراغ خوردن
brake lights چراغ های ترمز
lamplighter با ان چراغ را روشن میکنند
headlights چراغ های جلو
occulting light چراغ ناپیوسته دریایی
soldering blowpipe چراغ لحیم کاری
to burn the midnight oil دود چراغ خوردن
to douse the glim چراغ راخاموش کردن
to blow out alamp خاموش کردن چراغ
stop lamp switch کلید چراغ ترمز
tail lamp چراغ عقب اتومبیل
safelight چراغ تاریکخانه عکاسی
reduced lighting حرکت با چراغ کم نور
standard lamp [British] چراغ پایه دار
portable lamp چراغ قابل حمل
range markers چراغ شاخص مسیر
taillight چراغ عقب اتومبیل
electric light bulb لامپ چراغ برق
flashlight battery باطری چراغ قوه
flashlight signal سیگنال چراغ قوه
floor lamp چراغ پایه دار
battle lantern چراغ اعلام خطر
bracket light چراغ دیوار کوب
bunsen gas burner چراغ گازی ازمایشگاه
battle lights چراغ خاموشی شبانه
floor standard چراغ پایه دار
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
alternating light چراغ چشمک زن متغیر
head light چراغ جلو ماشین
interrupted flashing light چراغ چشمک زن منقطع
aldis lmap چراغ اعلام خطر
globe lamp چراغ حباب دار
his hope was snuffed out چراغ امیدش خاموش شد
gas pipe لوله چراغ گاز
gaselier چراغ گازچندشاخهای گازسوزسقفی
wake light چراغ تشخیص خط حرکت ناو
the switch is on چراغ برق روشن است
give someone the green light چراغ سبز نشان دادن
Turn off the light before you leave. پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
floor lamps [American] چراغ های پایه دار
standard lamps [British] چراغ های پایه دار
Turn left at the traffic lights. از چراغ راهنمایی به دست چپ بپیچید.
blow torch چراغ لحیم کاری [ابزار]
high beam نور بالای چراغ اتومبیل
articulated machine lamp چراغ مطالعه با گردن تاشو
adjustable lamp چراغ مطالعه قابل تنظیم
lucubrate بانور چراغ کار کردن
light line خط خاموش کردن چراغ خودروها
flitter سوسو زدن نور چراغ
flexible arm lamp چراغ مطالعه قابل انعطاف
blinker yardarm چراغ مخابره دکل کشتی
dome light چراغ بالای طاق خودرو
side lights چراغ دریانوردی طرفین ناو
range light چراغ دوم دکل ناو
speed light چراغ سرعت نمای دریایی
The Watchmans sleep is the thiefs lantern . <proverb> چراغ دزد خواب پاسبان است .
The light doesn't work. این چراغ برق کار نمیکند.
caster for pedestal چرخ پایه [میز یا مجسمه یا چراغ]
low beam چراغ نور پایین جلو اتومبیل
lampron چراغ فیتلهای که درچراغانی بکار میرود
to work by candle light شب کاری کردن دود چراغ خوردن
Red light is a signal for danger . چراغ قرمز علامت خطر است
dimout خاموشی چراغ ها در موقع حمله هوایی
reduced lighting حرکت با نور کم رانندگی با چراغ جنگی
pilot burner چراغ کوچک اجاق گاز وامثال ان
safety lamp چراغ بی خطر معدن ذغال سنگ
to switch on the dipped [dimmed] headlights چراغ نور پایین [ماشین] را روشن کردن
to go out خاموش شدن [شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
blinker چشم بند اسب چراغ راهنمای اتومبیل
To turn off the lights. (T. V. ,radio). چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
nancy سیستم چراغ نانسی مخصوص مخابره بصری
To turn on the light(radio, T. V). چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
night light شمع کوچک که شب هنگام دراطاق بیماران برافروزند چراغ شب
rushlight چراغ کم نور روشنایی چراغی که فتیله ان از پیزر باشد
blinker چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
daymark علامت ساحلی بدون چراغ فار دریایی روزانه
there is no royal road to learning <proverb> تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
aldis lmap چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
small craft warning پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
black out قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
The warning light seems to have malfunctioned. چراغ خطر به نظر می رسد دچار نقص فنی شده است.
etna فرف کوچکی که اندک ابی رادران بوسیله چراغ الکلی گرم میکنند
goal light چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
anti collision light چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
position light علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
black out حرکت با چراغ جنگی در شب خاموشی شبانه استتار شبانه
This lamp burns kerosene. این چراغ نفت می سوزاند ( با نفت کارمی کند )
backlight چراغ پشت صفحه کریستال مایع که شدت حروف صفحه را بهبود می بخشد وآنها را خوانا تر میکند
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com