English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English Persian
putter چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
puttered چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
puttering چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
putters چوب مخصوص انداختن گوی به سوراخ
Other Matches
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
spits سوراخ کردن تف انداختن
spit سوراخ کردن تف انداختن
putt ضربه برای انداختن به سوراخ
holed به سوراخ انداختن گوی گلف
holes به سوراخ انداختن گوی گلف
hole به سوراخ انداختن گوی گلف
putted ضربه برای انداختن به سوراخ
holing به سوراخ انداختن گوی گلف
putts ضربه برای انداختن به سوراخ
hole out انداختن گوی گلف به سوراخ
hawse hole سوراخ دماغه کشتی مخصوص عبور طناب
jackhammer مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
holeable گوی اسان برای به سوراخ انداختن
deuce انداختن گوی گلف به سوراخ با دو ضربه دیوس
palettes لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
palette لوحه سوراخ دار بیضی یامستطیل مخصوص رنگ امیزی نقاشی
tap in والیبالی زدن توپ بسکتبال انداختن گوی گلف با ضربه ارام به سوراخ
centred سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
to pink out leather چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
dilly bag کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
fenestration چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
float stone سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
cancellate سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
pink سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
foraminate ثقبه دار سوراخ سوراخ
thirl سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinkest سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
gruyere cheese پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
bring down به زمین انداختن حریف انداختن شکار
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
riddle سوراخ سوراخ کردن
riddles سوراخ سوراخ کردن
grids دریچه سوراخ سوراخ
grid دریچه سوراخ سوراخ
cancellous سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellate سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellated سوراخ سوراخ اسفنجی
swage block قالب سوراخ سوراخ
millepore مرجان سوراخ سوراخ
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
horrified بهراس انداختن به بیم انداختن
jeopard بخطر انداختن بمخاطره انداختن
horrifying بهراس انداختن به بیم انداختن
horrify بهراس انداختن به بیم انداختن
horrifies بهراس انداختن به بیم انداختن
steer roping کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
let down پایین انداختن انداختن
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
alveolar سوراخ سوراخ
perforation سوراخ
drill hole سوراخ
borehole سوراخ
overtures سوراخ
overture سوراخ
holed سوراخ
laces پر از سوراخ
lace پر از سوراخ
holing سوراخ
boreholes سوراخ
holes سوراخ
punctures سوراخ
broacher سوراخ کن
puncturing سوراخ
thirl سوراخ
columbarium سوراخ
slotting سوراخ
slots سوراخ
slot سوراخ
opening سوراخ
waterhole سوراخ
openings سوراخ
punches سوراخ کن
cribriform سوراخ سوراخ
outage سوراخ
outages سوراخ
awl سوراخ کن
hole سوراخ
abroach سوراخ
punch سوراخ کن
taphole سوراخ
punched سوراخ کن
punctured سوراخ
waterholes سوراخ
tap سوراخ
piercer سوراخ کن
pitting سوراخ سوراخ
mesh سوراخ
spy hole سوراخ
pumiceous سوراخ سوراخ
peep hole سوراخ
finger hole سوراخ
mure سوراخ
pecker سوراخ کن
pigenhole سوراخ
pertusion سوراخ
orifices سوراخ
perforator سوراخ کن
pinking سوراخ
orifice سوراخ
boring سوراخ
broaching سوراخ کن
broaches سوراخ کن
broached سوراخ کن
foraminiferous سوراخ سوراخ
edge perforated لب سوراخ
broach سوراخ کن
meshing سوراخ
eyelets سوراخ
imperforate بی سوراخ
leaked سوراخ
leaks سوراخ
meshes سوراخ
leak سوراخ
foramen سوراخ
punctulate سوراخ سوراخ
fenestra سوراخ
puncture سوراخ
tapped سوراخ
eyelet سوراخ
tapping سوراخ
loop سوراخ
looped سوراخ
loops سوراخ
foraminated سوراخ سوراخ
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
to set abroach سوراخ کردن
canaliculus سوراخ باریک
pierces سوراخ کردن
foraminate سوراخ دار
punches سوراخ کردن
punched hole سوراخ منگنه
puncher سوراخ کننده
bunghole سوراخ مقعد
formed hole سوراخ نیمرخ
to pick a hole in سوراخ کردن
to pick a hole in سوراخ کندن در
spat سوراخ کرد
punched سوراخ کردن
gonopore سوراخ تناسلی
foraminated سوراخ دار
pore fungus اغاریقون پر سوراخ
manhole سوراخ ادم رو
pory پر سوراخ پر منفذ
to poke a hole in any thing سوراخ کردن
punch سوراخ کردن
of proof سوراخ نشدنی
portholes سوراخ برج
millepore هزار سوراخ
hole circle گردی سوراخ
hub bore سوراخ توپی
lancinating سوراخ کننده
scuttle سوراخ کردن
tuyere سوراخ هوا
imperforable سوراخ نشدنی
scuttled سوراخ کردن
scuttles سوراخ کردن
impierceable سوراخ نشدنی
scuttling سوراخ کردن
index hole سوراخ شاخص
porthole سوراخ برج
steek سوراخ کردن
manholes سوراخ ادم رو
bottom hole سوراخ اصلی
blind hole سوراخ مسدود
blind hole سوراخ کور
perforative سوراخ کننده
basic hole سوراخ مقدماتی
penetrable سوراخ شدنی
auger زمین سوراخ کن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com