Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English
Persian
to i. any one into abenefice
کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
Other Matches
prebendary
دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
deferred income
پیش دریافت درامد
to tease a person for a thing
کسیرابرای دادن چیزی بستوه اوردن
exonarthex
[هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
disposable personal income
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
elder
ارشد کلیسا شیخ کلیسا
scissoring
1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
acknowledging
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledges
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledge
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
bring forward
معرفی کردن
nominating
معرفی کردن
introduced
معرفی کردن
speak well for
معرفی کردن
introduces
معرفی کردن
introducing
معرفی کردن
nominates
معرفی کردن
presents
معرفی کردن
presenting
معرفی کردن
inset
معرفی کردن
introduce
معرفی کردن
insets
معرفی کردن
recommends
معرفی کردن
recommending
معرفی کردن
nominate
معرفی کردن
presented
معرفی کردن
present
معرفی کردن
recommend
معرفی کردن
representations
معرفی کردن
representation
معرفی کردن
to register
[with a body]
اسم نویسی کردن
[خود را معرفی کردن]
[در اداره ای]
[اصطلاح رسمی]
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
preconize
بعموم معرفی کردن
report
معرفی کردن خود
reports
معرفی کردن خود
reported
معرفی کردن خود
to r.someone as a
کسی را به سمتی معرفی کردن
meet
معرفی شدن به ملاقات کردن
meets
معرفی شدن به ملاقات کردن
instantiate
معرفی کردن بوسیله کنسرت
disestablishes
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablishing
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablished
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablish
کلیسا را از ازادی محروم کردن
to proclam someone a traitor
کسیرا بعموم خائن معرفی کردن
to give publicity to
بعموم نشان دادن یا معرفی کردن
to report oneself
حاضر شدن وخود را معرفی کردن
to report to the police
خود را به پلیس معرفی کردن
[بخاطر خلافی]
personation
خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن
bear arms
سلاح به دست گرفتن خود را به خدمت معرفی کردن
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
to out run the constable
بیش از درامد خرج کردن
ark
[نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
live up to one's income
به اندازه درامد خود خرج کردن
to make both ends meet
در حدود درامد خود خرج کردن
receives
اخذ دریافت کردن جا دادن وپنهان کردن مال مسروقه
receive
اخذ دریافت کردن جا دادن وپنهان کردن مال مسروقه
deacon
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacons
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
receives
دریافت کردن
recovers
دریافت کردن
recover
دریافت کردن
pick up
<idiom>
دریافت کردن
acquiring
دریافت کردن
draw
دریافت کردن
pull down
دریافت کردن
recieve
دریافت کردن
acquires
دریافت کردن
draws
دریافت کردن
acquire
دریافت کردن
recovering
دریافت کردن
receive
دریافت کردن
come into
<idiom>
دریافت کردن
regressive income tax
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
obtain
گرفتن یا دریافت کردن
obtained
گرفتن یا دریافت کردن
obtains
گرفتن یا دریافت کردن
walkthrough
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
boolean algebra
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
DSR
سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد
hold
دریافت کردن گرفتن توقف
cashes
دریافت کردن صندوق پول
cashed
دریافت کردن صندوق پول
cash
دریافت کردن صندوق پول
pick up
<idiom>
سوارکردن مسافر ،دریافت کردن
get a fix on something
<idiom>
نامه الکترونی دریافت کردن
cashing
دریافت کردن صندوق پول
holds
دریافت کردن گرفتن توقف
checked
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checks
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
hitching
کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitches
کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitched
کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitch
کامل کردن پاس به دریافت کننده
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
tight end
مهاجم گوش مامور سد کردن و دریافت توپ
go baseline
حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
declare
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declaring
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
inducts
مستقر کردن دریافت کردن
inducted
مستقر کردن دریافت کردن
induct
مستقر کردن دریافت کردن
inducting
مستقر کردن دریافت کردن
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
cryptoperiod
زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
reference
معرفی
designation
معرفی
designations
معرفی
reclame
معرفی
representation
معرفی
presentation
معرفی
representations
معرفی
presentations
معرفی
kirk
کلیسا
church
کلیسا
bethel
کلیسا
churches
کلیسا
churchgoers
کلیسا رو
churchgoer
کلیسا رو
stair towers turrets
کلیسا
representer
معرفی کننده
presentable
شایان معرفی
nominator
معرفی کننده
letter of reference
معرفی نامه
presentee
معرفی شده
nuncupatory
معرفی کننده
introduction
معارفه معرفی
designative
معرفی کننده
letter of introduction
معرفی نامه
letters
معرفی نامه
letter
معرفی نامه
introductions
معارفه معرفی
congregation
حضاردر کلیسا
tympan
جبهه کلیسا
nave
رواق کلیسا
tympanon
جبهه کلیسا
facing the church
روبروی کلیسا
tympanum
جبهه کلیسا
congregations
حضاردر کلیسا
presbyter
شیخ کلیسا
ostiary
دربان کلیسا
territoriality
کلیسا سالاری
camarin
معبد در کلیسا
territorialism
کلیسا سالاری
churchly
مربوط به کلیسا
chapelry
حوزه کلیسا
kirkman
عضو کلیسا
kirk
به کلیسا رفتن
transept
بازویی کلیسا
croude
سرداب کلیسا
crowd
سرداب کلیسا
transept
جناح کلیسا
crowde
سرداب کلیسا
chancel
محراب کلیسا
transepts
بازویی کلیسا
transepts
جناح کلیسا
undercroft
اتاق کلیسا
churchyards
حصار کلیسا
churchyards
حیاط کلیسا
ecclesiastical
منسوب به کلیسا
croud
سرداب کلیسا
Ecclesilogy
کلیسا شناسی
churchman
نگهبان کلیسا
churchmen
نگهبان کلیسا
double church
کلیسا دو طبقه
ambulacrum
صحن کلیسا
sexton
خادم کلیسا
nave portal
مدخل کلیسا
churchyard
حیاط کلیسا
churchyard
حصار کلیسا
steeple
مناره کلیسا
steeple
برج کلیسا
steeples
مناره کلیسا
god's acre
محوطه کلیسا
steeples
برج کلیسا
blind storey
تریبون کلیسا
crypt
سرداب کلیسا
naves
رواق کلیسا
sextons
خادم کلیسا
crypts
سرداب کلیسا
lay reader
قاری کلیسا
algebra
قوانینی که برای معرفی
introductions
معرفی رسمی اشناسازی
introduction
معرفی رسمی اشناسازی
presentably
بطور قابل معرفی
letterman
دارنده معرفی نامه
initial campaign
معرفی کالا به بازار
net authentication
معرفی ایستگاههای شبکه
helm
[تاج مخروطی کلیسا]
narthex
هشتی ورودی کلیسا
narthex
ایوان غربی کلیسا
ban
اعلان ازدواج در کلیسا
banning
اعلان ازدواج در کلیسا
campanile
برج کلیسا منار
campanile
محل ناقوس کلیسا
crossing tower
برج تقاطع در کلیسا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com