English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
wise acre کسیکه ادعای عقل میکند ولی نادان است
wiseacre کسیکه ادعای عقل میکند ولی نادان است
Other Matches
stripper کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
wonder worker کسیکه معجزه میکند
watchers کسیکه پاسداری و نظارت میکند
watcher کسیکه پاسداری و نظارت میکند
lobbyer کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
symposiarch کسیکه جلسهای را اداره میکند
speller کسیکه لغت را هجی میکند
sweater کسیکه عرق میکند پلوور
waxer کسیکه موم مالی میکند
sweaters کسیکه عرق میکند پلوور
symposiast کسیکه در بزم شرکت میکند
fruitarian کسیکه با میوه زندگی میکند .
lobbyist کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
griper کسیکه مرتب شکایت میکند
lobbyists کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
air controlman کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
demonstrationist کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
moonlighter کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
lumberjack کسیکه الوار وتیر اره میکند
knobbler کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
lumberjacks کسیکه الوار وتیر اره میکند
bedder لله کسیکه بچه را خواب میکند
colonists کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonist کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
end gatherer کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
engrosser کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
arsonist کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
wool stapler کسیکه تجارت پشم خام میکند
whitener شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
progress chaser کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
garreteer کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
foundationer کسیکه ازدرامدبنگاه وقف شدهای زندگی میکند
gauger کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
lounger کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
wine taster کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
wire dancer کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
quarterfinalist کسیکه در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت میکند
inlander کسیکه درون کشور یا دورازمرز زندگی میکند
documentarian کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
disseisor کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
winnower کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
jawsmith کسیکه با محبت زیاد مردم فریبی میکند
circumnavigation کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
multitudinist کسیکه توده مردم را بیشتر ازافراد رعایت میکند
swamper ساکن مرداب کسیکه الوار را جمع اوری میکند
rigorist کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
occidentalist کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
impulsive کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
ultraist کسیکه در مسائل دینی وسیاسی و مانند انها زیاده روی میکند
thaumaturge کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
barker پوست درخت کن کسیکه دم مغازه میایستد وبرای جنسی تبلیغ میکند
demurs ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
lamber کسیکه میش را هنگام زاییدن توجه میکند میشی که درحال زاییدن است
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
urbanite کسیکه در شهر زندگی میکند شهر نشین
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
waive رد ادعای باشگاه
jactitation ادعای پوچ
jactation ادعای پوچ
assumpsit ادعای خسارت
counterclaim ادعای متقابل
arrogation ادعای بیجا
pretentiously با ادعای زیاد
claim of compensation ادعای خسارت
waived رد ادعای باشگاه
insolence ادعای بیخود
waives رد ادعای باشگاه
protestation of frienship ادعای دوستی
claim of insurance ادعای اخذ بیمه
sue ادعای خسارت کردن
objection ادعای خطا در مسابقه
sued ادعای خسارت کردن
objections ادعای خطا در مسابقه
arrogate ادعای بیجا کردن
counterclaim جواب به ادعای شاکی
suing ادعای خسارت کردن
sues ادعای خسارت کردن
who claims the succession ? چه کسی ادعای جانشینی
professed love ادعای عشق یا محبت
to pretend to wisdom ادعای خرد کردن
waive one's claim از ادعای خود صرفنظر کردن
claimed طلب ادعای خسارت کردن
claim طلب ادعای خسارت کردن
claims طلب ادعای خسارت کردن
To claim against (sue) someone. از کسی ادعای خسارت کردن
He lays claim to learning. ادعای علم وفضل می کند
claiming طلب ادعای خسارت کردن
unlettered نادان
apish نادان
asinine نادان
dullards نادان
fool نادان
inept نادان
feeble minded نادان
dullard نادان
feeble-minded نادان
dull head نادان
witless نادان
know nothing نادان
foolish نادان
fool begged نادان
fools نادان
ignorant نادان
thickheaded نادان
feign ignorant نادان
cloddish نادان
nescient نادان
unwise نادان
silly نادان
silliest نادان
sillier نادان
fooled نادان
fooling نادان
nescious نادان
self blinded نادان
pleas دفاع خوانده در برابر ادعای خواهان
freeboard حق ادعای مالکیت درمورد زمینهای خالصه
plea دفاع خوانده در برابر ادعای خواهان
yokels دهاتی نادان
wise guy نادان دانانما
yokel دهاتی نادان
doll زن زیبای نادان
dolls زن زیبای نادان
tomfool ادم نادان
trumpery نادان فریب
infatute نادان کردن
puppish خودنماو نادان
know little ادم نادان
coxcombical نادان جلف
leg to stand on <idiom> (گفتهای)حقیقتی که ادعای کسی را ثابت کند
knick knack چیز نادان فریب
to put any one down for a fool کسیرا نادان شمردن
untaught درس نخوانده نادان
pudding head ادم کودن و نادان
jerking ادم احمق و نادان
jerks ادم احمق و نادان
louts ادم نادان ونفهم
ignoramuses جاهل ادم نادان
lout ادم نادان ونفهم
ignoramus جاهل ادم نادان
donkey ادم نادان وکودن
jerked ادم احمق و نادان
donkeys ادم نادان وکودن
bumpkin روستایی نادان یا کودن
bumpkins روستایی نادان یا کودن
simple نادان ساده کردن
simpler نادان ساده کردن
jerk ادم احمق و نادان
simplest نادان ساده کردن
aeolist انسانی غلط انداز که ادعای روشن فکری دارد
ass ادم نادان وکند ذهن
asses ادم نادان وکند ذهن
gander ادم نادان مرد متاهل
ganders ادم نادان مرد متاهل
pretty pretties چیزهای قشنگ و نادان فریب
frozen assets دارائی که بعلت ادعای فرد یا افرادی قابل فروش نمیباشد
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
at the tender age of <idiom> در سن جوانی [گول خور. بی مایه . سست . نادان]
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
mumpsimus ایین دیرینه بی معنی که ازروی تعصب بدان بچسبند نادان متعصب
garnishment میشود دائر براینکه حق تحویل اشیا یا نقودوی را به نامبرده ندارد وباید در محضر دادگاه حاضرشود و به ادعای خواهان پاسخ دهد
defense دفاع مدعی علیه در مقابل ادعای مدعی
page چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
pages چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
fault برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
edited کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
destructive cursor نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
faults برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
critical error خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
faulted برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
edit کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
scsi بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
controllers را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controller را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
postbyte بایت داده که کد اصلی ای را بیان میکند که ثابت مورد استفاده را معرفی میکند
slaving بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaves بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaved بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slave بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Intel بیتی استفاده میکند و تا چند مگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
million instructions per second اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
Intel بسیتی استفاده میکند تا چند گیگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
key کلید خاص یا ترکیب کلیدها که فرآیندی را آغاز میکند یا برنامه ای را فعال میکند
open برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
terminate and stay resident program برنامهای که در حافظه اصلی خود را بار میکند و در صورت دریافت آنرا اجرا میکند
opened برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
dat درایو مکانیکی که داده را روی نواز DAT ضبط میکند و ازنوار بازیابی میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com