Total search result: 202 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
edit |
کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند |
edited |
کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند |
|
|
Other Matches |
|
parting injuncyions |
دستور در هنگام جدایی اخرین دستور |
undoes |
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش |
undo |
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش |
fetches |
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند |
fetch |
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند |
fetched |
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند |
texel |
مجموعه پیکسل ها که به عنوان واحد مجزا هنگام اعمال یک تط بیق روی شی به کار می روند |
string |
سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند |
attention code |
حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد |
hot |
دستوری در برنامه به صورت کلمات مشخص کلیدی که یک کلمه مهم و اسسی را به صفحه مقصد بعدی وصل میکند که در صورتی که کاربر آن را انتخاب کند نمایش داده میشود |
hotter |
دستوری در برنامه به صورت کلمات مشخص کلیدی که یک کلمه مهم و اسسی را به صفحه مقصد بعدی وصل میکند که در صورتی که کاربر آن را انتخاب کند نمایش داده میشود |
hottest |
دستوری در برنامه به صورت کلمات مشخص کلیدی که یک کلمه مهم و اسسی را به صفحه مقصد بعدی وصل میکند که در صورتی که کاربر آن را انتخاب کند نمایش داده میشود |
ATD |
دستور استاندارد برای مودم های سازگار که در شماره گیری تلفن به کار می روند و توسط Hayes ایجاد شده اند |
word wrap |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
wraparound |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
worded |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
word |
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد |
habeas corpus |
دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند |
relief |
نقش یا گل برجسته [این امر در فرشبافی بیشتر در هنگام بافت چهره انسان، گاه نقوش حیوانات و یا استفاده از آیات، کلمات و شعر در متن و یا حاشیه فرش بکار می رود.] |
edit mode |
حالت ویرایش وضعیت ویرایش |
speech |
بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد |
semantics |
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2- |
speeches |
بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد |
slice |
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر |
slices |
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر |
run |
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد |
runs |
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد |
statements |
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود |
statement |
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود |
reaction turbin |
توربین عکس العملی |
promptitude |
سریع العملی زرنگی |
reaction engine |
موتور عکس العملی |
reaction turbine |
توربین عکس العملی |
one for one |
که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند |
spellchecker |
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود |
spelling checker |
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود |
dictionaries |
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند |
dictionary |
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند |
separator |
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان |
statements |
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد |
modifier |
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد |
modifiers |
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد |
actual address |
دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود |
skips |
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند |
statement |
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد |
skip |
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند |
skipped |
دستور کامپیوتر خالی که CPU را به دستور بعدی هدایت میکند |
pipe |
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن |
piped |
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن |
fetch |
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود |
basics |
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید |
basic |
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید |
fetches |
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود |
GOSUB |
دستور برنامه نویسی که یک تابع را اجرا میکند و سپس دستور بعدی را برمی گرداند |
fetched |
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود |
effective |
دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود |
prefixes |
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود |
prefix |
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود |
branch |
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر |
branches |
مسیر یا جهش مناسب از یک دستور به دستور دیگر |
discrimination instruction |
دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند. |
piezoelectric |
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند |
macroinstruction |
دستور برنامه نویسی که به چندین دستور در تابع یا ماکرو برمی گردد. نرم افزار نشر Macromedia Derector برای PC و Macintosh با استفاده از زمان چاپ Lingo |
language |
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است |
languages |
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است |
do nothing instruction |
دستور برنامه نویسی که عملی انجام نمیدهد فقط شمارنده برنامه را به آدرس دستور بعدی افزایش میدهد |
halted |
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود |
halts |
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود |
halt |
وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود |
editing |
ویرایش |
edit mode |
مد ویرایش |
edition |
ویرایش |
editions |
ویرایش |
edits |
ویرایش |
redaction |
ویرایش |
resident |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
residents |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
copy editing |
ویرایش کپی |
data editing |
ویرایش داده |
edit |
ویرایش کردن |
edition [ed.] [of a book] |
ویرایش [کتابی] |
edited |
ویرایش کردن |
text editing |
ویرایش متن |
branch |
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند |
one plus one address |
قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد |
branches |
دستور برنامه شرطی که محل دستور بعدی در برنامه را مسخص میکند |
clear one's ears |
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب |
polyglot edition |
ویرایش چند زبانه |
full screen editing |
ویرایش تمام صفحه |
browse mode |
حالت ویرایش کامل |
updated edition |
ویرایش به روز آمده |
paper edition of a book |
ویرایش با جلد کاغذی |
immediate |
دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند |
unedited |
آنچه ویرایش نشده است |
MIDI sequencer |
ویرایش و جلوههای ویژه و گرداندن |
manipulates |
حرکت به ویرایش و تغییر متن یا داده |
manipulate |
حرکت به ویرایش و تغییر متن یا داده |
to browse |
ویرایش کامل کردن [علوم کامپیوتر] |
manipulated |
حرکت به ویرایش و تغییر متن یا داده |
word process |
ویرایش , ذخیره و تغییر متن با کامپیوتر |
flow |
روند |
flowed |
روند |
procedure |
روند |
flows |
روند |
trend |
روند |
trends |
روند |
trend line |
خط روند |
processes |
روند |
process |
روند |
trepan |
روند |
proceeding |
روند |
Paintbrush/Paint |
windows برای تولید و ویرایش تصاویر atmap |
post edit |
ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی |
workfile |
یک کپی موقت از برنامه یی که در حال ویرایش است |
grammatical |
دستوری |
rubrical |
دستوری |
n plus one address instruction |
دستوری که از |
instructional |
دستوری |
reverting |
دستوری که |
quick format |
دستوری |
reverted |
دستوری که |
magistral |
دستوری |
revert |
دستوری که |
reverts |
دستوری که |
imperative |
دستوری |
imperatives |
دستوری |
processes |
فراشد روند |
economic trend |
روند اقتصادی |
fission process |
روند انشقاق |
pernicious trend |
روند قهقرایی |
trend |
روند کار |
stream routing |
روند روانه |
upward trend |
روند صعودی |
trends |
روند کار |
process of negotiations |
روند مذاکرات |
trend analysis |
تحلیل روند |
developmental trend |
روند تکوینی |
process |
فراشد روند |
data flow |
روند داده ها |
processes |
روند طریقه |
timetrend |
روند زمانی |
control flow |
روند کنترل |
stream routing |
روند رود |
bidirectional flow |
روند دوسویه |
flowcharter |
روند نما |
program flow |
روند برنامه |
rate of rise of water level |
روند بالاامدن اب |
secular trend |
روند قرنی |
production process |
روند ساخت |
process |
روند طریقه |
posted |
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین |
posts |
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین |
texts |
انتخابی دربرنامه که امکان ویرایش متن را فراهم میکند |
bytes |
حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت |
insert mode |
حالت محاورهای کامپیوتر برای ویرایش و تصحیح متن ها |
post- |
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین |
post |
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین |
texts |
امکاناتی برای ویرایش متن , تغییر , درج و حذف |
text |
انتخابی دربرنامه که امکان ویرایش متن را فراهم میکند |
image |
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص] |
images |
[تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص] |
text |
امکاناتی برای ویرایش متن , تغییر , درج و حذف |
byte |
حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت |
command economy |
اقتصاد دستوری |
solecism |
غلط دستوری |
command mode |
وضعیت دستوری |
command socialism |
سوسیالیسم دستوری |
command economies |
اقتصاد دستوری |
function word |
کلمه دستوری |
solecisms |
غلط دستوری |
ministry |
دستوری وزارتخانه |
grammatical sense |
معنی دستوری |
grammatical term |
اصطلاحات دستوری |
command language |
زبان دستوری |
ministries |
دستوری وزارتخانه |
flowchapt symbol |
نماد روند نما |
up-river |
برخلاف روند جریان آب |
secular trend |
روند دراز مدت |
program flowchart |
روند نمای برنامه |
hypertext |
به صفحه جددی می روند |
process chart |
نقشه روند کار |
manager |
امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ |
managers |
امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ |
statement |
به مجموعهای از مابارات دستوری |
solecistic |
دارای غلط دستوری |
statements |
به مجموعهای از مابارات دستوری |
directorial |
مربوط به کارگردان دستوری |
extrapolations |
ادامه روند تعمیم دهی |
extrapolation |
ادامه روند تعمیم دهی |
rehashing |
روند پر شدن یک جدول درهم |
bells |
زنگ در پایان هر روند بوکس |
bell |
زنگ در پایان هر روند بوکس |
modality |
روند [پردازه] [شیوه] [روش] |
editor |
نرم افزازی که فقط یک خط از برنامه اصل قابل ویرایش در آن در هر لحظه است |
texts |
امکاناتی برای نوشتی متن , ذخیره سازی , بازیابی , ویرایش و چاپ |
texts |
نرم افزاری که برای کاربر امکانات ویرایش متن را فراهم میکند |
editors |
نرم افزازی که فقط یک خط از برنامه اصل قابل ویرایش در آن در هر لحظه است |
text |
امکاناتی برای نوشتی متن , ذخیره سازی , بازیابی , ویرایش و چاپ |
text |
نرم افزاری که برای کاربر امکانات ویرایش متن را فراهم میکند |
zeroes |
دستوری که آدرس در آن عملوند است |