Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English
Persian
boolean operation
کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
Other Matches
filters
الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filter
الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
even
روش بررسی خطا که فقط اعداد دودویی زوج را در هر کلمه ارسال میکند
bipolar
استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
multiprecision
استفاده از بیش از یک کلمه داده برای نمایش اعداد.
unipolar
که پاس ولتاژ مثبت و ولتاژ صفر با اعداد دودویی نشان داده می شوند
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
two's complement
افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
clock
ساعتی که برای نشان دادن زمان از اعداد استفاده میکند
clocks
ساعتی که برای نشان دادن زمان از اعداد استفاده میکند
most significant bit
بیتی در کلمه که نشان دهنده بزرگترین مقدار یا وزن است .
mark
سیگنال ارسالی که نشان دهنده یک منط قی یا درست است
marks
سیگنال ارسالی که نشان دهنده یک منط قی یا درست است
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
mask
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
masks
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
non return to zero
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
decimals
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimal
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
ends
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
ended
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
end
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
Good grief!
<idiom>
این کلمه برای نشان دادن تعجب (چه خوب چه بد)استفاده میشود
NAND function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
denials
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
dispersion
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
least significant bit
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
indicator
نمایش گرافیکی محل و استفاده پرچمهای نشان دهنده در برنامه
false
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
complementation
سیستم اعداد برای نشان دادن اعداد مثبت و منفی
dyadic operation
عمل دودویی با استفاده از دو عملوند دودویی
algebra
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
lsb
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
invert
تغییر اعداد در محیط دودویی
inverting
تغییر اعداد در محیط دودویی
inverts
تغییر اعداد در محیط دودویی
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
bit
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
symbolic
دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
bits
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
symbolically
دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
augment
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augments
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
pack
دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
packs
دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
true false questions
پرسشهای درست- نادرست
drive
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
drives
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
bipolar
روش ارسال که از سطح ولتاژهای متفاوت مثبت و منفی برای نمایش دودویی استفاده میکند و صفر دودویی در سطح صفر نمایش داده میشود
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
boolean operation
جدول نمایش دو کلمه دودویی عملوند عمل و نتیجه
boolean operation
یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست
binary notation
نشان گذاری دودویی
checked
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
checks
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
constants
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constant
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
sound
[arguments, data, figures]
<adj.>
درست
[بی عیب ]
[سالم ]
[استدلال . داده ها . اعداد]
gray code
سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند
NOR function =
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
denial
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
denials
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
neither nor function
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
unsigned
که اعداد منفی را نشان نمیدهد
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
fallacy of composition
استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
NOT function
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
symmetric difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
boolean algebra
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
coincidence element
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence circuit
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
not a word of it was right
یک کلمه انهم درست بود
equality
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
decimals
سیستم اعدادی که از اعداد 0-9 استفاده میکند
decimal
سیستم اعدادی که از اعداد 0-9 استفاده میکند
denary notation
سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
numeric
عملوندی که فقط از اعداد استفاده میکند
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
semantics
خطای ناشی از استفاده از نشانه نادرست در یک دستور برنامه
grammatical error
استفاده نادرست از قواعد زمان برنامه نویسی کامپیوتر
tabulator
بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
decimals
ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
radix
مقدار پایه سیستم اعداد که استفاده میشود
fixed point notation =
قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
decimal
ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
word mark
نشان کلمه
left shift
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
finite precision numbers
استفاده از تعداد بیتهای ثابت برای نمایش اعداد
basic
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
basics
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
mos
حافظه با وضعیت ثابت که از MOSFET برای ذخیره داده دودویی استفاده میکند
frauds
دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
fraud
دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
one level address
کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
telephoning
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephone
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephoned
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephones
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
floating point basic
نوعی زبان BASIC که اجازه استفاده از اعداد اعشاری رامیدهد
logic
یکی از دو سطح ممکن مدار دیجیتال . سطح ها به صورت 1 و 0 هستند یا درست و نادرست
spacer
امکانی در سیستم کلمه پرداز برای جلوگیری از فاصله دار شدن کلمات یا جدا شدن در محل نادرست
demonstrators
نشان دهنده
demonstrator
نشان دهنده
indicator
نشان دهنده
indicant
نشان دهنده
indicative
نشان دهنده
palette
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
burn out
گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
palettes
تصویر نمایش داده شده با استفاده از قالب نادرست و اثرات نامط لوب رنگها
end
کد نشان دهنده انتهای خط
ring indicator
نشان دهنده حلقه
counting balance
ترازوی نشان دهنده
illustrator
نشان دهنده تصویر کش
illustrators
نشان دهنده تصویر کش
ended
کد نشان دهنده انتهای خط
resilient
نشان دهنده فنری
ends
کد نشان دهنده انتهای خط
actual address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
specific code
کد دودویی که مستقیماگ واحد پردازش مرکزی را هدایت می کنند و فقط از آدرس ها مقادیر مطلق استفاده میکند
an unerring aim
نشان درست یابی خطا
msb
بیت در کلمه که بزرگترین مقدار یا وزن را نشان می ده .
oscilloscope
دستگاه نشان دهنده امواج
ended
کد نشان دهنده انتهای رکورد
taximeter
نشان دهنده کرایه تاکسی
voltage indicator
دستگاه نشان دهنده فشارالکتریکی
ends
کد نشان دهنده انتهای رکورد
episcope
دستگاه نشان دهنده تصاویر
frequency indicator
دستگاه نشان دهنده فرکانس
control flag
پرچم نشان دهنده دستورات
status board
تابلوی نشان دهنده وضعیت
indicator
عقربه یاصفحه نشان دهنده
end
کد نشان دهنده انتهای رکورد
adumbrant
نشان دهنده طرح مختصرازچیزی
oil gage
عقربه نشان دهنده روغن
aliasing
اثرات بصری نامطلوب تصاویرتولید شده کامپیوتری درنتیجه استفاده از روشهای نادرست نمونه برداری staircasing
station bill
لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
air hose coupling
دستگاه نشان دهنده ازدیاد باد
boundary disclaimer
نشان دهنده حدود جغرافیایی منطقه
isobars
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
isobar
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
to be on top of the world
تو آسمون ها بودن
[نشان دهنده خوشحالی]
situation map
نقشه نشان دهنده وضعیت جنگ
oscilloscope
دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
regulatory signs
علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
bathymetric contour
میزان منحنیهای نشان دهنده عمق
gauges
اندازه گیر عقربه نشان دهنده
external indicator
نشان دهنده وضع خارجی وسیله
gauged
اندازه گیر عقربه نشان دهنده
gauge
اندازه گیر عقربه نشان دهنده
gas indicator
دستگاه نشان دهنده مقدار گاز
attitude indicator
دستگاه نشان دهنده زاویه تقرب
to feel on top of the world
تو آسمون ها بودن
[نشان دهنده خوشحالی]
radix
عدد نشان دهنده اعشار صحیح
isobare
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
quasi-
که نشان دهنده تعداد دستورات است
escape character
حرفی که نشان دهنده کد espace باشد
single
استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
right on
<idiom>
نشان دادن موافقت (درست است بله)
hyphen
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
hyphens
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
ended
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
end
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ends
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
harder
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
hardest
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
hard
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
point
نقط های که تقسیم بین بیتهای عدد کامل و بخش کسری آنرا از عدد دودویی نشان میدهد
colons
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colon
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
reverberation index
دستگاه نشان دهنده میزان امواج برگشتی
arithmetic
علامتی که نشان دهنده یک تابع محاسباتی است .
markers
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
azimuth equidistant projection
وسیله نشان دهنده تعادل سمتی هواپیما
position buoy
بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
marker
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
azimuth micrometer
وسیله نشان دهنده اجزای سمت هواپیما
heads up display
وسیله نشان دهنده وضعیت مسیر پیشروی
drift signal
علایم نشان دهنده انحراف مسیر ناو
inverts
تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
inverting
تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
invert
تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
transmission
که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
transmissions
که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com