English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
trisyllable کلمه سه هجائی
Search result with all words
quadrisyllable کلمه چهار هجائی
Other Matches
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
trisyllabic سه هجائی
hexasyllabic شش هجائی
sexisyllabic شش هجائی
dodecasyllabic دوازده هجائی
pentasyllabic پنج هجائی
tetrasyllabic چهار هجائی
septisyllabic هفت هجائی
quadrisyllabic چهار هجائی
heptasyllabic هفت هجائی
octosyllable شعرهشت هجائی
syllabi تجزیه هجائی
polysllable واژه جند هجائی
septisyllable واژه هفت هجائی
octosyllable شعر هشت هجائی
pentasyllable واژه پنج هجائی
octosyllable واژه هشت هجائی
syn ادغام هجائی یاصدایی
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
open syllable هجائی که به حرف e پایان پذیرد
least significant bit رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
marker نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augments تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
word نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augmented تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
worded نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augment تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
Persian rug [فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
synonym کلمه مترادف کلمه هم معنی
synonyms کلمه مترادف کلمه هم معنی
syllable جزء کلمه مقطع کلمه
syllables جزء کلمه مقطع کلمه
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
softest محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
enclitic متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
softer محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
soft محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
shifted جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
soft حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softer حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softest حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
worded کلمه
to the letter <adv.> کلمه به کلمه
word کلمه
word for word <adv.> کلمه به کلمه
verbatim <adv.> کلمه به کلمه
letter for letter <adv.> کلمه به کلمه
faithfully <adv.> کلمه به کلمه
exactly <adv.> کلمه به کلمه
road sense کلمه
parol کلمه
MOT کلمه
MOTs کلمه
verb کلمه
word for word کلمه به کلمه
verbs کلمه
machine word کلمه ماشین
instruction word کلمه دستورالعمل
word processor کلمه پرداز
literatim کلمه بکلمه
half word نیم کلمه
word processors کلمه پرداز
hyphenation تقسیم کلمه
letter perfect کلمه بکلمه
keyword کلمه کلیدی
ghost word کلمه غیرمصطلح
chain از کلمه قبلی
verbatim کلمه بکلمه
synonym کلمه مترادف
synonyms کلمه مترادف
fix که اندازه کلمه
fixes که اندازه کلمه
ablaut تصریف کلمه
adverbum کلمه بکلمه
alphabetic word کلمه الفبایی
formative کلمه مشتق
graph هجای کلمه
parts of speech اقسام کلمه
chains از کلمه قبلی
oath کلمه قسم
oaths کلمه قسم
code word کلمه رمز
code words کلمه رمز
watchword کلمه رمزی
watchwords کلمه رمزی
word processing پردازش کلمه
catchword کلمه راهنما
cliche کلمه مبتذل
etymon ریشه کلمه
falderol کلمه بی معنی
fallal کلمه بی معنی
passwords کلمه رمز
full word تمام کلمه
password کلمه رمز
full word کلمه کامل
fullword تمام کلمه
doubleword کلمه مضاعف
double word کلمه مضاعف
pass کلمه عبور
computer word کلمه کامپیوتری
graphs هجای کلمه
control word کلمه کنترل
data word کلمه داده
passes کلمه عبور
passed کلمه عبور
function word کلمه دستوری
qualifiers کلمه توصیفی
word mark نشان کلمه
diction کلمه بندی
verbiage [American English] کلمه بندی
tessera کلمه عبور
word choice کلمه بندی
reserved word کلمه محفوظ
wording کلمه بندی
the root of a word اصل کلمه
word length درازای کلمه
word time زمان کلمه
word length طول کلمه
wordmonger کلمه پرداز
vocable کلمه صوتی
triliteral کلمه سه حرفی
toneme کلمه متشابه
choice of words کلمه بندی
memory word کلمه حافظه
numeric word کلمه عددی
mosul نکته کلمه
word mark علامت کلمه
qualifier کلمه توصیفی
prickleback کلمه ماهی
phraseology کلمه بندی انشاء
polysyllables کلمه چند هجایی
phrases کلمه بندی کردن
phrased کلمه بندی کردن
word processing program برنامه پردازش کلمه
word processing system سیستم پردازش کلمه
word processing supervisor نافر پردازش کلمه
appositive وصف کلمه وصفی
catachresis استعمال غلط کلمه
word processing society انجمن پردازش کلمه
channel command word کلمه فرمان محرا
polysyllable کلمه چند هجایی
channel status word کلمه وضعیت مجرا
initials حرف اول کلمه
initialling حرف اول کلمه
initialled حرف اول کلمه
initialing حرف اول کلمه
connective کلمه ربط یا عطف
initialed حرف اول کلمه
initial حرف اول کلمه
mnemonic استاندارد اختصار کلمه
phrase کلمه بندی کردن
word of mouth صدای کلمه شفاهی
central کلمه با طول کوتاه
wps انجمن پردازش کلمه
word processing operator متصدی پردازش کلمه
psw کلمه وضعیت پردازنده
commie مخفف کلمه communist
folk etymology کلمه سازی توده
qualificative کلمه یا عبارت توصیفی
passwords اسم شب کلمه عبور
octet کلمه هشت بیتی
in the p sense of the word بمعنی واقعی کلمه
commies مخفف کلمه communist
expressions ابراز کلمه بندی
pease جمع کلمه pea
password اسم شب کلمه عبور
status word کلمه وضعیت نما
stand alone word processor کلمه پرداز خودکفا
phrasal مربوط به کلمه بندی
septet کلمه هفت بیتی
reiterative کلمه دال برتکرار
program status word کلمه وضیت برنامه
program status word کلمه وضعیت برنامه
fixed word length کلمه با طول ثابت
keyword in context کلمه کلیدی در متن
word processing center مرکز پردازش کلمه
disyllable کلمه یاقافیه دوهجایی
word addressable نشانی پذیری کلمه
data word size اندازه کلمه داده
chutes مخفف کلمه پاراشوت
chute مخفف کلمه پاراشوت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com