Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (40 milliseconds)
English
Persian
to make a typing error
[mistake]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
to make a typo
[American E]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
Search result with all words
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
Other Matches
teleprint
کلید تایپ تله تایپ
teleprint
تایپ کننده تله تایپ
range error
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
type front
نوعی روش تایپ کردن نامه ها
teleprocessing
تایپ کردن مکالمات تلگرافی به طور کشف
glitch
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitches
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
misconstrued
اشتباه کردن
misconstrue
اشتباه کردن
blunder
اشتباه کردن
slip-up
اشتباه کردن
goofs
اشتباه کردن
slip-ups
اشتباه کردن
goofing
اشتباه کردن
mistaking
اشتباه کردن
trip up
<idiom>
اشتباه کردن
blunders
اشتباه کردن
slip up
اشتباه کردن
mistake
اشتباه کردن
blundering
اشتباه کردن
misconstrues
اشتباه کردن
mistakes
اشتباه کردن
blundered
اشتباه کردن
misconstruing
اشتباه کردن
goof
اشتباه کردن
slip
اشتباه کردن
slipped
اشتباه کردن
make a mistake
<idiom>
اشتباه کردن
slips
اشتباه کردن
goofed
اشتباه کردن
fumbles
اشتباه کردن
fumbled
اشتباه کردن
fumble
اشتباه کردن
mistook
اشتباه کردن
miscue
اشتباه کردن
to make an error
اشتباه کردن
to goof up
[American E]
اشتباه کردن
to make a mistake
اشتباه کردن
bumbles
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbled
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumble
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
misthink
اشتباه فکر کردن
confuse
باهم اشتباه کردن
miscalculated
اشتباه محاسبه کردن
miscalculates
اشتباه حساب کردن
miscalculates
اشتباه محاسبه کردن
miscalculating
اشتباه حساب کردن
miscalculate
اشتباه محاسبه کردن
miscalculate
اشتباه حساب کردن
miscalculated
اشتباه حساب کردن
confuses
باهم اشتباه کردن
miscalculating
اشتباه محاسبه کردن
bobble
پی درپی اشتباه کردن
to stumble in one's speech
درسخنرانی اشتباه کردن
bobbles
پی درپی اشتباه کردن
to believe wrong
اشتباه گمان کردن
refuting
اشتباه کسی را اثبات کردن
refutes
اشتباه کسی را اثبات کردن
refuted
اشتباه کسی را اثبات کردن
refute
اشتباه کسی را اثبات کردن
To lead someone astray.
کسی رادچار اشتباه کردن
hallucinating
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinates
هذیان گفتن اشتباه کردن
miscarries
صدمه دیدن اشتباه کردن
hallucinate
هذیان گفتن اشتباه کردن
miscarry
صدمه دیدن اشتباه کردن
miscarrying
صدمه دیدن اشتباه کردن
hallucinated
هذیان گفتن اشتباه کردن
eat humble pie
<idiom>
پذیرفتن اشتباه وعذرخواهی کردن
serviced
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
to blame somebody for something
کسی را مسئول کارناقص
[اشتباه ]
کردن
bark up the wrong tree
<idiom>
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
eat crow
<idiom>
مجبور کردن کسی به اشتباه وشکست
foul up
<idiom>
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
tabulated
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulate
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulates
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
to make
[commit]
a faux pas
اشتباه اجتماعی کردن
[در رابطه با رفتار بین مردم]
fluffed
نرم کردن اشتباه کردن
fluff
نرم کردن اشتباه کردن
fluffs
نرم کردن اشتباه کردن
fluffing
نرم کردن اشتباه کردن
overtype mode
تایپ رویهم
tty
تله تایپ
channel type
کانال تایپ
Teletype
تله تایپ
teletypewriter
تله تایپ
Teletypes
تله تایپ
teletype display
نمایش تله تایپ
teletype exchange
مرکز تله تایپ
radioteletype
بی سیم تله تایپ
teleprocessing
دستگاه تایپ تلگرافی
type bar printer
چاپگر میلهای تایپ
type front
ماشین تایپ به جلو
overtype mode
حالت تایپ روی مطلب
teletype display
نمایش تایپ راه دور
teletypewriter
دستگاه تایپ مخابرات تلگرافی
typeover mode
حالت تایپ روی مطلب
malfunction
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctioned
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctions
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
twx
Service TeletypewriterExchange امکان تبادل تله تایپ
Teletypes
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
way station
ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
Teletype
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
call directing code
یک کد دو یا سه کاراکتری است که در سیستم تله تایپ بکارمی رود
finished
متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است
cdc
یک کد دو یا سه کاراکتری است که در سیستم تله تایپ بکارمی رود
entering
عمل تایپ داده یا نوشتن موضوعات روی یک رکورد
audio-typist
کسی که مطالبرا در حین دیکته شدن تایپ میکند
teleprinters
تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس
teleprinter
تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
microwriter
صفحه کلید و نمایش قابل حمل برای تایپ در حین سفر
keystroke
شمارش انتخابهای کلید انجام شده برای محاسبه هزینه تایپ
delivery error
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
fumble
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbled
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbles
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
insertion point
نشانگری که برای نشان دادن محل تایپ متن در یک نوشته استفاده میشود
ends
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
end
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
spacing impulse
نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
dos
نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
wordprocessing
استفاده از کامپیوتر برای تایپ , ویرایش و خروجی متن , صورت نامه , برچسب لیست , آدرس و...
key
کلیدی که نشانه گر یا نوک چاپ را به ابتدای خط بعد روی صفحه یا ماشین تایپ یا چاپگر می برد
qwerty
صفحه کلید زبان انگلیسی برای ماشین تایپ کامپیوتر که خط اول حروف شامل QWGRTY است
tabulator
بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
letter quality printing
چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
letter quality printing
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
printnow letter.doc
DOS یا 2/OS به جای علامت 1% نام فایلی را که تایپ شده است قرار میدهدو DOC.LETTER را روی چاپگر چاپ میکند
cleans
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
verification
بررسی تایپ صحیح داده یا سمت ارسال داده ازیک رسانه به دیگری
cleanest
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
bureau
ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
clean
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
cleaned
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
bureaus
ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
pages
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند
images
وسیله تنظیم تایپ که میتواند کاغذ Postscript را پردازش کند و خروجی با ruolution بالا تولید کند
page
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند
upper case
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
paged
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند
image
وسیله تنظیم تایپ که میتواند کاغذ Postscript را پردازش کند و خروجی با ruolution بالا تولید کند
carriages
بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
carriage
بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
deletion
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
kludge
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
kluge
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
typeover
توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
wimp
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimps
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
mistakes
اشتباه
mistakenness
اشتباه
error
اشتباه
mistaking
اشتباه
faults
اشتباه
mix up
اشتباه
flounder
اشتباه
wrong
اشتباه
faulted
اشتباه
inerrant
بی اشتباه
in error
<adj.>
اشتباه
wronging
اشتباه
wrongs
اشتباه
incorrectness
اشتباه
errors
اشتباه
floundered
اشتباه
floundering
اشتباه
flounders
اشتباه
mistake
اشتباه
jeofail
اشتباه
mix-up
اشتباه
goof
اشتباه
fallacies
اشتباه
goofed
اشتباه
goofing
اشتباه
tripped
اشتباه
trip
اشتباه
barratry
اشتباه
goofs
اشتباه
fumbles
اشتباه
trips
اشتباه
fault
اشتباه
false
<adj.>
اشتباه
discrepancy
اشتباه
to put one in the wrong
اشتباه
fallacy
اشتباه
lap sus
اشتباه
fumbled
اشتباه
fumble
اشتباه
clanger
اشتباه
snafu
اشتباه
overseen
در اشتباه
mix-ups
اشتباه
errancy
اشتباه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com