Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 233 (13 milliseconds)
English
Persian
railway station
ایستگاه راه اهن
station house
ایستگاه راه اهن
Search result with all words
source
حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
stop
ایستگاه نقطه
stop
متوقف کردن ایستگاه
stopped
ایستگاه نقطه
stopped
متوقف کردن ایستگاه
stopping
ایستگاه نقطه
stopping
متوقف کردن ایستگاه
stops
ایستگاه نقطه
stops
متوقف کردن ایستگاه
string
یک سری پیام که از یک ایستگاه به ایستگاه دیگرارسال میشود
smart
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
remote
ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
remoter
ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
remotest
ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
combine
ایستگاه کنترل سطح بالا که دستورات و پاسخ ها را پردازش میکند
combines
ایستگاه کنترل سطح بالا که دستورات و پاسخ ها را پردازش میکند
combining
ایستگاه کنترل سطح بالا که دستورات و پاسخ ها را پردازش میکند
station
ایستگاه
station
ایستگاه اتوبوس وغیره
station
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
stationed
ایستگاه
stationed
ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
stations
ایستگاه
stations
ایستگاه اتوبوس وغیره
stations
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
broadcast
تصویر ویدیویی یا سیگنالی که مشابه نمونه آن در ایستگاه تلویزونی است
broadcasts
تصویر ویدیویی یا سیگنالی که مشابه نمونه آن در ایستگاه تلویزونی است
bus stop
ایستگاه اتوبوس
bus stops
ایستگاه اتوبوس
site
ایستگاه
sited
ایستگاه
sites
ایستگاه
police station
ایستگاه پلیس
police stations
ایستگاه پلیس
service station
ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
service stations
ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
depot
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
depots
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
stand
بساط ایستگاه
stand
ایستگاه
open
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
opened
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
opens
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
secondary
وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده
relay
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
relay
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relayed
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
relayed
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relays
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
relays
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
agent
برنامه یا نرم افزاری که روی یک ایستگاه کاری در شبکه اجرا میشود
agents
برنامه یا نرم افزاری که روی یک ایستگاه کاری در شبکه اجرا میشود
homing
روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
workstation
ایستگاه کاری
workstations
ایستگاه کاری
power station
ایستگاه مولدنیرو
power stations
ایستگاه مولدنیرو
client
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
client
ایستگاه پردازشگر
clients
یک ایستگاه کاری یا PC یا ترمینال متصل به شبکه که دستورات را به سرور ارسال میکند و نتایج را نمایش میدهد
clients
ایستگاه پردازشگر
terminus
ایستگاه نهایی
terminuses
ایستگاه نهایی
weather station
ایستگاه هوا شناسی
weather station
ایستگاه هواشناسی
weather stations
ایستگاه هوا شناسی
weather stations
ایستگاه هواشناسی
fire station
ایستگاه اتش نشانی
fire stations
ایستگاه اتش نشانی
radial
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
radials
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
wayside
ایستگاه فرعی
space station
ایستگاه فضایی
space stations
ایستگاه فضایی
lay by
جایگاه ایست ایستگاه
lay-by
جایگاه ایست ایستگاه
lay-bys
جایگاه ایست ایستگاه
station master
رئیس ایستگاه
stationmaster
رئیس ایستگاه
stationmasters
رئیس ایستگاه
primary
تنها ایستگاه در شبکه داده که میتواند مسیر انتخاب کند و ارسال کند
primary
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
access control
بایت اولیه Token که حق دستیابی ایستگاه را به شبکه نشان میدهد
accomodation train
راه آهنی که در ایستگاه های مختلف توقف میکند
aeronautical station
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
air station
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
air way station
ایستگاه کنترل
alert station
ایستگاه اماده باش
alert station
ایستگاه اعلام خطر
all weather air station
ایستگاه هواشناسی عمومی ایستگاه هواشناسی همه هوایی
ambulance station
ایستگاه امبولانس
astronomic station
ایستگاه دیدبانی نجومی
base end station
ایستگاه عقب
base line end station
ایستگاه انتهایی خط مبنا
Other Matches
imethod
روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
relateral tell
مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
dial up
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
transponder
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
substation
ایستگاه فرعی
station house
ایستگاه کلانتری
space platform
ایستگاه فضایی
relay station
ایستگاه رله
relay station
ایستگاه واسطه
remote station
ایستگاه دوردست
slave station
ایستگاه فرعی
reading station
ایستگاه خواندن
master station
شاه ایستگاه
climatological station
ایستگاه هواشناسی
coast station
ایستگاه ساحلی
loading station
ایستگاه بارگیری
known datum point
ایستگاه معلوم
exposure station
ایستگاه هوایی
control cubicle
ایستگاه فرمان
control station
ایستگاه کنترل
height of site
ارتفاع ایستگاه
fuelling station
ایستگاه سوختگیری
master station
ایستگاه اصلی
orienting station
ایستگاه توجیه
forward station
ایستگاه جلو
ground position
ایستگاه زمینی
broadcast station
ایستگاه فرستنده
broadcasting station
ایستگاه رادیو
bus bay
ایستگاه اتوبوس
bus terminal
ایستگاه اتوبوس
cabstand
ایستگاه درشکه
enquiry station
ایستگاه پرس و جو
substation
خرده ایستگاه
Where is the station?
ایستگاه کجاست؟
railway station
ایستگاه قطار
REQUEST STOP
ایستگاه درخواستی
tide station
ایستگاه جزر و مد
traverse station
ایستگاه پیمایش
upper terminal
ایستگاه کوهستانی
wireless station
ایستگاه بی سیم
tracking stations
ایستگاه ردیابی
tracking station
ایستگاه ردیابی
high power radio station
ایستگاه رادیویی بزرگ
meteorological datum plane
ایستگاه مبنای هواسنجی
net control
ایستگاه کنترل شبکه
triangulation station
ایستگاه مثلث بندی
trig point
ایستگاه مثلث بندی
way station
ایستگاه رله مخابراتی
remote station
ایستگاه راه دور
remote station
ایستگاه دور دست
rawinsonde
ایستگاه راوین سوند
rain gauge station
ایستگاه باران سنجی
radio call sign
معرف ایستگاه رادیویی
Where is the bus stop?
ایستگاه اتوبوس کجاست؟
pumping station
ایستگاه تلمبه زنی
How many stops are there to ... ?
چند ایستگاه تا ... هست؟
professional workstation
ایستگاه کار حرفهای
pr etrol filling station
ایستگاه پمپ بنزین
firehouse
ایستگاه اتش نشانی
clearing station
ایستگاه تخلیه بیماران
cleaning station
ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
broadcasting station
ایستگاه رادیویی فرستنده
exposure station
ایستگاه عکاسی هوایی
courier transfer station
ایستگاه تعویض پیک
station log
دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
transit station
ایستگاه عبوری راه اهن
uplink
خط ارسال از ایستگاه زمینی به ماهواره
We rushed ( hurried ) back to the train station.
با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
station bar
رستوران ایستگاه راه آهن
track
[American E]
سکوی ایستگاه راه آهن
platform
سکوی ایستگاه راه آهن
How far is the bus stop ?
تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
To the railway station
به طرف ایستگاه راه آهن
Where's the railway station?
ایستگاه راه آهن کجاست؟
Where is the nearest underground station?
نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟
Is the next station ... ?
آیا ایستگاه بعدی ... است؟
International Space Station
[ISS]
ایستگاه فضایی بین المللی
floating mark
نقاط ایستگاه برجسته بینی
serivce station
ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
high frequency radio station
ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
central railway station
ایستگاه مرکزی راه اهن
client based application
برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
radio range station
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
forward air control post
ایستگاه کنترل هوایی جلو
consolidating station
ایستگاه تکمیل کننده بار
in the centre near the railway station
در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
to pull out
از واگن خانه یا ایستگاه بیرون امدن
stuck beacon
ایستگاه مرتباگ فریمهای اخطار می فرستد
screening elevation
زاویه تراز مانع ایستگاه رادار
outstation
ایستگاه خارج از شهر ایستگاههای حومه
I want to leave the car in the railway station
من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
I want to get off at St. Paul's.
من می خواهم ایستگاه سانت پالس پیاده شوم.
Drop me off in front of the train station!
من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
The bus stop is no distance at all .
ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
homing station
ایستگاه ردیاب دستگاههای هدایت مسیر هواپیما
way station
ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
reference station
ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
Take me to the main railway station!
مرا به ایستگاه اصلی راه آهن برسانید.
r method
روش ارسال پیامی که در ان ایستگاه گیرنده بایستی رسیدبدهد
gauging station
ایستگاه اندازه گیری سرعت وعمق اب در کانال یا رودخانه
multifunction
ایستگاه کاری که چندین کار می توانند انجام شوند
freddie
اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
concentrator
گرهای که دسترسی را از یک یا چند ایستگاه به شبکه ممکن می سازد
Last stop. All out.
آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن.
[حمل و نقل]
diskless workstation
ایستگاه کاری که درایو دیسکی برای ذخیره داده ندارد
radio range
ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
homing adaptor
تطبیق کننده مسیر پروازهواپیما با جهت امواج راداریا ایستگاه کنترل
shunting station
ایستگاه فرعی راه اهن برای جابجا کردن واگن ولوکوموتیو
communicating word processor
پردازنده کلمه یا ایستگاه کاری که قادر به ارسال و دریافت داده است
Which bus do I take to Victoria Station?
کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
claim frame
فریم مخصوص برای مشخص کردن ایستگاه آغاز کننده شبکه
homing device
رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
routing indicator
گروهی از حروف که برای نشان دادن محل جغرافیایی یک ایستگاه یا یکان یا قرارگاه به کار می رود
decca
سیستم تعیین محل دقیق یا بهترین محل برای ایستگاه فرستنده
radio bearing
زاویه بین جهت فاهری ایستگاه ثابت و جهت مرجع
fire support station
نققه هدف اتش پشتیبانی دریایی ایستگاه اتش دریای
datum point
نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
radio position finding
روش تعیین محل ایستگاه فرستنده به روش تقاطع
time base
ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
camera station
ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
district
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
policing district
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
police district
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
precinct
[American E]
ایستگاه پلیس
[در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
shaft inset
[shaft station]
راهروی معدن
[ایستگاه معدن]
wire head
قسمت مقصد سیم کشی ایستگاه جلویی سیم کشی
waiting position
ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
simple network management protocol
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
running fix
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com