Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
bonus baby
بازیگر با پیش پرداخت زیاد
Other Matches
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
progress payment
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fates
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fate
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage
کسری پرداخت کسر پرداخت
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
puppeteer
بازیگر
puppeteers
بازیگر
performing
بازیگر
player
بازیگر
actors
بازیگر
actor
بازیگر
fielder
بازیگر
stager
بازیگر
mummer
بازیگر
booter
بازیگر
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
body checker
بازیگر تنه زن
second string
بازیگر ذخیره
ride the bench
بازیگر ذخیره
wingers
بازیگر گوش
outside forward
بازیگر گوش
send-offs
اخراج بازیگر
outed
اخراج بازیگر
send-off
اخراج بازیگر
send off
اخراج بازیگر
walk-on
بازیگر فرعی
winger
بازیگر گوش
out
اخراج بازیگر
ball player
بازیگر با توپ
player's number
شماره بازیگر
come back
بازگشت بازیگر
third home
بازیگر مهاجم
wingman
بازیگر گوش
poloist
بازیگر واترپولو
man
بازیگر تیم
protagonists
بازیگر عمده
cricketers
بازیگر کریکت
mans
بازیگر تیم
protagonist
بازیگر عمده
club player
بازیگر باشگاهی
cricketer
بازیگر کریکت
tennist
بازیگر تنیس
backman
بازیگر مدافع
backup
جانشین بازیگر
tragedienne
بازیگر تراژدی
sand bagger
بازیگر گول زن
dubs
بازیگر ضعیف
hattrick
بازیگر سه گله
veteran
بازیگر با تجربه
veterans
بازیگر با تجربه
halfback
بازیگر میانی
substitute
بازیگر ذخیره
substitute
تعویض بازیگر
substituted
بازیگر ذخیره
laxman
بازیگر لاکراس
substituting
بازیگر ذخیره
substituting
تعویض بازیگر
headhunter
بازیگر خشن
oddsmaker
بازیگر شاخص
dubbed
بازیگر ضعیف
dub
بازیگر ضعیف
substituted
تعویض بازیگر
leading lady or man
بازیگر عمده
uncovered
بازیگر مهانشده
duffers
بازیگر متوسط
duffer
بازیگر متوسط
homeling
بازیگر خودی
homebrew
بازیگر محلی
homebred
بازیگر محلی
hatchetman
بازیگر خشن
numbers
شماره بازیگر
freed
بازیگر ازاد
number
شماره بازیگر
subs
تعویض بازیگر
out-
اخراج بازیگر
freeing
بازیگر ازاد
subs
بازیگر ذخیره
frees
بازیگر ازاد
skull
ضربه به سر بازیگر
extra cover
بازیگر بل گیر
skulls
ضربه به سر بازیگر
free
بازیگر ازاد
sub
بازیگر ذخیره
sub
تعویض بازیگر
hurler
بازیگر هاکی ایرلندی
bowled for a duck
باختن بازیگر بی امتیاز
caddy
حامل وسایل بازیگر
center back
بازیگر میانی خط عقب
drafts
بازیگر جدید تیم
bowling bag
ساک بازیگر بولینگ
favorite
بازیگر یا تیم محبوب
flankerback
بازیگر میانی جناح
free agents
بازیگر بدون قرارداد
caddied
حامل وسایل بازیگر
draft
بازیگر جدید تیم
drafted
بازیگر جدید تیم
whitest
بازیگر نخست شطرنج
free agent
بازیگر بدون قرارداد
whiter
بازیگر نخست شطرنج
white
بازیگر نخست شطرنج
equipment bag
ساک دستی بازیگر
enforcer
بازیگر انتقامجوی خشن
pantomimist
بازیگر نمایش صامت
flanker
بازیگر مهاجم در جناح
dutchman
بازیگر بولینگ هلندی
double foul
خطای هم زمان دو بازیگر
off wing
محل بازیگر گوش
center forward
بازیگر نوک حمله
import
بازیگر خارجی تیم
blacks
بازیگر دوم شطرنج
blackest
بازیگر دوم شطرنج
blacker
بازیگر دوم شطرنج
blacked
بازیگر دوم شطرنج
black
بازیگر دوم شطرنج
caddying
حامل وسایل بازیگر
caddies
حامل وسایل بازیگر
caddie
حامل وسایل بازیگر
cut
حذف بازیگر پس ازازمایش
cuts
حذف بازیگر پس ازازمایش
breakaway
حمله یک یا چند بازیگر
pull
بیرون کشیدن بازیگر
pulls
بیرون کشیدن بازیگر
theatres
تماشاخانه بازیگر خانه
theatre
تماشاخانه بازیگر خانه
imported
بازیگر خارجی تیم
activate
بازگشت بازیگر به زمین
activated
بازگشت بازیگر به زمین
activates
بازگشت بازیگر به زمین
activating
بازگشت بازیگر به زمین
importing
بازیگر خارجی تیم
depth
بازیگر سرنوشت ساز
depths
بازیگر سرنوشت ساز
international
بازیگر بین المللی
internationals
بازیگر بین المللی
theaters
تماشاخانه بازیگر خانه
wood pusher
بازیگر بسیارضعیف شطرنج
theater
تماشاخانه بازیگر خانه
shamateurism
استفاده از بازیگر اماتورقلابی
shorthanded
ادامه با بازیگر کمتر
back line player
بازیگر خط عقب والیبال
sit out
خودداری بازیگر از تمدیدقرارداد
specialty teamer
بازیگر تیم ذخیره
body check
سد کردن بازیگر توپدار
baseliner
بازیگر انتهای زمین
baseballer
بازیگر بیس بال
centurian
بازیگر 001 امتیازی کریکت
big leaguer
بازیگر لیگ سطح بالا
english billiards
با 3 گوی و6 کیسه بین 2 یا 4 بازیگر
yank
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
backfield
جای بازیگر پشت داور
switch
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
cheap shotter
بازیگر خشن بصورت عمد
cheap shot artist
بازیگر خشن بصورت عمد
to make a substitution
عوض کردن بازیگر
[ورزش]
taxi squadder
بازیگر عضو گروه قراردادی
to substitute out
[players]
عوض کردن بازیگر
[ورزش]
gang tackle
با چند بازیگر حریف را فروداوردن
courtesy runner
بازیگر سهیم در بازیهای غیررسمی
default
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
major penalty
اخراج بازیگر برای 5 دقیقه
dehind
شمارش امتیاز منفی بازیگر
switched
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
switches
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
defaults
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
yanks
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
composite average
معدل امتیاز بازیگر بولینگ
crawling
کوشش بازیگر در بردن توپ
defaulted
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
forwards
سه بازیگر جلوی تور والیبال
defaulting
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
big man
بازیگر میانی بیس بال
yanking
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
yanked
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com