English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (3 milliseconds)
English Persian
gault با خاک رس پوشاندن
Search result with all words
deposit پوشاندن سطح با لایه نازکی از ماده
deposits پوشاندن سطح با لایه نازکی از ماده
overrun پوشاندن
overrunning پوشاندن
overruns پوشاندن
slab سقف را با تخته پوشاندن
slabs سقف را با تخته پوشاندن
face رویاروی شدن پوشاندن سطح
faces رویاروی شدن پوشاندن سطح
fan پوشاندن پوشش کردن
fanned پوشاندن پوشش کردن
fanning پوشاندن پوشش کردن
fans پوشاندن پوشش کردن
sheet پوشاندن
sheets پوشاندن
line پوشاندن
lines پوشاندن
deck پوشاندن
decked پوشاندن
decks پوشاندن
envelop پوشاندن
enveloped پوشاندن
enveloping پوشاندن
envelops پوشاندن
earth با خاک پوشاندن
earth باخاک پوشاندن
earths با خاک پوشاندن
earths باخاک پوشاندن
concealment پنهان کردن پوشاندن
cover پوشاندن
cover جان پناه خفاگاه پوشاندن
coverings پوشاندن
coverings جان پناه خفاگاه پوشاندن
covers پوشاندن
covers جان پناه خفاگاه پوشاندن
pad با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن
pads با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن
snow پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
snowed پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
snowing پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
snows پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
jacket پوشاندن درپوشه گذاردن
jacket پوشاندن
jackets پوشاندن درپوشه گذاردن
jackets پوشاندن
masking پوشاندن
masking مانع دید شدن پوشاندن
sheath غلافدار کردن پوشاندن
sheaths غلافدار کردن پوشاندن
tarpaulin با تارپولین پوشاندن
tarpaulins با تارپولین پوشاندن
attire لباس پوشاندن
mask پوشاندن پوشانه
mask پوشاندن
mask مانع پوشاندن
mask پوشاندن فضای
masks پوشاندن پوشانه
masks پوشاندن
masks مانع پوشاندن
masks پوشاندن فضای
deposition فرآیند پوشاندن
depositions فرآیند پوشاندن
case پوشاندن
cases پوشاندن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
timber با الوار و تیر پوشاندن
soil سرزمین مملکت پوشاندن باخاک
soiling سرزمین مملکت پوشاندن باخاک
soils سرزمین مملکت پوشاندن باخاک
lichen باگلسنگ پوشاندن
lichens باگلسنگ پوشاندن
mat بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
mats بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
shingle پوشاندن
roof پوشاندن
roofs پوشاندن
buries ازنظر پوشاندن
bury ازنظر پوشاندن
burying ازنظر پوشاندن
obscure پوشاندن
obscured پوشاندن
obscurer پوشاندن
obscures پوشاندن
obscurest پوشاندن
obscuring پوشاندن
tin باقلع یا حلبی پوشاندن
tin با حلبی پوشاندن
tins باقلع یا حلبی پوشاندن
tins با حلبی پوشاندن
slate با لوح سنگ پوشاندن
slated با لوح سنگ پوشاندن
slates با لوح سنگ پوشاندن
clothe پوشاندن
overwhelm سراسر پوشاندن
overwhelmed سراسر پوشاندن
overwhelms سراسر پوشاندن
enfold بالفافه پوشاندن
Other Matches
enshoud پوشاندن
enrobe پوشاندن
enclothe پوشاندن
emboss پوشاندن
copartnership پوشاندن
enshrouded پوشاندن
submers پوشاندن
revet پوشاندن
inwrap پوشاندن
infold پوشاندن
incase etc پوشاندن
coat پوشاندن
bestrew پوشاندن
coated پوشاندن
submerging پوشاندن
enshroud پوشاندن
enshrouding پوشاندن
enshrouds پوشاندن
encase پوشاندن
encased پوشاندن
encases پوشاندن
clad پوشاندن
blankets پوشاندن
shroud پوشاندن
shrouded پوشاندن
submerges پوشاندن
submerged پوشاندن
submerge پوشاندن
belay پوشاندن
coatings پوشاندن
batten down پوشاندن
coats پوشاندن
overcast پوشاندن
curtains پوشاندن
blanketed پوشاندن
dress پوشاندن
dresses پوشاندن
sods پوشاندن
sod پوشاندن
blanket پوشاندن
to go to the shades پوشاندن
to d. with snow پوشاندن
to cover up پوشاندن
to cover in پوشاندن
rubberize با لاستیک پوشاندن
mosses باخزه پوشاندن
resin باصمغ پوشاندن
ceil باپوشال پوشاندن
resins باصمغ پوشاندن
cerecloth بامشمع پوشاندن
moss باخزه پوشاندن
cotton باپنبه پوشاندن
tog جامه پوشاندن
grass با علف پوشاندن
apparel اراستن پوشاندن
raiment ملبوس پوشاندن
inter زیرخاک پوشاندن
interred زیرخاک پوشاندن
interring زیرخاک پوشاندن
inters زیرخاک پوشاندن
veils چادر پوشاندن
veil چادر پوشاندن
frock فراک پوشاندن
cottons باپنبه پوشاندن
frocks فراک پوشاندن
grasses با علف پوشاندن
balancing of portfolio پوشاندن ریسک
overwatch پوشاندن حرکت
overglaze با لعاب پوشاندن
indue پوشاندن اراستن
outjockey در رسیدن پوشاندن
resinate با صمغ پوشاندن
enfolded بالفافه پوشاندن
glaciate با برف یا یخ پوشاندن
enfolding بالفافه پوشاندن
enfolds بالفافه پوشاندن
to habit جامه پوشاندن
gelatinize باژلاتین پوشاندن
put ineffect جامه عمل پوشاندن
put inpractice جامه عمل پوشاندن
put into effect جامه عمل پوشاندن
carry into effect جامه عمل پوشاندن
encrust با پوسته یاقشری پوشاندن
blankets باپتو ویا جل پوشاندن
to veil oneself روی خودرا پوشاندن
implement جامه عمل پوشاندن
to smooth over a fault عیب یا تقصیری را پوشاندن
capped راس باکلاهک پوشاندن
cap راس باکلاهک پوشاندن
habilitation لباس پوشاندن امادگی
actualise [British] جامه عمل پوشاندن
camouflaging مخفی کردن پوشاندن
camouflaged مخفی کردن پوشاندن
camouflage مخفی کردن پوشاندن
obnubilate در زیر ابر پوشاندن
actualize جامه عمل پوشاندن
carry ineffect جامه عمل پوشاندن
carry out جامه عمل پوشاندن
camouflages مخفی کردن پوشاندن
suffused پوشاندن اشباع کردن
suffuses پوشاندن اشباع کردن
suffusing پوشاندن اشباع کردن
make something happen جامه عمل پوشاندن
coats پوشاندن روکش کردن
pall با پرده یاروپوش پوشاندن
palled با پرده یاروپوش پوشاندن
palling با پرده یاروپوش پوشاندن
palls با پرده یاروپوش پوشاندن
sheathe غلافدار کردن پوشاندن
sheathed غلافدار کردن پوشاندن
suffuse پوشاندن اشباع کردن
coatings پوشاندن روکش کردن
immerse زیر اب کردن پوشاندن
immersed زیر اب کردن پوشاندن
immerses زیر اب کردن پوشاندن
coat پوشاندن روکش کردن
coated پوشاندن روکش کردن
sheathes غلافدار کردن پوشاندن
feather باپر پوشاندن باپراراستن
blanket باپتو ویا جل پوشاندن
blanketed باپتو ویا جل پوشاندن
ensconce پوشاندن پناه دادن
immersing زیر اب کردن پوشاندن
ensconced پوشاندن پناه دادن
ensconcing پوشاندن پناه دادن
ensconces پوشاندن پناه دادن
whip پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whipped پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
garden galss مردنگی برای پوشاندن گیاه
abler لباس پوشاندن قوی کردن
enclothe لباس پوشاندن رخت پوشانیدن
able لباس پوشاندن قوی کردن
ablest لباس پوشاندن قوی کردن
liquors با روغن پوشاندن چرب کردن
scurf سفیدک زدن باشوره پوشاندن
tinplate با قلع پوشاندن حلبی کردن
liquor با روغن پوشاندن چرب کردن
crown تاج گذاری کردن پوشاندن
vesture پوشاندن لباس رسمی پوشیدن
wimple چین و شکن با چارقد پوشاندن
overlaps پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
to coat something [with paint] چیزی را با لایه ای [از رنگ] پوشاندن
daub [مالیدن گل و خاک رس و پوشاندن سطح با آن]
crowns تاج گذاری کردن پوشاندن
carbonize باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
overlap پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
becloud با ابر پوشاندن تاریک کردن
whips پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
sawdust باخاک اره پوشاندن پوچ
overlapped پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
souse بطور کامل پوشاندن حمله کردن
inundated زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
armor plate زره دار کردن پوشاندن بازره
inundate زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
turf ذغال سنگ نارس باچمن پوشاندن
inundates زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundating زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
angle-fillet [ابزار مغزی برای پوشاندن درزهای داخلی]
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
texture mapping 2-پوشاندن یک تصویر با دیگری برای ایجاد یک بافت در اولی
phosphor برای پوشاندن درون تیوپ اشعه کاتدی . مراجعه شود به TELEVISION
passivating پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
camouflaged استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
bedim با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
overlapped پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlaps پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlap پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
false selvage شیرازه تقلبی [هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com