Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
block structured
با ساخت کندهای
Search result with all words
block structure
ساخت کندهای
Other Matches
block diagram
نمودار کندهای
block code
رمز کندهای
block sort
جورسازی کندهای
blocking
کندهای کردن
block transfer
انتقال کندهای
blocking factor
ضریب کندهای
block size
اندازه کندهای
work in process
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in progress
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic
ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
interblock gap
شکاف بین کندهای
blocking factor
ضریب کندهای بودن
block gap
شکاف بین کندهای
knockstone
کندهای که روی ان سنگهای معدنی راخردمیکنند
os/
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
block length
طول کندهای طول بلاک
formation
ساخت
conformation
ساخت
textures
ساخت
performances
ساخت
performance
ساخت
designs
ساخت
design
ساخت
texture
ساخت
manufacturing
ساخت
make-up
ساخت
formed
ساخت
forms
ساخت
composition
ساخت
compositions
ساخت
form
ساخت
generations
ساخت
generation
ساخت
constructions
ساخت
construction
ساخت
substandard
بد ساخت
making
ساخت
syntheses
ساخت
workmanship
ساخت
make up
ساخت
invenit
ساخت
manufacture
ساخت
structure
ساخت
manufactory
ساخت
structuring
ساخت
built
ساخت
synthesis
ساخت
fecit
ساخت
structures
ساخت
manufactured
ساخت
habitus
ساخت
fabrication
ساخت
unstructured
بی ساخت
manufactures
ساخت
brand names
علامت ساخت
reconstitutes
تجدید ساخت
home made
ساخت بومی
formatio reticularis
ساخت شبکهای
american make
ساخت امریکایی
home made
ساخت داخلی
perceptual structure
ساخت ادراکی
reconstituting
تجدید ساخت
homemade
ساخت میهن
infra structure
زیر ساخت
collusion
ساخت و پاخت
home-made
ساخت میهن
structuralism
ساخت گرایی
brand name
علامت ساخت
shops
محل ساخت
group structure
ساخت گروهی
shopped
محل ساخت
reticular formation
ساخت شبکهای
affect structure
ساخت عاطفه
agro industry
کشت و ساخت
shop
محل ساخت
collusion
ساخت وپاخت
personality structure
ساخت شخصیت
newmade
تازه ساخت
file structure
ساخت پرونده
manufacturing process
پویش ساخت
manufacture cost
ارزش ساخت
manufacture process
فرایند ساخت
covinous
ساخت وپاختی
covin
ساخت وپاخت
class structure
ساخت طبقاتی
manufacturing process
فرایند ساخت
manufacturing cost
هزینه ساخت
manufacture process
فراگرد ساخت
market structure
ساخت بازار
capital structure
ساخت سرمایه
field strcture
ساخت میدانی
family structure
ساخت خانواده
factory order
سفارش ساخت
latent structure
ساخت نهفته
dynamic structure
ساخت پویا
machine made
ساخت ماشین
deep structure
ژرف ساخت
new buit
تازه ساخت
new built
تازه ساخت
data structure
ساخت داده ها
mental structure
ساخت ذهنی
control structure
ساخت کنترل
reconstituted
تجدید ساخت
confection
ترکیب ساخت
design and construction
طراحی و ساخت
elaborate
ساخت استاد
elaborated
ساخت استاد
elaborates
ساخت استاد
elaborating
ساخت استاد
manufacturing
صنعت ساخت
structuralists
ساخت گرای
structuralist
ساخت گرای
well made
خوش ساخت
building block
کنده ساخت
make
ساختمان ساخت
building blocks
کنده ساخت
grafts
ساخت وپاخت
grafted
ساخت وپاخت
confections
ترکیب ساخت
structure
ساختار ساخت
structures
ساختار ساخت
structuring
ساختار ساخت
workmanship
کار ساخت
forbade
نا مقدور ساخت
structured
ساخت یافته
structured
دارای ساخت
graft
ساخت وپاخت
make
رسیدن به ساخت
make
ساخت ترکیب
makes
ساختمان ساخت
man-made
ساخت بشر
static structure
ساخت ایستا
social strcture
ساخت اجتماعی
simple structure
ساخت ساده
prototyping
ساخت یک نمونه
rebuild
تجدید ساخت
rebuilds
تجدید ساخت
program structure
ساخت برنامه
production time
زمان ساخت
production process
روند ساخت
assembly
نصب ساخت
power structure
ساخت قدرت
population structure
ساخت جمعیت
reconstitute
تجدید ساخت
man made
ساخت بشر
phrase structure
با ساخت عبارتی
production cost
ارزش ساخت
production
ارائه ساخت
tectonic
زمین ساخت
tectonics
زمین ساخت
tree structure
ساخت درختی
productions
ارائه ساخت
unstructured interview
مصاحبه بی ساخت
makes
ساخت ترکیب
makes
رسیدن به ساخت
it occasioned his death
مرگ اورافراهم ساخت
brick
آجر
[ساخت و ساختمان]
claybrick
آجر
[ساخت و ساختمان]
clinker
آجر
[ساخت و ساختمان]
clay brick
آجر
[ساخت و ساختمان]
brick-bat
آجر
[ساخت و ساختمان]
Intel
بیتی ساخت intel
structured interview
مصاحبه ساخت دار
structured english
انگلیسی ساخت یافته
structural psychology
روانشناسی ساخت گرا
make-up
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
packaging
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
layout
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
the lord will provide
خداوسیله خواهد ساخت
style
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
man made wealth
ثروت ساخت بشر
design
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
structured walkthroughs
بررسیهای ساخت یافته
constructed
ایجاد کردن ساخت
manufactures
عمل اوردن ساخت
manufactured
عمل اوردن ساخت
production
سرعت ساخت محصول
development order
دستور ساخت اماد
constructing
ایجاد کردن ساخت
manufacture
عمل اوردن ساخت
constructs
ایجاد کردن ساخت
colluding
ساخت وپاخت کردن
productions
عمل اوری ساخت
fabrication
ساختمان طرز ساخت
What can't be cured must be endured.
<idiom>
باید سوخت و ساخت.
productions
کنترل ساخت یک محصول
man made goods
کالاهای ساخت بشر
construct
ایجاد کردن ساخت
productions
سرعت ساخت محصول
production
کنترل ساخت یک محصول
production
عمل اوری ساخت
collude
ساخت وپاخت کردن
colluded
ساخت وپاخت کردن
make or buy decision
تصمیم به ساخت یاخرید
he betray himself
او خودرا رسوا ساخت
colludes
ساخت وپاخت کردن
glandulation
ترکیب و ساخت غدد
plumbline
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
plummet
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com