Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (4 milliseconds)
English
Persian
to start a fight with somebody
با کسی شروع به بگو و مگو
[جر و بحث]
کردن
to start an argument with somebody
با کسی شروع به بگو و مگو
[جر و بحث]
کردن
Search result with all words
click
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
field
کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fielded
کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fields
کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
tee
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teed
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
source
نقط ه اصلی یا شروع
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
marker
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
home
کلیدی که نشانه گر را به شروع خط متن می برد
home
نقط ه شروع چاپ روی صفحه
homes
کلیدی که نشانه گر را به شروع خط متن می برد
homes
نقط ه شروع چاپ روی صفحه
backtrack
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
backtracked
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
backtracks
برگشت در لیست پردازش ها با شروع از هدف و رسیدن به دلایل و اثباتها
aggregate
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregates
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
offset
مبدا نقطه شروع مسابقه
offsetting
مبدا نقطه شروع مسابقه
basic
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basics
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
backward
جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
word
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
drag
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
dragged
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
drags
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود
launch
شروع کردن اقدام کردن
launch
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch
شروع کردن حمله
launch
اجرای حمله شروع عملیات
launch
شروع یا اجرای یک برنامه
launched
شروع کردن اقدام کردن
launched
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched
شروع کردن حمله
launched
اجرای حمله شروع عملیات
launched
شروع یا اجرای یک برنامه
launches
شروع کردن اقدام کردن
launches
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches
شروع کردن حمله
launches
اجرای حمله شروع عملیات
launches
شروع یا اجرای یک برنامه
launching
شروع کردن اقدام کردن
launching
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching
شروع کردن حمله
launching
اجرای حمله شروع عملیات
launching
شروع یا اجرای یک برنامه
halt
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halted
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halts
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
circular
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
approach
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
layer
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
paragraph
- بیتی که آدرس شانزده هایی را شروع میکند که ضریب دو باشد
paragraphs
- بیتی که آدرس شانزده هایی را شروع میکند که ضریب دو باشد
indent
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indent
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
indent
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indenting
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
indenting
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indents
شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indents
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
indents
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
mount
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
mounts
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
zero hour
لحظه شروع ازمایشات سخت لحظه بحرانی
zero hour
ساعت شروع عملیات
time
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
timed
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
times
زمان بین شروع و خاتمه عمل معمولاگ بین آدرس دهی محلی ازحافظه و دریافت داده
follow on
شروع دور دوم بازی کریکت
follow-on
شروع دور دوم بازی کریکت
follow-ons
شروع دور دوم بازی کریکت
jump start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-started
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
opening
شروع
openings
شروع
reference
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
references
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
register
که حاوی آدرس شروع برنامه است
registering
که حاوی آدرس شروع برنامه است
registers
که حاوی آدرس شروع برنامه است
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
flag
ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
flags
ترتیب کدها در شبکه ارسال بسته برای معرض شروع و خاتمه یک فریم داده
Other Matches
set up
مدت زمان بین سیگنال شروع یک برنامه و شروع آن
start off
شروع کردن شروع شدن
launching area
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
initiation
شروع کار شروع
beginnings
شروع
incipience or ency
شروع
inception
شروع
beginning
شروع
Redo it. Do it over again.
از سر شروع کن
kick-off
<idiom>
شروع
get-go
<idiom>
شروع
open fire
شروع
kick off
شروع
right of begin
حق شروع
onset
شروع
inchoation
شروع
take on
<idiom>
شروع به همکاری
here goes nothing
<idiom>
آماده شروع
kick off
<idiom>
شروع کردن
initialed
نقط ه شروع
outbreaks
شروع حادثه
initial
نقط ه شروع
began
شروع کرده
get the ball rolling
<idiom>
شروع چیزی
starter
شروع کننده
starters
شروع کننده
initialing
نقط ه شروع
initialled
نقط ه شروع
zeros
محل شروع
scratch line
خط شروع مسابقه
set in
شروع کردن
take up
<idiom>
شروع یک سرگرمی
take up
<idiom>
شروع کردن
touch off
<idiom>
شروع کاری
rise and shine
شروع بیداری
start in
<idiom>
شروع کار
outbreak
شروع حادثه
shove off
<idiom>
شروع ،ترک
set about
<idiom>
شروع کردن
set out
شروع بکارکردن
initials
نقط ه شروع
initialling
نقط ه شروع
zero
محل شروع
splash line
خط شروع غواصی
start bit
بیت شروع
commencing
شروع کردن
commences
شروع کردن
commenced
شروع کردن
commence
شروع کردن
warm start
شروع گرم
streek
شروع کردن
attempt
شروع به جرم
tee off
شروع کردن
attempting
شروع به جرم
terminus a que
نقطه شروع
attempts
شروع به جرم
trig
خط شروع مسابقه
embarks
شروع کردن
to strike into
شروع کردن
embarking
شروع کردن
embark
شروع کردن
come to
<idiom>
شروع کاری
starting platform
سکوی شروع
start element
عنصر شروع
start key
کلید شروع
start of heading
شروع عنوان
get one's feet wet
<idiom>
شروع کردن
start of taxt
شروع متن
get off on the wrong foot
<idiom>
بد شروع کردن
start signal
علامت شروع
starting block
سکوی شروع
germinating
شروع به رشدکردن
germinates
شروع به رشدکردن
germinated
شروع به رشدکردن
germinate
شروع به رشدکردن
burgeons
شروع برشدکردن
burgeoning
شروع برشدکردن
burgeoned
شروع برشدکردن
burgeon
شروع برشدکردن
starting gate
دروازه شروع
embarked
شروع کردن
restart
شروع مجدد
firing line
خط شروع تیراندازی
attempted theft
شروع به سرقت
jump off
شروع بحمله
jump off
شروع حمله
cold start
شروع سرد
kick off
شروع حمله
dozy
شروع به فسادکرده
doziest
شروع به فسادکرده
dozier
شروع به فسادکرده
launch an attack
شروع حمله
embark upon
شروع کردن
beginning of message
شروع پیغام
commencer
شروع کننده
hash mark
خط شروع مسابقه
headstart
امتیاز در شروع
attempted
شروع به جرم
incipit
شروع و اغاز
initial point
نقطه شروع
beginning of negotiations
شروع مذاکره
beginning of message
شروع پیام
line of departure
خط شروع حمله
lis mota
شروع دعوی
sorties
شروع حرکت
sortie
شروع حرکت
put in hand
شروع کردن
zeroes
محل شروع
proceed with deliberations
شروع مذاکرات
value
نقط ه شروع
values
نقط ه شروع
valuing
نقط ه شروع
resumption
تجدید شروع
origin
نقطه شروع
alpha
اغاز شروع
alphas
اغاز شروع
origins
نقطه شروع
restart
شروع دوباره
redoing
شروع مجدد از ابتدا
burst advertising
شروع تبلیغات شدید
redone
شروع مجدد از ابتدا
bomb out
شروع شیرجه از هواپیما
postponemnet of inception
تعویق شروع کار
do up
شروع بکار کردن
h hour
ساعت شروع عملیات
blast-off
شروع بپرواز کردن
dday
روز شروع بکاری
d day
روز شروع عملیات
flying start
شروع مسابقه اتومبیلرانی
to open fire
شروع به اتش کردن
to gather way
شروع بحرکت کردن
to f. a laughing
شروع بخنده کردن
redid
شروع مجدد از ابتدا
thrust line
خط شروع حمله ناگهانی
gather headway
شروع به جلو رفتن
kick off
شروع مسابقه فوتبال
gather sternway
شروع به عقب رفتن
blast off
شروع بپرواز کردن
initial point
نقطه شروع عملیات
proem
مقدمه سخنرانی شروع
begun
شروع کرده یا شده
pipe up
شروع به نی زدن کردن
point
محل شروع چیزی
launch an attack
اجرای حمله شروع تک
gate
دروازه شروع اسکی
staging area
منطقه شروع عملیات
gates
دروازه شروع اسکی
launching area
منطقه شروع حمله
line haul
کشیدن نخ در شروع ماهیگیری
open fire
شروع به تیراندازی کردن
pitch in
شروع به خوردن غذاکردن
redo
شروع مجدد از ابتدا
post position
محل اسب در شروع
set to
با اشتیاق شروع کردن
set-to
با اشتیاق شروع کردن
set-tos
با اشتیاق شروع کردن
attempting to steal
شروع کردن به سرقت
attempting to inflict injury
شروع به ایراد جرح
preflight
قبل از شروع پرواز
attempter
شروع کننده به جرم
attempted murder
شروع به قتل عمد
atemmpting the imposible
شروع به جرم محال
post time
زمان شروع اسبدوانی
som
شروع پیام essage
knuckle down
<idiom>
مشتاقانه شروع به کارکردن
start the ball rolling
<idiom>
شروع انجام کار
to start
[for]
شروع کردن رفتن
[به]
start up
<idiom>
بازی را شروع کردن
commencement of employment
زمان شروع اشتغال
gambit
شروع بازی شطرنج
forcing
شروع به عمل یا کار
forces
شروع به عمل یا کار
get off the ground
<idiom>
شروع خوب داشتن
force
شروع به عمل یا کار
get set
<idiom>
آماده شروع شدن
playtime
موقع شروع نمایش
gambits
شروع بازی شطرنج
to start
شروع کردن به دویدن
start
آغاز
[ابتدا]
[شروع]
to start from the beginning
[to start afresh]
از آغاز شروع کردن
to go
[fall]
together by the ears
[outdated]
<idiom>
شروع به دعوی کردن
to break into a run
شروع کردن به دویدن
self-starter
خودبخود شروع شونده
warm up
شروع کردن به کار
tune up
شروع باواز کردن
redoes
شروع مجدد از ابتدا
trailhead
نقطه شروع مسیر
track production
شروع تعقیب هدف
self-starters
خودبخود شروع شونده
To start from scratch .
از هیچ شروع کردن
get down to
<idiom>
رسیدن به نقطه شروع
dig in
<idiom>
شروع به خوردن کردن
come to blows
<idiom>
شروع به جنگیدن کردن
get in on the ground floor
<idiom>
ازابتدا شروع کردن
he began to speak
شروع کردبه حرف زدن
initial setting time of concrete
زمان شروع گرفتن سیمان
to come to one's senses
شروع به فکر عاقلانه کردن
initiating directive
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
to
[start to]
wail
[شروع به]
زوزه کشیدن
[آژیر]
early start
زودترین زمان شروع یک فعالیت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com