English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (47 milliseconds)
English Persian
ring up به کسی تلفن کردن
Search result with all words
phone تلفن کردن
phone شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned تلفن کردن
phoned شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones تلفن کردن
phones شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoning تلفن کردن
phoning شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
drop نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropped نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropping نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
long distance ازراه دور تلفن کردن
long-distance ازراه دور تلفن کردن
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
audio ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
telephone تلفن کردن
telephoned تلفن کردن
telephones تلفن کردن
telephoning تلفن کردن
download 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
ring off قطع کردن تلفن
ring off قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
to ring up تلفن کردن به
call up <idiom> تلفن کردن
to call 911 [American English] تلفن اضطراری کردن [به پلیس یا آتش نشانی]
to tap [phone line] مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
to tap somebody's telephone [line] به خط تلفن کسی مخفیانه وصل کردن
to make a typing error [mistake] اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن]
to make a typo [American E] اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن]
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه تایپ کردن صفحه [کلید یا تلفن]
Other Matches
ani سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howlers صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howler صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephony مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
telephone booth کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booths کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
phone تلفن تلفن زدن
phoned تلفن تلفن زدن
phones تلفن تلفن زدن
phoning تلفن تلفن زدن
calling dial صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation طرز کار تلفن کار تلفن
telephoned تلفن
phoned تلفن
phones تلفن
telephone تلفن
telephoning تلفن
phone تلفن
telephones تلفن
telephone operator تلفن چی
service man تلفن چی
telephone jack جک تلفن
telephone code کد تلفن
operators تلفن چی
operator تلفن چی
telephone line خط تلفن
phoning تلفن
telephone circuit خط تلفن
hotter خط تلفن مستقیم
residance telephone تلفن منزل
telephone directory کتاب تلفن
call box کیوسک تلفن
hot خط تلفن مستقیم
hottest خط تلفن مستقیم
dataphone تلفن دادهای
telephone booth کیوسک تلفن
earphone گوشی تلفن
telephone booths اتاقک تلفن
telephone booths کیوسک تلفن
dataphone تلفن داده
hand set گوشی تلفن
telephone booth اتاقک تلفن
call box تلفن صحرایی
sound powered telephone تلفن صوتی
telephone box کیوسک تلفن
telephone boxes کیوسک تلفن
speaking circuit مدار تلفن
receiver گوشی تلفن
receivers گوشی تلفن
extension telephone تلفن فرعی
call boxes تلفن صحرایی
telephone cabin کیوسک تلفن
call boxes کیوسک تلفن
call boxes کابین تلفن
telephone directories کتاب تلفن
call boxes اتاقک تلفن
extensions تلفن فرعی
earphones گوشی تلفن
telephone number شماره تلفن
photophone تلفن نوری
telephone book راهنمای تلفن
telephone books دفتر تلفن
table telephone تلفن رومیزی
address book دفترچه تلفن
central تلفن چی مرکزی
telephone books راهنمای تلفن
auto شماره تلفن
telephone تلفن زدن
telephoned تلفن زدن
logs شماره تلفن
log شماره تلفن
switchboard مرکز تلفن
switchboards مرکز تلفن
telephone book دفتر تلفن
central office مرکز تلفن
call box کابین تلفن
telephone numbers شماره تلفن
call box اتاقک تلفن
telephone exchange مرکز تلفن
telephoning تلفن زدن
hot line تلفن قرمز
personal شماره تلفن ها
telephone exchanges مرکز تلفن
hot lines تلفن قرمز
ring تلفن حلقه
ring تلفن زدن
autos شماره تلفن
telephone operation عملکرد تلفن
telephone relay رله تلفن
telephones تلفن زدن
telephone fuse فیوز تلفن
telephone condenser خازن تلفن
telephone ringer زنگ تلفن
telephone service سرویس تلفن
telephone set دستگاه تلفن
telephone station جایگاه تلفن
telephone station تلفن خانه
repeating coil مبدل تلفن
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
telephone system سیستم تلفن
telephone equipment تجهیزات تلفن
telephone conduit کانال تلفن
telephone cord بند تلفن
radiotelephone تلفن بی سیم
telephone charge هزینه تلفن
telephone jack مادگی تلفن
telephone network شبکه تلفن
telephone plug دوشاخه تلفن
telephone receiver گوشی تلفن
telephone circuit مدار تلفن
radio-telephones تلفن بی سیم
radio-telephone تلفن بی سیم
radio telephone تلفن بی سیم
radio telephony تلفن بیسیم
radiophone تلفن بیسیم
telephone cable کابل تلفن
telephone loope حلقه تلفن
telephone d. دفتر تلفن
telephnone book دفتر تلفن
telephone transformer مبدل تلفن
headsets گوشی سر تلفن
telephone earphone گوشی تلفن
telephony علم تلفن
telephone equipment دستگاه تلفن
handset تلفن در یک قطعه
telephore e. مرکز تلفن
handsets تلفن در یک قطعه
automatic telephone تلفن خودکار
toll exchange مرکز تلفن
boat telephone تلفن ساحلی
party line خط خصوصی تلفن
party lines خط خصوصی تلفن
telephoner تلفن کننده
telephone channel کانال تلفن
automatic telephone system تلفن خودکار
extension تلفن فرعی
telephone current جریان تلفن
headset گوشی سر تلفن
ring up <idiom> تلفن زدن
telephone density تراکم تلفن
radio telephone transmitter فرستنده تلفن بیسیم
jack box جعبه تقسیم تلفن
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
telephone directory کتابچه راهنمای تلفن
idled ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
down time زمان تلفن شده
dial شماره گیری با تلفن
telephone exchange مرکز تلفن خودکار
telephone extension set دستگاه تلفن فرعی
phone book کتاب راهنمای تلفن
switching kit جعبه کلید تلفن
dials شماره گیری با تلفن
dialled شماره گیری با تلفن
dialed شماره گیری با تلفن
phone books کتاب راهنمای تلفن
telephone exchanges مرکز تلفن خودکار
busies خط تلفن اشغال است
idles ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
telephone directories کتابچه راهنمای تلفن
semi automatic telephone system تلفن نیم خودکار
telephone engineering تکنیک یا مهندسی تلفن
switching central مرکز تلفن خودکار
idlest ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idle ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
central exchange مرکز تلفن خودکار
phones پاسخ به تماس در تلفن
wireway سیم تلگراف و تلفن
busying خط تلفن اشغال است
telephone installation سیم کشی تلفن
telephone responder جواب دهنده تلفن
phone پاسخ به تماس در تلفن
telephone repeater تقویت کننده تلفن
phoned پاسخ به تماس در تلفن
The phone is ringing . تلفن زنگ می زند
automatic telephone system سیستم تلفن خودکار
trunks تلگراف یا تلفن بدنه
telephone test connection اتصال ازمایش تلفن
there was no ring کسی تلفن نکرد
trunk تلگراف یا تلفن بدنه
manual telephone system تلفن غیر خودکار
cross talk تداخل صداها در تلفن
busy خط تلفن اشغال است
busiest خط تلفن اشغال است
high frequency telephony فن تلفن فرکانس بالا
cordless telephone تلفن بی سیم [مخابرات]
cordless phone تلفن بی سیم [مخابرات]
extension telephone تلفن شنت شده
cordless [cordless telephone] تلفن بی سیم [مخابرات]
harmonic selective ringing تلفن اختصاصی همساز
magneto telephone set دستگاه تلفن اندوکتوری
assault wire سیم تلفن هجومی
telephone central office مرکز تلفن خودکار
simplexed circuit مدار تلفن ساده
busier خط تلفن اشغال است
busied خط تلفن اشغال است
phoning پاسخ به تماس در تلفن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com