Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
tide
جزرومد ایجاد کردن
Other Matches
ebb and flow
جزرومد
flux and reflux
جزرومد
tide way
روگاه جزرومد
the tides ids coming up
جزرومد بالامی اید
tideland
زمین ساحلی دستخوش جزرومد
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
precludes
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowled
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluding
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
preclude
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
screeched
ایجاد کردن
create
ایجاد کردن
screeching
ایجاد کردن
screech
ایجاد کردن
screeches
ایجاد کردن
creates
ایجاد کردن
creating
ایجاد کردن
engendering
ایجاد کردن
engendered
ایجاد کردن
develop
ایجاد کردن
develops
ایجاد کردن
engender
ایجاد کردن
engenders
ایجاد کردن
constructing
ایجاد کردن ساخت
punch
سوراخ ایجاد کردن
reflated
تورم ایجاد کردن
punched
سوراخ ایجاد کردن
breach
ایجاد شکاف کردن
reflates
تورم ایجاد کردن
constructed
ایجاد کردن ساخت
reflating
تورم ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent.
ایجاد سابقه کردن
put out
منتشرساختن ایجاد کردن
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
constructs
ایجاد کردن ساخت
construct
ایجاد کردن ساخت
mushroomed
بسرعت ایجاد کردن
breaches
ایجاد شکاف کردن
breached
ایجاد شکاف کردن
reflate
تورم ایجاد کردن
mushrooms
بسرعت ایجاد کردن
set off
<idiom>
بالانس ایجاد کردن
discomfit
ایجاد اشکال کردن
discomfiting
ایجاد اشکال کردن
reflectorize
ایجاد انعکاس کردن
obstruct
ایجاد مانع کردن
obstructed
ایجاد مانع کردن
obstructing
ایجاد مانع کردن
canalize
ایجاد ابراه کردن
punches
سوراخ ایجاد کردن
discomfits
ایجاد اشکال کردن
reflecterize
ایجاد انعکاس کردن
tempest
توفان ایجاد کردن
tempests
توفان ایجاد کردن
mushroom
بسرعت ایجاد کردن
mushrooming
بسرعت ایجاد کردن
discomfited
ایجاد اشکال کردن
obstructs
ایجاد مانع کردن
deluging
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
obsessed
ایجاد عقده روحی کردن
obsesses
ایجاد عقده روحی کردن
delay
خیری ایجاد کردن در چیزی
obsessing
ایجاد عقده روحی کردن
clunk
این صدا را ایجاد کردن
clunks
این صدا را ایجاد کردن
procreant
وابسته به ایجاد کردن یا زادن
obsess
ایجاد عقده روحی کردن
screeck
صدای گوشخراش ایجاد کردن
screak
صدای گوشخراش ایجاد کردن
wham
باتصادم ایجاد صدا کردن
leave a bad taste in one's mouth
<idiom>
حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
revolutionized
در کشور ایجاد شورش کردن
delays
خیری ایجاد کردن در چیزی
delaying
خیری ایجاد کردن در چیزی
work out
در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
beget
بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionize
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises
در کشور ایجاد شورش کردن
begetting
بوجود اوردن ایجاد کردن
begets
بوجود اوردن ایجاد کردن
knock about
سرو صدا ایجاد کردن
revolutionised
در کشور ایجاد شورش کردن
strangulate
خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
twitters
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loopholes
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loophole
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
nettles
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
blow
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blows
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
whish
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
twittered
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
twitter
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
speech
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speeches
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
plash
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
vesiculate
حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
nettle
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
stipple
با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
calenture
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
counter shed
پودکشی
[عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
documented
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
jingles
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingle
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
lifts
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
to upset the applecart
<idiom>
مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی
[اصطلاح مجازی]
lifting
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
dither
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal transfer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithered
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithers
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax transfer printer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
AT command set
مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
smoke test
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy
کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
serviced
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
documenting
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
service
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
deletion
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
bridging
ایجاد پل
development
ایجاد
generation
ایجاد
construction
ایجاد
developments
ایجاد
generations
ایجاد
productions
ایجاد
constructions
ایجاد
origination
ایجاد
creating
ایجاد
authorship
ایجاد
creates
ایجاد
creation
ایجاد
creations
ایجاد
production
ایجاد
create
ایجاد
pustulation
ایجاد جوش
configure
ایجاد پیکربندی
salivation
ایجاد بزاق
pupation
ایجاد شفیره
lactation
ایجاد شیر
amount
ایجاد مجموعی از...
scandalization
ایجاد افتضاح
worker
ایجاد کننده
contouring
ایجاد طرح
pitting
ایجاد حفره
capital creation
ایجاد سرمایه
preclusion
ایجاد مانع
amounts
ایجاد مجموعی از...
creation date
تاریخ ایجاد
amounting
ایجاد مجموعی از...
rainmaking
ایجاد باران
causer
ایجاد کننده
amounted
ایجاد مجموعی از...
creation of money
ایجاد پول
pick and roll
ایجاد سد و چرخش
stimulation
ایجاد محرک
structuralization
ایجاد ساختمان
stockade
ایجاد مانع
averaging
ایجاد میانگین
averages
ایجاد میانگین
stockades
ایجاد مانع
windowing
ایجاد پنجره
isochronism
ایجاد همزمانی
wealth creation
ایجاد ثروت
spiculation
ایجاد خار
resonance
ایجاد طنین
construct
ساختن یا ایجاد
resonances
ایجاد طنین
territorialization
ایجاد ناحیه
grounding
ایجاد زمین
hypnogenesis
ایجاد خواب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com