English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (3 milliseconds)
English Persian
short haul خط سیر کوتاه
short-haul خط سیر کوتاه
Search result with all words
click صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicks صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
spike پالس ولتاژ بسیار کوتاه مدت
spike ولتاژ گذرای کوتاه مدت و نوک تیز
mezzanine اشکوب کوتاه
mezzanines اشکوب کوتاه
card خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است
cards خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است
bolt تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolted تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolting تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolts تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
job دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
jobs دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
cut حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
cuts حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
pop پاس کوتاه
popped پاس کوتاه
pops پاس کوتاه
toggle محور کوتاه وباریک
toggles محور کوتاه وباریک
rack چهارنعل کوتاه
racked چهارنعل کوتاه
racks چهارنعل کوتاه
wracked چهارنعل کوتاه
wracks چهارنعل کوتاه
flare پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
flares پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
central کلمه با طول کوتاه
chit chat صحبت کوتاه
chit-chat صحبت کوتاه
down کوتاه
hit دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hitting دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
provider نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
providers نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
huddle گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddled گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddles گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddling گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
sock جوراب ساقه کوتاه
canter چهارنعل کوتاه
cantered چهارنعل کوتاه
cantering چهارنعل کوتاه
canters چهارنعل کوتاه
stumpy کوتاه وپهن
space زمان کوتاه
spaces زمان کوتاه
short-term کوتاه مدت
wicket دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
wickets دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
stump خپله کوتاه قد
stumped خپله کوتاه قد
stumping خپله کوتاه قد
stumps خپله کوتاه قد
band را یک مسافت کوتاه ارسال میکند
bands را یک مسافت کوتاه ارسال میکند
dumpy کوتاه
dachshund نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
dachshunds نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
rhesus میمون دم کوتاه هندی.
rhesuses میمون دم کوتاه هندی.
reefer جرب دار پالتو کوتاه و ضخیم ملوانی
reefers جرب دار پالتو کوتاه و ضخیم ملوانی
spud چاقوی کوتاه
spuds چاقوی کوتاه
sack پیراهن گشاد و کوتاه
sacked پیراهن گشاد و کوتاه
sacks پیراهن گشاد و کوتاه
chop گام کوتاه
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped گام کوتاه
chopped کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
peripheral بخش کوتاه برنامه کامپیوتری که به کاربر امکان دستیابی و کنترل ساده وسیله جانبی میدهد
putter چوگان دسته کوتاه
puttered چوگان دسته کوتاه
puttering چوگان دسته کوتاه
putters چوگان دسته کوتاه
signal 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signalled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
zero کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeroes کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
stub تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
dwarfish کوتاه
scrub درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
scrubbed درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
scrubbing درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
scrubs درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
midget ادم بسیار قد کوتاه
midgets ادم بسیار قد کوتاه
hop پرش کوتاه بابازگشت به لبه دیگر اسکیت
hopped پرش کوتاه بابازگشت به لبه دیگر اسکیت
hopping پرش کوتاه بابازگشت به لبه دیگر اسکیت
Other Matches
blasts منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
hurdle step جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
miniatures کوتاه
puny قد کوتاه
curtal کوتاه
miniature کوتاه
liliputian قد کوتاه
concise کوتاه
low کوتاه
little کوتاه
stocky کوتاه
stockiest کوتاه
short کوتاه
stunts کوتاه
of short duration کوتاه
pigmy کوتاه
pigmy قد کوتاه
shortest کوتاه
succinct کوتاه
stockier کوتاه
scut دم کوتاه
concise <adj.> کوتاه
stunting کوتاه
pygmy کوتاه
pygmy قد کوتاه
succinct <adj.> کوتاه
stunt کوتاه
bas relif کوتاه
curt <adj.> کوتاه
fleeting <adj.> کوتاه
pygmies قد کوتاه
short <adj.> کوتاه
synoptic کوتاه
shorter کوتاه
pigmies قد کوتاه
pigmies کوتاه
pygmies کوتاه
formulated کوتاه کردن
shortened کوتاه کردن
abbreviates کوتاه کردن
abbreviating کوتاه کردن
shortens کوتاه کردن
formulates کوتاه کردن
shorten کوتاه کردن
shortens کوتاه تر کردن
scutter دو باگامهای کوتاه
briefer کوتاه مختصر
short blast بوق کوتاه
shuffle گام کوتاه
briefed کوتاه مختصر
lie-down استراحت کوتاه
briefest کوتاه مختصر
razee کوتاه کردن
formulate کوتاه کردن
shortened کوتاه تر کردن
brief کوتاه مختصر
abbreviate کوتاه کردن
paddles پاروی کوتاه
paddled پاروی کوتاه
paddle پاروی کوتاه
short-lived کوتاه مدت
short lived کوتاه مدت
short-range کوتاه مدت
short range کوتاه مدت
truncheons چماق کوتاه
truncheon چماق کوتاه
short return برگشت کوتاه
anecdotes قصهء کوتاه
anecdote قصهء کوتاه
short run مدت کوتاه
paddling پاروی کوتاه
hare sighted کوتاه بین
transient فانی کوتاه
short blast سوت کوتاه
short brittle شکننده- کوتاه
short burst رگبار کوتاه
short circuit اتصال کوتاه
catnaps چرت کوتاه
catnapping چرت کوتاه
catnapped چرت کوتاه
catnap چرت کوتاه
shuffled گام کوتاه
short drop دراپ کوتاه
short precision دقت کوتاه
shuffles گام کوتاه
shuffling گام کوتاه
transients فانی کوتاه
short period دوره کوتاه
shorten کوتاه تر کردن
idylls قصیده کوتاه
low کوتاه دون
short-wave موج کوتاه
line to line fault اتصال کوتاه خط به خط
aphorisms سخن کوتاه
aphorism سخن کوتاه
lop sided کوتاه و بلند
low frequency wave موج کوتاه
mackinaw کت کوتاه و سنگین
manakin ادم کوتاه قد
bas-reliefs برجسته کوتاه
bas-relief برجسته کوتاه
bas relief برجسته کوتاه
manikin ادم کوتاه قد
morello گیلاس دم کوتاه
let us be brief کوتاه کنیم
abbreviated کوتاه شده
knurly کوتاه قد کوتوله
idylls چکامه کوتاه
idyll قصیده کوتاه
idyll چکامه کوتاه
idyl چکامه کوتاه
intrim کوتاه مدت
short wave موج کوتاه
curt کوتاه ومختصر
pygmy ادم کوتاه قد
pygmies ادم کوتاه قد
pigmies ادم کوتاه قد
idyl قصیده کوتاه
poops صدای کوتاه
poop صدای کوتاه
shortening کوتاه شدگی
jog trot یورتمه کوتاه
narrow minded کوتاه نظر
novelet داستان کوتاه
novella رمان کوتاه
truncated کوتاه کردن
truncate کوتاه کردن
short-circuits اتصال کوتاه
hide bound کوتاه فکر
curtails کوتاه کردن
curtailing کوتاه کردن
curtailed کوتاه کردن
curtail کوتاه کردن
stags کوتاه کردن
stag کوتاه کردن
lie down استراحت کوتاه
one track کوتاه فکر
short-circuit اتصال کوتاه
piaffer یورتمه کوتاه
scurrying مسابقه کوتاه
scurry مسابقه کوتاه
scurries مسابقه کوتاه
scurried مسابقه کوتاه
clipping کوتاه کردن
playlet نمایش کوتاه
truncating کوتاه کردن
formulating کوتاه کردن
cutty sark دامن کوتاه
correption کوتاه کردن
brief description شرح کوتاه
corner-brace حایل کوتاه
conte داستان کوتاه
short-list فهرست کوتاه
short-listed فهرست کوتاه
short-listing فهرست کوتاه
short-lists فهرست کوتاه
tutu دامن کوتاه
tutus دامن کوتاه
britches شلوار کوتاه
To back down . کوتاه آمدن
drop in <idiom> دیدار کوتاه
bunny hop پرش کوتاه
by pass اتصال کوتاه
in the short run در کوتاه مدت
briefly <adv.> بصورت کوتاه
compendiously <adv.> بصورت کوتاه
dwarf gallery دالان کوتاه
coatee دامن کوتاه
chiton قبای کوتاه
chitchat صحبت کوتاه
chip shot ضربه کوتاه
simply stated به بیان کوتاه
curtly <adv.> بصورت کوتاه
mini-skirts دامن کوتاه
half timber الوار کوتاه
reef کوتاه کردن
gnomical کوتاه لب نویس
unabridged کوتاه نشده
truncates کوتاه کردن
fubsy کوتاه وکلفت
shortening in کوتاه کردن
abridge کوتاه کردن
hidebound کوتاه فکر
shortwave موج کوتاه
punches کوتاه قطور
punched کوتاه قطور
punch کوتاه قطور
spontoon نیزه کوتاه
an incomprehensive report گزارش کوتاه
escopette قرابینه کوتاه
steep taper مخروط کوتاه
reefs کوتاه کردن
short time کوتاه مدت
short test bar میله کوتاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com