Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (15 milliseconds)
English
Persian
In groups. In batches.
دسته دسته ( گروه گروه )
Search result with all words
pack
دسته گروه
packs
دسته گروه
grouping
دسته گروه سازی
groupings
دسته گروه سازی
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
division
دسته گروه اسبهای مسابقه معین
divisions
دسته گروه اسبهای مسابقه معین
minor league
دسته یا گروه فرعی ورزشی تیمهای کودکان یا تازه کارها
Other Matches
pack
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
clean up party
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
mounting
دسته و پشت بند دسته شمشیر
task force
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
kaldor criterion
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
nosegay
دسته گل یایک دسته علف
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
horde
گروه بیشمار گروه
hordes
گروه بیشمار گروه
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
streams of people
دسته دسته مردم
sorts
دسته دسته کردن
sects
دسته دسته مذهبی
shoals of people
دسته دسته مردم
scores of people
دسته دسته مردم
sect
دسته دسته مذهبی
sorted
دسته دسته کردن
sort
دسته دسته کردن
in detail
مفصلا دسته دسته
distribute
دسته دسته کردن
trooping
دسته دسته شدن
trooped
دسته دسته شدن
troop
دسته دسته شدن
they came in bands
دسته دسته امدند
assort
دسته دسته شدن
windrow
دسته دسته کردن
groups
دسته دسته کردن
group
دسته دسته کردن
classify
دسته دسته کردن
regiment
دسته دسته کردن
assort
دسته دسته کردن
regiments
دسته دسته کردن
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
folks
گروه
mass
گروه
company
گروه
multitudes
گروه
companies
گروه
folk
گروه
concourse
گروه
corps
گروه
t group
گروه T
concourses
گروه
special interest group
گروه
multitude
گروه
crowds
گروه
crowd
گروه
many
گروه
set
گروه
shoals
گروه
g , series
گروه ژ
trooping
گروه
trooped
گروه
troop
گروه
cohort
گروه
cohorts
گروه
groups
گروه
group
گروه
covey
گروه
sets
گروه
shoal
گروه
setting up
گروه
platoons
گروه
herd
گروه
herded
گروه
herding
گروه
herds
گروه
cliques
گروه
clique
گروه
attack group
گروه تک
ensigns
گروه
ensign
گروه
batches
گروه
batch
گروه
ring
گروه
fries
گروه
clusters
گروه
throngs
گروه
swarmed
گروه
swarm
گروه
cluster bombs
گروه
thronging
گروه
thronged
گروه
fry
گروه
frying
گروه
host
گروه
school
گروه
gangs
گروه
gang
گروه
schools
گروه
hosts
گروه
parcels
گروه
parcel
گروه
assembly
گروه
hosting
گروه
hosted
گروه
bunch
گروه
bunched
گروه
bunches
گروه
bunching
گروه
throng
گروه
squads
گروه
teams
گروه
congregations
گروه
congregation
گروه
bevy
گروه
platoon
گروه
lot
گروه
team
گروه
massing
گروه
masses
گروه
flock
گروه
flocking
گروه
cluster bomb
گروه
swarms
گروه
cluster
گروه
flocked
گروه
squad
گروه
flocks
گروه
party
گروه
coacting group
گروه همکار
closed group
گروه بسته
class of suplies
گروه کالاها
subgroup
زیر گروه
diaconate
گروه شماسان
biotype
زیست گروه
chevroner
فرمانده گروه
regimentation
گروه بندی
center
گروه مرکزی
devitry
گروه دیوان
groups
گروه رزمی
carbonyl group
گروه کربونیل
captain of the forecastle
سر گروه لنگر
peer groups
گروه همسالان
command group
گروه فرماندهی
peer group
گروه همسالان
blood types
گروه خونی
blood type
گروه خون
blood type
گروه خونی
criterion group
گروه ملاک
blood groups
گروه خون
blood groups
گروه خونی
womankind
گروه زنان
blood group
گروه خونی
device cluster
گروه دستگاه
coordinated group
گروه کوئوردینانسی
commonwealth of letters
گروه نویسندگاه
legions
هنگ گروه
blood group
گروه خون
commutative group
گروه جابجاپذیر
contact party
گروه تماس
control group
گروه گواه
blood types
گروه خون
disk pack
گروه بسته
diad
گروه دو عضوی
kinds
جنس گروه
divisions
گروه وزنی
swarm
گروه زنبوران
subgroup
خرده گروه
legion
هنگ گروه
subgroups
خرده گروه
subgroups
زیر گروه
sections
گروه دایره
section
گروه دایره
nexus
گروه متحد
abelian group
گروه ابلی
acid group
گروه اسید
acid group
گروه اسیدی
outfit
همسفر گروه
swarmed
گروه زنبوران
division
گروه وزنی
kindest
جنس گروه
kind
جنس گروه
social
گروه دوست
group therapy
گروه درمانی
trilogies
گروه سه تایی
trilogy
گروه سه تایی
heap
انبوه گروه
heaping
انبوه گروه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com