Total search result: 201 (10 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
navigation |
دگمه ها و واسط کاربر |
|
|
Other Matches |
|
MS DOS |
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود |
ccp |
نرم افزاری که واسط بین ترمینال کاربر و Bios سیستم است |
graphical user interface |
واسط بین سیستم عامل و برنامه و کاربر از تصاویر گرافیکی و نشانه ها برای نمایش توابع یا فایل |
finder |
واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse |
Apple Macintosh computer |
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند |
Visual C |
محصول توسعه یافته ماکروسافت که امکان ایجاد برنامههای کاربردی ویندوز با رسم واسط های کاربر و اتصال کد زبان C را برقرار میکند |
Apple Mac |
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند |
shells |
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود |
shell |
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود |
shelling |
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود |
ODI |
واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI |
Advanced Technology Attachment |
واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود |
Internet |
سیستمی که به چندین کاربر اجازه شرکت در محاوره میدهد که هر کاربر میتواند پیامی بفرستد و متن کاربر بعد را ببیند |
midi |
واسط سری که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند. واسط MIDI سیگنالهای را از کنترولر یا کامپیوتر که دستورات مختلفی برای قط عات می نویسد انتقال میدهد |
microsoft |
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد |
knop |
دگمه |
immortelle |
گل دگمه |
bachelors button |
گل دگمه |
knosp |
دگمه |
knobs |
دگمه گرد |
knob |
دگمه گرد |
thumbed |
دگمه فشاری |
thumb |
دگمه فشاری |
thumbing |
دگمه فشاری |
thumbs |
دگمه فشاری |
cleat knob |
دگمه انگلیسی |
knobble |
دگمه کوچک هموار کردن |
sack coat |
ژاکت یا کت دارای یک یا دوردیف دگمه |
user |
نام شناسایی یک کاربر که به شماره صحیح کاربر دستیابی دارد |
users |
نام شناسایی یک کاربر که به شماره صحیح کاربر دستیابی دارد |
BCC |
گونهای از برنامههای پست الکترونیکی که یک کاربر یک پیام را به چندین کاربر در یک زمان ارسال میکند |
STT |
نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد |
SEPP |
سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد |
left handed mouse |
تشخیص Mouse به طوری که کار دو دگمه از پیش مشخص شده است |
tabbing |
ترتیب حرکت تمرکز از یک دگمه یا میدان به دیگر با انتخاب کلید tab |
secure transaction technology |
سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد |
transparent |
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست |
transparently |
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست |
black |
وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است |
blacked |
وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است |
blacks |
وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است |
blacker |
وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است |
blackest |
وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است |
log |
کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد |
logs |
کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد |
righting |
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید |
right |
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید |
righted |
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید |
interactive |
سیستم چند رسانهای که کاربر دستوری وارد میکند و برنامه پاسخ میدهد یا کاربر میتواند عملیات را کنترل کند و نیز نحوه کار برنامه را |
site |
مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد |
sites |
مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد |
sited |
مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد |
knitting pin |
میل جوراب بافی یاکش بافی که درته ان دگمه یاگلولهای دارد |
queries |
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود |
queried |
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود |
directory |
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند |
directories |
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند |
querying |
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود |
query |
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود |
mediums |
واسط |
medium |
واسط |
point of intersection |
واسط |
interfaces |
واسط |
interface |
واسط |
intermediate storage |
انباره واسط |
NDIS |
واسط دستور استاندارد |
ieee |
واسط استاندارد IEEE |
peripheral |
برنامه یا تابع واسط |
garbage |
واسط رادیویی از کانالهای مجاور |
interpolation |
محاسبه مقادیر واسط بین دو نقط ه |
interface |
و به عنوان پردازنده واسط عمل میکند |
logical |
یری توان پردازش موتور واسط |
interpolations |
محاسبه مقادیر واسط بین دو نقط ه |
telematics |
واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی |
ieee |
واسط ی که مط ابق استاندارهای IEEE است |
crosstalk |
واسط بین دو کابل ارتباطی یا کانال |
interfaces |
و به عنوان پردازنده واسط عمل میکند |
interfaces |
واسط واحد پردازش و باس IEEE |
advanced |
یک نوع واسط استاندارد برای CD-ROMها |
interface |
واسط واحد پردازش و باس IEEE |
hybrid circuit |
نوعی واسط بین کامپیوتر و یک قطعه آنالوگ |
port |
سوکت و مدار واسط که goystick وارد آن میشود |
channeled |
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد |
lips |
استاندارد و اندازه گیری توان پردازش از موتور واسط |
channel |
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد |
channels |
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد |
channeling |
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد |
adapter |
وسیلهای که واسط CPU و یک یا چند کانال ارتباطی است |
acr |
واسط ی که به وسیله آن دستگاه ضبط به کامپیوتر وصل میشود |
musical instrument digital interface |
واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند |
channelled |
رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد |
interfaces |
استاندارد باس واسط بین کامپیوتر و قطعه آزمایشگاهی |
interfaces |
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است |
interface |
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است |
interface |
استاندارد باس واسط بین کامپیوتر و قطعه آزمایشگاهی |
breakout box |
وسیلهای وضیعت خط وط بین واسط ه ها یا کابل ها یا اتصالات را نشان میدهد |
enhances |
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک |
ST0 standard |
استاندارد واسط دیسک که در IBM PC استفاده میشود , سافت Seaglt |
joysticks |
مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است |
enhanced |
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک |
enhancing |
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک |
presentation manager |
واسط کار به گرافیک تامین شده توسط سیستم عامل OS/2 |
joystick |
مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است |
adapter |
کارت واسط جانبی که به وسایل ناهماهنگ امکان ارتباط میدهد |
AT Attachment |
واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا -CD ROM به کامپیوتر |
p code |
روشی برای ترجمه کد منبع به یک کد واسط بنام کد Pتوسط یک کامپایلر |
Advanced Technology Attachment |
واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا CD-ROM به کامپیوتر |
centronics interface |
واسط چاپ موازی که توسط Centronics Inc پیشنهاد شده است |
general |
استاندارد برای باس واسط بین کامپیوتر و یک قطعه آزمایشگاهی |
enhance |
واسط استاندارد CPU و وسایل جانبی مثل درایوهای دیسک |
gpib |
استاندارد برای باس واسط بین کامپیوتر و قطعه آزمایشگاهی |
shield |
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده |
generals |
استاندارد برای باس واسط بین کامپیوتر و یک قطعه آزمایشگاهی |
shields |
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده |
scsi |
استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی |
ESDI |
واسط استاندارد بین CPU و وسایل جانبی مثل درایو دیسک |
Hewlett Packard |
روش استاندارد واسط بین وسایل جانبی و یا قط عات آزمایش و کامپیوترها |
small computer systems interface |
واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی |
topology |
که کابل بندی و واسط های لازم و امکانات موجود درشبکه را مشخص میکند |
AT Attachment |
واسط استانداردی که به -CD ROM یا یا درایو نوار اجازه اتصال به پورت ATA میدهد |
AT Attachment |
گونه مشابهی از واسط SCSI که تحت نام IDE شناخته شده است |
Advanced Technology Attachment |
حالت معمول از واسط SCSI که تحت نام IDE هم شناخته شده است |
standards |
واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند |
standard |
واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند |
communication |
پردازندهای که چندین واسط و مدیریت بین کامپیوتر و کنترل خط وط ارتباطی برقرار میکند. |
driver |
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است |
device driver |
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است |
drivers |
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است |
device handler |
برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است |
interface |
استاندارد بیان کننده سیگنالهای واسط نرخ ارسال و توان برای اتصال ترمینال به مودم |
open |
کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند |
internal store |
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط |
electronics |
استانداردی که سیگنالهای واسط رامعرفی میکند. نرخ ارسال و نیرو برای اتصال ترمینال ها به مودم ها |
shields |
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند |
opens |
کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند |
interfaces |
استاندارد بیان کننده سیگنالهای واسط نرخ ارسال و توان برای اتصال ترمینال به مودم |
shield |
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند |
opened |
کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند |
internal memory |
بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط |
rf |
ورقه نازک فلزی که اطراف یک کابل پیچیده شده که مانع ارسال سیگنالهای واسط فرکانس رادیویی میشود |
universal |
مدار مجتمع مجزا که تمام عملیات سری به موازی و واسط را انجام میدهد که بین کامپیوتر و خط وط ارسال لازم است |
eia |
استانداردی که سیگنالهای واسط را تعریف میکند و نیز نرخ ارسال و قدرتی که برای ارتباط ترمینال به مودم ها به کار می رود |
cpu |
سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی |
interfacing |
سخت افزار یا نرم افزاری که واسط بین دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و وسیله است |
Kaleida Labs |
شرکت فروش واسط بین Apple و IBM برای تولید از برای نوشتاری چندرسانهای |
Faraday cage |
صفحه فلزی یا سیمی متصل به زمین که وسایل حساس را کامل حفظ میکند به طوری که هیچ واسط ی از جریان الکترومغناطیسی ایجاد نشود |
AT Attachment |
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است |
Advanced Technology Attachment |
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است |
parallel |
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد |
paralleled |
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد |
parallels |
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد |
parallelling |
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد |
parallelled |
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد |
paralleling |
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد |
inductive coordination |
توافق بین تولیدکننده توان الکتریکی و تولیدکننده ارتباط به روش کاهش واسط های اجباری |
snows |
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود |
snowing |
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود |
snow |
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود |
snowed |
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود |
electrostatic |
محفظه فلزی که با ماده حساس پوشیده شده است . و متصل به زمین است که آن را از واسط ها حفظ میکند |
interface |
تخته جانبی که به کامپیوتر امکان میدهد تا با وسایل مشخصی واسط باشد یا استاندارد مشخصی را رعایت کند |
databases |
برنامهای که یک واسط بین برنامه نوشته شده برای دستیابی به توابع DBMS است و خود DBMS |
database |
برنامهای که یک واسط بین برنامه نوشته شده برای دستیابی به توابع DBMS است و خود DBMS |
interfaces |
تخته جانبی که به کامپیوتر امکان میدهد تا با وسایل مشخصی واسط باشد یا استاندارد مشخصی را رعایت کند |
DirectSound |
در ویندوز ماکروسافت استاندارد برنامه نویسی واسط ها برای کنترل نرم افزار بازی ها از سخت افزار صوتی |
user |
کاربر |
user |
کاربر |
users |
کاربر |
operator |
کاربر |
operators |
کاربر ها |
labor intensive |
کاربر |
users |
کاربر ها |
labor using |
کاربر |
harder |
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است |
hardest |
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است |
hard |
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است |
PIA |
مداری که به کامپیوتر امکان ارتباط با وسیله جانبی میدهد با تامین پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن در رسانه |
user terminal |
پایانه کاربر |
power user |
کاربر پیشرفته |
labour intensive industry |
صنعت کاربر |
make work activities |
فعالیتهای کاربر |
labor intensive production |
تولید کاربر |
labor intensive goods |
کالاهای کاربر |
user program |
برنامه کاربر |
end user |
کاربر نهایی |
graphical user interface |
میانجی نگارهای کاربر |
user |
استعمال کننده کاربر |
users |
استعمال کننده کاربر |
user defined |
تعریف یا انتخاب کاربر |
account |
رکورد نام کاربر |
user default |
پیش فرض کاربر |
dma |
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود |
twain |
واسط برنامه نویسی استاندارد سافت Packard-Hewlett, Logiteel, Gantman Kodeck , Aldis , Caere که به نرم افزار امکان سخت افزار تصویر میدهد |
flame |
ارسال پیام نامناسب به کاربر |
contact |
فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه |
contacted |
فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه |
contacting |
فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه |
user defined |
تعریف شده توسط کاربر |
user supplied |
تامین شده توسط کاربر |
flames |
ارسال پیام نامناسب به کاربر |