Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (9 milliseconds)
English
Persian
abutment
دیوار پشتیبان
Search result with all words
buttress
شمع پشتیبان دیوار
buttressed
شمع پشتیبان دیوار
buttresses
شمع پشتیبان دیوار
buttressing
شمع پشتیبان دیوار
counter-fort
[شمع پشتیبان دیوار]
Other Matches
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
backup copy
کپی پشتیبان روگرفت پشتیبان
globally
1-پشتیبان همه دادههای ذخیره شده گره ها یا ایستگاههای کاری متصل به شلکه 2-پشتیبان همه فایلهای دیسک سخت یا فایل سرور
global
1-پشتیبان همه دادههای ذخیره شده گره ها یا ایستگاههای کاری متصل به شلکه 2-پشتیبان همه فایلهای دیسک سخت یا فایل سرور
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
backers
پشتیبان
protector
پشتیبان
support r
پشتیبان
defenceless
بی پشتیبان
backs
پشتیبان
backup
پشتیبان
left back
پشتیبان چپ
thruster
پشتیبان
behind
پشتیبان
backer
پشتیبان
back
پشتیبان
supporter
پشتیبان
supportless
بی پشتیبان
fail back
پشتیبان
backlogs
پشتیبان
support
پشتیبان
paper support
پشتیبان
protectors
پشتیبان
supportive
پشتیبان
backlog
پشتیبان
behinds
پشتیبان
supporters
پشتیبان
backup copy
نسخه پشتیبان
backing up
پشتیبان گیری
backstop technology
تکنولوژی پشتیبان
patrons
نگهدار پشتیبان
backing storage
انباره پشتیبان
backing
پشتیبان پوشش
trailers
پشتیبان مهاجم
patron
نگهدار پشتیبان
support library
کتابخانه پشتیبان
trailer
پشتیبان مهاجم
backing store
انباره پشتیبان
backup file
پرونده پشتیبان
follow up
تدارکات پشتیبان
file backup
پشتیبان فایل
imcremental backup
پشتیبان نموی
second
پشتیبان کمک
seconded
پشتیبان کمک
seconding
پشتیبان کمک
seconds
پشتیبان کمک
battery backup
باطری پشتیبان
banch wall
دیواره پشتیبان
backup system
سیستم پشتیبان
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
believer
[in something]
پشتیبان
[نگهدار]
[ازچیزی]
maintenance programmer
برنامه نویس پشتیبان
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
backup utility
برنامه کمکی پشتیبان
battery backup system
سیستم پشتیبان باطری
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
line backer
مدافع پشتیبان خط تجمع
back
که یک باتری پشتیبان دارد
sympathisers
طرفدار همفکر پشتیبان فکری
fall back
سیستم پشتیبان در شرایط اضطراری
sympathizer
طرفدار همفکر پشتیبان فکری
sympathizers
طرفدار همفکر پشتیبان فکری
fan
پشتیبان
[طرفدار]
[هوادار]
[ورزش]
countermure
دیواری که برای پشتیبان دیواردیگربسازند
father file
پشتیبان گونه قدیمی فایل
dss
سیستم پشتیبان تصمیم گیری
hypostasis
پایه یانگهبان عضو یا چیزی پشتیبان
stringy floppy
حلقه متمادی نوار برای حافظه پشتیبان
follow up
رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
pedestals
میز یا پشتیبان فیزیکی دیگری برای یک ترمینال
pedestal
میز یا پشتیبان فیزیکی دیگری برای یک ترمینال
internal
روش نمایش داده و دستورات در CPU یا پشتیبان
auxiliary
پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
auxiliaries
پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
tape streamer
حلقه ممتد نوار برای حافظه پشتیبان
time
ایجاد پشتیبان خودکار پس از یک مدت زمانی یا در یک زمان مشخص در هر روز
timed
ایجاد پشتیبان خودکار پس از یک مدت زمانی یا در یک زمان مشخص در هر روز
transcribing
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribed
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
times
ایجاد پشتیبان خودکار پس از یک مدت زمانی یا در یک زمان مشخص در هر روز
transcribe
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribes
کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
record
رکورد و داده کنترلی ذخیره شده روی رسانه پشتیبان
server
کامپیوتر مخصوص و امکان حافظه پشتیبان در ترمینال ها و عملگرهای شبکه محلی
streamers
حلقه متمادی نوار است که به عنوان فضای پشتیبان استفاده میشود
streamer
حلقه متمادی نوار است که به عنوان فضای پشتیبان استفاده میشود
generations
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
generation
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود
BAK file extension
مشخصه سه حرف استاندارد در سیستم MS DOS برای بیان یک پشتیبان یا کپی از فایل
hot
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hottest
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hotter
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
input
فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
inputted
فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
share
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shares
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
fence
دیوار
bulkheads
دیوار
fences
دیوار
face wall
دیوار بر
bulkhead
دیوار
f. with the woll
دیوار
enclosure wall
دیوار بر
curtains
دیوار
alignment frontage
بر دیوار
bulwarks
دیوار
counter-scrap
دیوار
wall
دیوار
coping
سر دیوار
cope
سر دیوار
partition
دیوار
partitions
دیوار
wellhead
سر دیوار
walls have ears
دیوار
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
bulwark
دیوار
walls
دیوار
streaming tape drive
دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
incremental backup
تابع پشتیبان که فقط فایل هایی را ذخیره میکند که نسبت به ذخیهر قبلی تغییر کرده اند
large scale computer
که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
warm standby
وسیله پشتیبان جانبی که قابل تنظیم برای روشن شدن است در یک لحظه کوتاه پس از خرابی سیستم
render a wall
استرکشی دیوار
rear wall
دیوار پشت
quay wall
دیوار بارانداز
sea dike
دیوار ساحلی
bearing wall
دیوار باربر
cobwall
دیوار کاهگلی
common wall
دیوار مشترک
hollow walls
دیوار دو جداره
an interstice in a wall
ترک در دیوار
batter of a wall
میل دیوار
allering
کنگره دیوار
bearing wall
دیوار بارگیر
conservative wall
دیوار باغچه
dwarf wall
دیوار نیمه
bay
فرورفتگی دیوار
batter of wall
میل دیوار
batter of a wall
شیب دیوار
retaining wall
دیوار ضامن
bailey
دیوار بیرونی
retaining wall
دیوار حائل
clay wall
دیوار چینه
partition wall
دیوار تیغه
panel wall
اگین دیوار
load-bearing wall
دیوار حمال
load-bearing
دیوار باربر
load bearing wall
دیوار حمال
load bearing wall
دیوار باربر
front wall
دیوار جلو
gable wall
دیوار سنتوری
gable wall
دیوار لچکی
gravity wall
دیوار وزنی
guide bank
دیوار هادی سد
key wall
دیوار اب بند
inwall
دیوار گرفتن
partition
دیوار تیغه
partitions
دیوار تیغه
lie-by
تو رفتگی دیوار
counterfort
دیوار تکیه
counterfort
دیوار تقویتی
cranny
شکاف دیوار
cross wall
دیوار همبر
outwall
دیوار بیرونی
outer wall
دیوار خارجی
curtain wall
دیوار پردهای
cut off
دیوار اببند
cut off wall
دیوار جداکننده
decorated wall
دیوار تزیینی
dike
دیوار مانع
one brick wall
دیوار یک اجره
non load bearing wall
دیوار تیغه
non bearing wall
دیوار تیغه
interior wall
دیوار داخلی
murals
دیوار نما
quays
دیوار ساحلی
embankments
دیوار خاکی
embankment
دیوار خاکی
thickness of a wall
کلفتی دیوار
petard
بمب دیوار کن
spine wall
دیوار اساسی
posters
دیوار کوب
cordon
سرپوش دیوار
cordons
سرپوش دیوار
party wall
دیوار مشترک
party walls
دیوار مشترک
quay
دیوار ساحلی
niches
تو رفتگی در دیوار
weephole
ابرو دیوار
enclosure
دیوار حصارکشی
enclosures
دیوار حصارکشی
weephole
راه اب در دیوار
poster
دیوار کوب
the pictures on the wall
ی روی دیوار
mural
دیوار نما
sleeper wall
دیوار کرسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com