English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English Persian
write-in رای دادن به کسی که نامش در فهرست کاندیدها نیست
Other Matches
write-in شخصی که نام او در فهرست کاندیدها نیست ولی به او رایمیدهند
write رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
writes رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
His nave was struck off the list. نامش را از فهرست زده اند
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
repertoire فهرست نمایشهای اماده برای نمایش دادن
her name نامش
its name نامش
vehicle summary فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
blacklist فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklists فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
concordance فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
concordances فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
he is john by name نامش جان است
to ask somebody's name از کسی نامش را پرسیدن
picking list فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
part list فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
waiting lists فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
waiting list فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
head liner کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
quantum بسته دادهای که نامش از سیگنال مقدار گذاری شده باشد
glossaries فهرست معانی فهرست لغات
glossary فهرست معانی فهرست لغات
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
bloop عبور دادن مغناطیس از روی نوار برای پاک کردن سیگنالهایی که نیازی به آنها نیست
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
pan حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pans حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan- حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
step frame استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
indexes فهرست فهرست اعلام
index فهرست فهرست اعلام
indexed فهرست فهرست اعلام
name part بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند
seconded مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
tables فهرست
tabled فهرست
table فهرست
cataloguing فهرست
indexless بی فهرست
list فهرست
catalogue فهرست
concordances فهرست
indexed فهرست
index فهرست
checklist فهرست
indexes فهرست
catalogued فهرست
filed فهرست
file فهرست
slips فهرست
b.d catalogue فهرست بی . دی
catalogues فهرست
catalog فهرست
concordance فهرست
slip فهرست
slipped فهرست
cataloging فهرست
directories فهرست
directory فهرست
catalogs فهرست
kalendar فهرست
phraseology فهرست
repertory فهرست
cataloged فهرست
inventory فهرست
tabling فهرست
rolled فهرست
roll فهرست
rolls فهرست
roster فهرست
rosters فهرست
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
problem checklist فهرست مشکلات
price list فهرست قیمت
indexed فهرست راهنما
index فهرست راهنما
short-lists فهرست کوتاه
index فهرست شاخص
part list فهرست اجزاء
parts list فهرست قطعات
contents directory فهرست محتویات
cross index فهرست تقابلی
requirements list فهرست نیازمندیها
rigging warrant فهرست وسایل
catalog فهرست کردن
listing فهرست نویسی
cataloguing کتاب فهرست
listings فهرست نویسی
table of replaceable partes فهرست قطعات
mailing lists فهرست پستی
catalog به فهرست بردن
mailing list فهرست پستی
hit lists فهرست ضربه
hit list فهرست ضربه
short-listing فهرست کوتاه
subject index فهرست موضوعی
subdirectory فهرست فرعی
cataloguing فهرست کردن
cargo manifest فهرست بار
star catalogue فهرست ستارگان
black list فهرست سیاه
data dictionary فهرست داده ها
messir catalogue فهرست مسیه
handlist فهرست مختصر
load manifest فهرست بار
list price فهرست قیمتها
who's who فهرست رجال
volume table of constants فهرست راهنما
menu فهرست خوراک
schedule صورت فهرست
inventory فهرست موجودی
schedules صورت فهرست
list در فهرست واردکردن
list فهرست کردن
menus فهرست انتخاب
menus فهرست خوراک
menu فهرست انتخاب
list در فهرست نوشتن
nomenclauture فهرست اصطلاحات
handlist فهرست دستی
indexed فهرست شاخص
indexes فهرست راهنما
display menu فهرست نمایش
elench ردمنطقی فهرست
indexes فهرست شاخص
excused list فهرست معاف ها
nominal list فهرست نامها
nomenelature فهرست اصطلاحات
registers لیست یا فهرست
file index فهرست پرونده
registering لیست یا فهرست
register لیست یا فهرست
gloss فهرست معانی
scheduled صورت فهرست
glossary فهرست معانی
tables در فهرست نوشتن
terriers فهرست ما یملک
terrier فهرست ما یملک
registries دفتر فهرست
roll فهرست پیچیدن
cataloged کتاب فهرست
catalog کتاب فهرست
short-listed فهرست کوتاه
short-list فهرست کوتاه
directory فهرست راهنما
catalogued فهرست کردن
catalogs کتاب فهرست
registry دفتر فهرست
cataloging کتاب فهرست
tabulated فهرست کردن
catalogued کتاب فهرست
glossaries فهرست معانی
tabulate فهرست کردن
rolled فهرست پیچیدن
tabulates فهرست کردن
cataloging فهرست کردن
catalogue فهرست کردن
directories فهرست راهنما
bill of goods فهرست تجارتی
bill of material فهرست مواد
timetables گاه فهرست
bill of quantites فهرست مقادیر
timetabling گاه فهرست
tabling در فهرست نوشتن
bill of quantities فهرست مقادیر
catalogue کتاب فهرست
table در فهرست نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
catalogues فهرست کردن
timetabled گاه فهرست
timetable گاه فهرست
bill of materials فهرست مواد
tariffs فهرست نرخها
catalogs فهرست کردن
tariff فهرست نرخها
rolls فهرست پیچیدن
catalogues کتاب فهرست
cataloged فهرست کردن
vocabularies فهرست لغات
indexing فهرست سازی
vocabulary فهرست لغات
vocabular مربوط به لغات یا فهرست ان
nomenclator فهرست لغات و اسامی
packing note فهرست بسته بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com