Total search result: 301 (14 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
card code |
رمز کارت |
|
|
Search result with all words |
|
field |
بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد |
fielded |
بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد |
fields |
بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد |
expansion |
اتصالی درون کامپیوتر که کارت میتواند وارد نصب شود |
fax |
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است |
fax |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxed |
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است |
faxed |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxes |
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است |
faxes |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxing |
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است |
faxing |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
card |
کارت |
card |
کارت ویزیت بلیط |
card |
کارت تبریک کارت عضویت |
card |
یک کارت پانچ |
card |
ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند |
card |
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن |
card |
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود. |
card |
سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد |
card |
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است |
card |
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند |
card |
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند |
card |
خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است |
card |
وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد |
card |
بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است |
card |
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند |
card |
بخشی از حافظه که حاوی نمایش داقیق اطلاعات روی کارت است |
card |
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند |
card |
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود |
cards |
کارت |
cards |
کارت ویزیت بلیط |
cards |
کارت تبریک کارت عضویت |
cards |
یک کارت پانچ |
cards |
ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند |
cards |
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن |
cards |
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود. |
cards |
سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد |
cards |
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است |
cards |
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند |
cards |
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند |
cards |
خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است |
cards |
وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد |
cards |
بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است |
cards |
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند |
cards |
بخشی از حافظه که حاوی نمایش داقیق اطلاعات روی کارت است |
cards |
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند |
cards |
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود |
direct objects |
پانج کارت که حاوی برنامه است |
indirect objects |
پانج کارت که حاوی برنامه است |
object |
پانج کارت که حاوی برنامه است |
objected |
پانج کارت که حاوی برنامه است |
objecting |
پانج کارت که حاوی برنامه است |
objects |
پانج کارت که حاوی برنامه است |
reader |
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند |
readers |
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند |
scorecard |
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف |
scorecards |
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف |
parity |
بررسی پریتی روی هر کارت پانج یا ستون نوار |
sound |
کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند |
sounded |
کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند |
soundest |
کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند |
sounds |
کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند |
tag |
نوار پشت پوتین کارت معرفی |
tags |
نوار پشت پوتین کارت معرفی |
row |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
rowed |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
rows |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
header |
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه |
headers |
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه |
pack |
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی |
packs |
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی |
graphics |
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند |
graphics |
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند |
increment |
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن |
increments |
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن |
monitor |
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد |
monitored |
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد |
monitors |
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد |
smart |
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود |
smarted |
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود |
smarter |
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود |
smartest |
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود |
smarting |
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود |
smarts |
کارت پلاستیکی به همراه حافظه و ریز پردازنده توکار , که برای ارسال مستقیم حافظه یا مشخصات کاربر به کار می رود |
deck |
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها |
decked |
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها |
decks |
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها |
cash dispenser |
ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم |
cash dispensers |
ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم |
media |
دستوراتی که به هر برنامه امکان کنترل چند رسانهای می دهند مثل کارت صدا و قطعه ویدیو |
strip |
لایه ماده مغناطیسی در سطح کارت پلاستیکی برای ضبط داده |
peripheral |
وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند |
electronic |
سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی |
carte blanche |
کارت سفید |
hopper |
وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد |
hoppers |
وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد |
punch |
قطعه کارت کوچکی که حاوی سوراخهایی برای نمایش دستورات و داده مختلف است |
punch |
وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت |
punched |
قطعه کارت کوچکی که حاوی سوراخهایی برای نمایش دستورات و داده مختلف است |
Other Matches |
|
post card |
کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است |
calibration card |
کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر |
leading edge |
اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود |
name tag |
کارت معرفی کارت اسم |
adapter |
کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد |
qualification card |
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت |
emergency medical tag |
کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس |
paste board |
کارت |
card code |
کد کارت |
stub card |
ته کارت |
card column |
ستون کارت |
tape to card |
از نوار به کارت |
magnacard |
کارت مغناطیسی |
logic card |
کارت منطقی |
ledger card |
کارت معین |
visiting card |
کارت ویزیت |
binary card |
کارت دودویی |
visting card |
کارت ویزیت |
calling card |
کارت ویزیت |
card cage |
محفظه کارت |
green card |
کارت سبز |
yello card |
کارت زرد |
punched card |
کارت منگنه |
punch card |
کارت منگنه |
postcard |
کارت پستال |
postcards |
کارت پستال |
post card |
کارت پستال |
credit card |
کارت اعتباری |
credit cards |
کارت اعتباری |
summary card |
کارت خلاصه |
paper card |
کارت کاغذی |
range card |
کارت برد |
red card |
کارت قرمز |
account card |
کارت حساب |
card verification |
بازبینی کارت |
smart card |
کارت هوشمند |
magnetic card |
کارت مغناطیسی |
card deck |
دستینه کارت |
ibm card |
کارت 08 ستونی |
job card |
کارت برنامه |
circuit card |
کارت مدار |
cartle blanche |
کارت بلانش |
carte |
کارت ویزیت |
card verifier |
بازبین کارت |
card stacker |
مخزن کارت |
comment card |
کارت توضیحی |
identification card |
کارت شناسایی |
continuation card |
کارت ادامه |
input card |
کارت ورودی |
hollerith card |
کارت هالریت |
get a long with you |
بروپی کارت |
interface card |
کارت رابط |
job card |
کارت کار |
debit card |
کارت بدهی |
coulmn card |
کارت 69 ستونه |
control card |
کارت کنترل |
card stacker |
کارت پشته کن |
card row |
سطر کارت |
card format |
قالب کارت |
card field |
فیلد کارت |
card field |
میدان کارت |
card feed |
خورد کارت |
card face |
رویه کارت |
card deck |
دسته کارت |
card guide |
راهنمای کارت |
card hopper |
ناودان کارت |
card reader |
کارت خوان |
card rack |
جای کارت |
card rack |
طاقچه کارت |
card punch |
کارت منگنه کن |
card loader |
کارت بارکن |
card image |
تصویر کارت |
green cards |
کارت سبز |
picture postcard |
کارت پستال |
ID card |
کارت شناسایی |
I want to have a word with you . I want you . |
کارت دارم |
badge |
کارت شناسایی |
identification document |
کارت شناسایی |
card jam |
گیر کردن کارت |
card loader |
بار کننده کارت |
card hopper |
قسمت جهنده کارت |
network interface card |
کارت میانجی شبکه |
magnetic strip card |
کارت نوار مغناطیسی |
billet slip |
کارت محلهای افراد |
magnetic card computer |
کامپیوتر با کارت مغناطیسی |
card aligner |
هم تراز کننده کارت |
magnetic ledger card |
کارت معین مغناطیسی |
ammunition data card |
کارت مشخصات مهمات |
eighty column card |
کارت هشتاد ستونی |
edge punched card |
کارت لب منگنه شده |
data card |
کارت اطلاعات کامپیوتری |
data card |
کارت ثبت اطلاعات |
key card |
کارت کلید کامپیوتر |
card to disk converter |
مبدل کارت به دیسک |
chart correction card |
کارت تصحیح نقشه |
card sorter |
دستگاه کارت جورکن |
card reproducer |
تولیدکننده دوباره کارت |
end of job card |
کارت انتهای کار |
card punch |
دستگاه کارت منگنه |
controller card |
کارت کنترل کننده |
safety card |
کارت تامین اتشبار |
row binary card |
کارت دودویی سطری |
punched card control |
کنترل کارت پانچ |
punched card |
کارت پانچ شده |
punched card |
کارت منگنه شده |
punch card machine |
ماشین کارت منگنه |
I have a credit card. |
من کارت اعتباری دارم. |
trailer card |
کارت پشت بند |
card-carrying |
دارای کارت عضویت |
visiting card |
کارت اسم درفرانسه |
index card |
کارتشاخص - کارت Index |
object deck |
دسته کارت مقصود |
y punch |
سوراخ کارت ستونی . |
card sorter |
دستگاه مرتب کننده کارت |
issue [of something] [ID card or check] |
صدور [چیزی] [کارت شناسایی] [چک] |
to deal |
کارت دادن [ورق بازی] |
to deal out [card game] |
کارت دادن [ورق بازی] |
passes |
گذرگاه کارت عبور گذراندن |
casrd random access memory |
حافظه دستیابی تصادفی کارت |
disk controller card |
کارت کنترل کننده دیسک |
passed |
گذرگاه کارت عبور گذراندن |
safety card |
کارت تامین جنگ افزار |
pass |
گذرگاه کارت عبور گذراندن |
bin card |
کارت مصرف محتویات فرف |
credit cards |
کارت یاورقه خرید نسیه |
credit card |
کارت یاورقه خرید نسیه |
picture postcard |
کارت پستال عکس دار |
PCMCIA |
که کارت گسترده PCMCIA را می پذیرد |
pasteboard |
کارت ویزیت ورق بازی |
punches |
وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت |
punched |
وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت |
What time should I check in? |
چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟ |
Just sign here and leave at that . |
اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد |
postcard |
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن |
Here ist my Green card. |
بفرمائید این کارت سبز من است. |
key card |
کارت اصلی حروف رمز کامپیوتر |
postcards |
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن |
to punch out [American E] [in the workplace] |
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن |
to clock off [British E] [in the workplace] |
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن |
to clock on [British E] [in the workplace] |
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن |
to punch in [American E] [in the workplace] |
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن |
to clock out [in the workplace] |
مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن |
to clock in [in the workplace] |
مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن |
inlay card |
کارت شناسایی درون نوار یا جعبه دیسک |
Can I pay by credit card? |
آیا میتوانم با کارت اعتباری پرداخت کنم؟ |
range board |
طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح |
x punch |
سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی |
X distance |
سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی |
identification tag |
پلاک شناسایی اتیکت اسم کارت معرفی نامه |
slotting |
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است |
tabulating |
پانچ کارت پردازش شده مثل عمل مرتب سازی |
PCMCIA |
- سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد |
key |
ماشین پانچ داده در کارت پانج به وسیله یک صفحه کلید |
marks |
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار |
mark |
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار |
punchboard |
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند |
punched card |
کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند |
slots |
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است |
slot |
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است |
adapter |
کارت واسط جانبی که به وسایل ناهماهنگ امکان ارتباط میدهد |
loader |
برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانج به حافظه اصلی می برد |
columns |
بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار |
I fiddled afew invitation cards. |
باهر کلکی بود چند تا کارت دعوت گیر آوردم |
column |
بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار |
column |
خط ی از اطلاعات چاپ شده درباره یک حرف موازی با کوتاهترین قسمت کارت |
mastered |
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست |
masters |
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست |
master |
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست |
columns |
خط ی از اطلاعات چاپ شده درباره یک حرف موازی با کوتاهترین قسمت کارت |
edge |
کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده |
edges |
کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده |
atm |
ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند |
label |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
labeling |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
jabbers |
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه |
multimedia |
کامپیوتری که میتواند برنامههای چند رسانهای را اجرا کند. به همراه کارت صدا |
adlib |
نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI |
labels |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
labelled |
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس |
jabber |
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه |
jabbered |
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه |
jabbering |
سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه |
punches |
قطعه کارت کوچکی که حاوی سوراخهایی برای نمایش دستورات و داده مختلف است |
I hate to rain on your parade, but all your plans are wrong. |
از اینکه کارت را مختل کنم بیزارم، اما برنامه هایت همگی اشتباه هستند. |
PCMCIA |
مشخصات کارتهای جانبی گسترده که به اندازه کارت اعتباری هستند و در انتهای اتصالی دارند |
MCI |
دستوراتی که به هر برنامه امکان کنترل چند رسانهای را میدهد مثل کارت صدا و قطعه ویدیو |
MIDI interface card |
کارت آداپتور که به اتصالی در PC وصل میشود و امکان ارسال دریافت داده MIDI را فراهم میکند |
edges |
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد |
edge |
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد |
multisync monitor |
صفحه نمایش که حاوی قفل امنیتی برای فرکانس اسکن هر نوع کارت گرافیکی باشد |
format |
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ |
wavetable |
حافظه در کارت صوتی که حاوی دستگاه ضبط دستگاههای موسیقی واقعی که اجرا می شوند است |
formats |
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ |
fullest |
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد. |
full |
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد. |
multibank dynamic random access memory |
حافظه با کارایی بالا که در کارت آداپتور ویدیو برای تامین نمایش گرافیک سریع به کار می رود |
Sound Blaster |
نوعی کارت صوتی برای PC سازگار ساخت Creative habs که امکان ضبط صدا روی دیسک را میدهد |
internal modem |
مودم روی کارت اضافی که به اتصال وصل میشود و اطلاعات را به پردازنده منتقل میکند از طریق باس و نه پورت سریال |
chip |
کارت پلاستیکی به همراه یک وسیله حافظه یا ریز پردازنده روی آن که برای ارسال الکترونیکی یا مشخصات یک کاربر به کار می رود |
chips |
کارت پلاستیکی به همراه یک وسیله حافظه یا ریز پردازنده روی آن که برای ارسال الکترونیکی یا مشخصات یک کاربر به کار می رود |