English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English Persian
cesarean زایمان از راه پاره کردن شکم مادر
Other Matches
tear down پاره پاره ومتلاشی کردن درهم دریدن
analyse پاره پاره کردن تشریح کردن
analyzing پاره پاره کردن تشریح کردن
analysing پاره پاره کردن تشریح کردن
analysed پاره پاره کردن تشریح کردن
analyzes پاره پاره کردن تشریح کردن
analyses پاره پاره کردن تشریح کردن
analyzed پاره پاره کردن تشریح کردن
tatter پاره پاره کردن
to part in pieces پاره پاره کردن
scalpels پاره پاره کردن
scalpel پاره پاره کردن
tearoff پاره پاره کردن
pick to pieces پاره پاره کردن
to tear to pieces پاره پاره کردن
analyze پاره پاره کردن
to pick to piece پاره پاره کردن
to cut to pieces پاره پاره کردن
silver cord محبت مادر وفرزندی همبستگی مادر وفرزند
tatter لباس پاره پاره ژنده پوش
farrow زایمان بچه خوک زایمان خوک
farrowed زایمان بچه خوک زایمان خوک
farrowing زایمان بچه خوک زایمان خوک
farrows زایمان بچه خوک زایمان خوک
slat پاره پاره شدن چادر
slats پاره پاره شدن چادر
breaks پاره کردن
lacerates پاره کردن
rending پاره کردن
break پاره کردن
tear up پاره کردن
lacerating پاره کردن
to cut down پاره کردن
rend پاره کردن
divulsion پاره کردن
lancinate پاره کردن
lay open پاره کردن
lacerate پاره کردن
rends پاره کردن
rip پاره کردن
tears پاره کردن
tear پاره کردن
cuts پاره کردن
ripped پاره کردن
dilacerate پاره کردن
cut پاره کردن
rips پاره کردن
overwear پاره ومندرس کردن
tear up <idiom> (پاره کردن)ریزریزکردن
gastrotomy پاره کردن شکم
to tear a hole in سوراخ یا پاره کردن
shred پاره کردن باریک بریدن
shreds پاره کردن باریک بریدن
shredded پاره کردن باریک بریدن
shredding پاره کردن باریک بریدن
shredder پاره پاره کننده
shredders پاره پاره کننده
to interrupt a friendship رشته دوستی را با کسی پاره کردن
grandmother مثل مادر بزرگ رفتار کردن
grandmothers مثل مادر بزرگ رفتار کردن
foremother مادر مادر بزرگ
evisceration عمل شکم پاره کردن یاروده دراوردن
mangle پاره کردن خرد کردن
mangling پاره کردن خرد کردن
mangles پاره کردن خرد کردن
childbirth زایمان
parturition زایمان
lying-in زایمان
down lying زایمان
accouchement زایمان
labored درد زایمان
labors درد زایمان
in child birth درحال زایمان
lucina الهه زایمان
maternity وابسته به زایمان
labor pain درد زایمان
labor درد زایمان
childbed بستر زایمان
throe زایمان رنج
in labour در حال زایمان
labour درد زایمان
natural childbirth زایمان طبیعی
confinement زایمان بستری
travail درد زایمان
junk ریسمان پاره که برای بافتن بور یا درست کردن پوشال بکار می رود
litters زایمان ریخته وپاشیده
littered زایمان ریخته وپاشیده
litter زایمان ریخته وپاشیده
obstetricians پزشک متخصص زایمان
obstetricians متخصص زایمان قابله
littering زایمان ریخته وپاشیده
obstetrician پزشک متخصص زایمان
obstetrician متخصص زایمان قابله
perforations خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
lie in در بستر زایمان بودن ارزیدن
lie-in در بستر زایمان بودن ارزیدن
lying in دوران استراحت ونقاهت بعداز زایمان
tocology علم مامایی مبحث زایمان ومامایی
tokology علم مامایی مبحث زایمان ومامایی
milk leg ورم پای نوزاد همراه با دردبهنگام زایمان
puerperium مرحله بین زایمان واعاده زهدان بحال اولیه خود
mastectomies پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomy پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
stillbirths زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirth زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillborn زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
tatters پاره
members پاره
part پاره
isomerous هم پاره
the golden پاره
piece پاره
pieces پاره
in rags پاره
framentary پاره پاره
fragmenting پاره
isomer هم پاره
out at elbows پاره
fragments پاره
fragment پاره
shreds پاره
raggle پاره
bit پاره
scrapping پاره
bits پاره
scappy پاره پاره
fragmentary پاره پاره
mammock پاره
duds پاره
shred پاره
scrapped پاره
shredded پاره
shredding پاره
scraps پاره
scrap پاره
scrappier پاره پاره
line segment پاره خط
peaked line خط پاره پاره
member پاره
scrappy پاره پاره
scrappiest پاره پاره
matricidal مادر کش
moms مادر
mom مادر
matricide مادر کش
stepmothers مادر
mama مادر
mamas مادر
mammas مادر
mater مادر
mums مادر
mothered مادر
mother liquor مادر اب
mother liquid مادر اب
mother in low مادر زن
motherless بی مادر
matriarchs مادر
matriarch مادر
mother مادر
mother in law مادر زن
mothering مادر
mother-in-law مادر زن
mamma مادر
stepmother مادر
mum مادر
parenticide مادر کش
mothers-in-law مادر زن
mothers مادر
lancination پاره سازی
split up پاره شدن
lacerable پاره شدنی
look before your leap پاره نکن
icicle یخ پاره قطعه یخ
icicles یخ پاره قطعه یخ
mitraille چاره پاره
middle fraction پاره میانی
fragmenting تکه پاره
part-time پاره وقت
partial sum پاره مجموعه
tattered پاره پوره
bit پاره خبر
bits پاره خبر
partially ordered پاره مرتب
fragmented چند پاره
fragmentary پاره پاره جزء جزء
partial order پاره ترتیب
part time پاره وقت
quarry stone پاره سنگ
fragments تکه پاره
fragment تکه پاره
ballast پاره سنگ
batted پاره اجر
bats پاره اجر
bat پاره اجر
wear and tear <idiom> پاره پوره
scrappiness پاره پارگی
scrap iron اهن پاره
brickbat پاره اجر
broken bricks پاره اجر
shards پاره سفال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com