English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (9 milliseconds)
English Persian
game شکار
prey شکار
hunt شکار
hunted شکار
hunts شکار
quarries شکار
quarry شکار
quarrying شکار
hank شکار
hanks شکار
hunting شکار
chase شکار
chased شکار
chases شکار
chasing شکار
chace شکار
chevy شکار
predatin شکار
ravin شکار
venery شکار
Other Matches
gameless بی شکار
gamey پر از شکار
hunted شکار کردن
quarrying شکار موردنظر
quarry لاشه شکار
blood sport کشتن شکار
hank طعمه شکار
hanks طعمه شکار
game keep پاسبان شکار
hunt شکار کردن
quarrying لاشه شکار
king hunt شاه شکار
hunters اسب شکار
game law قانون شکار
blood sports کشتن شکار
gamy پراز شکار
quarries لاشه شکار
whaling شکار نهنگ
quarries شکار موردنظر
hunts شکار کردن
quarry شکار موردنظر
hunter اسب شکار
victim دستخوش شکار
poniter نوعی سگ شکار ی
huntsmen شکار باز
huntsman شکار باز
gunning شکار با تفنگ
victims دستخوش شکار
falconry شکار با شاهین
ducking شکار مرغابی
hunting district شکار گاه
hunting ground شکار گاه
fair game شکار قانونی
fair game شکار مجاز
game سرگرمی شکار
shotgunner شکار با تفنگ
to go a hunting شکار رفتن
shanking شکار کوسه
fowling شکار پرنده
area drive شکار دواندن
predatory habit خوی شکار
shooting شکار باتفنگ
shootings شکار باتفنگ
predation شکار کردن
sniping پاشله شکار کردن
foxhunt شکار روباه باتازی
snipes پاشله شکار کردن
predator تغذیه کننده از شکار
sniped پاشله شکار کردن
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
deer stalking شکار اهو و گوزن
predators تغذیه کننده از شکار
rabbits شکار خرگوش کردن
finds یافتن بوی شکار
big game شکار حیوانات بزرگ
find یافتن بوی شکار
bow hunting شکار با تیر و کمان
snipe پاشله شکار کردن
shining پیداکردن شکار در شب بانورافکن
cub hunting شکار بچه روباه
rabbit شکار خرگوش کردن
bag شکار کردن با تیر
pointer سگ شکاری یابنده شکار
checks و شدن بوی شکار
checked و شدن بوی شکار
check و شدن بوی شکار
poaches دزدکی شکار کردن
poached دزدکی شکار کردن
poach دزدکی شکار کردن
predatory تغذیه کننده از شکار
prowls درپی شکار گشتن
prowling درپی شکار گشتن
prowled درپی شکار گشتن
prowl درپی شکار گشتن
shoots هدف گرفتن شکار
shoot هدف گرفتن شکار
bags شکار کردن با تیر
pointers سگ شکاری یابنده شکار
raptatory لازم برای شکار
raptatorial لازم برای شکار
outfitters فروشنده لوازم شکار
stool گروه فریبنده شکار
chevy فریاد هنگام شکار
outfitter فروشنده لوازم شکار
hog dress بریدن گلوی شکار
game شکار گرفته شده
predatorial تغذیه کننده از شکار
raven شکار طعمه شکاری
ravens شکار طعمه شکاری
foxhounds تازی مخصوص شکار روباه
open season فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
wood craft جنگل شناسی از لحاظ شکار
jaeger علاقمند به شکار مرد شکارچی
master of سرپرست گروه شکار روباه
foxhunt باتازی شکار روباه کردن
still hunting شکار باروش در کمین نشستن
privilegium حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
decoy shooting شکار به کمک مرغ دام
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
closed season فصل منع ماهیگیری یا شکار
to p on any one's preserves در جای قورق شکار کردن
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
to rid to hounds با تازی شکار روباه کردن
to ride to hounds با تازی شکار روباه کردن
close season فصلصید ماهیو شکار در بریتانیا
foxhound تازی مخصوص شکار روباه
turtles لاک پشت شکار کردن
covers بوته زار پناهگاه شکار
coverings بوته زار پناهگاه شکار
cover بوته زار پناهگاه شکار
tufter کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
course تعقیب کردن شکار از طرف سگ
safari سفر برای شکار بزرگ
hunts اداره کردن تازیها در شکار
hunt اداره کردن تازیها در شکار
turtle لاک پشت شکار کردن
retriever سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
retrievers سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
hunted اداره کردن تازیها در شکار
courses تعقیب کردن شکار از طرف سگ
coursed تعقیب کردن شکار از طرف سگ
safaris سفر برای شکار بزرگ
poached شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
poaches شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
wildfowl مرغ شکار بخصوص مرغهای ابی
to give the tone هنگام یافتن رد شکار پارس کشیدن
weigh in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
covert بوته زار انبوه مخفیگاه شکار
weigh-in وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
case محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
cases محل ماهیگیری سگان بدنبال شکار
weigh-ins وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
challenge [of a dog] پارس سگی [پس از دریافت بوی شکار]
hunting bow کمان بلند و سنگین برای شکار
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
poach شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
sports تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
mask کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
sport تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sported تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
stag hunting شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
still hunting روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
fox-hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
shoots زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoot زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
falconry تربیت و شکار با قوش وشاهین و باز و عقاب
masks کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
setters سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
setter سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد
gaze hound تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
buck fever هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
drag hunt شکار با تازی در مسیری بابوی مصنوعی روباه بخاطرورزش
pass shooting شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
bolting تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolted تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolt تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
fowling piece تفنگ سبک برای شکار پرنده وحیوان کوچک
small game پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
bolts تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
flu flu تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
gamey دارای بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد
hoick فریاد تازی دار بعلامت اعلام کشف مسیر شکار
floo floo تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
buck fever هیجان شکارچی تازه کار دردیدن شکار و خطا رفتن تیر
actaeon اکتئون نام شکارگری که بدن لخت دیاناالههء شکار و جنگل را دیدوبشکل گوزن درامد
break حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
breaks حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
strikes فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strike فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
jacklight ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
pigsticking شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
give tongue عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
hounded باتازی شکار کردن تعقیب کردن
bring down به زمین انداختن حریف انداختن شکار
lurked در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurking در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
hounding باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounds باتازی شکار کردن تعقیب کردن
lurks در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurk در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
hound باتازی شکار کردن تعقیب کردن
drives راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
drive راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
chase دنبال کردن شکار کردن
chased دنبال کردن شکار کردن
chasing دنبال کردن شکار کردن
chases دنبال کردن شکار کردن
hunting شکار کردن جستجو کردن
chace دنبال کردن شکار کردن
Imperial Silk Hunting Carpet فرش شکارگاهی ابریشمی درباری [این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
hunting design طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com