English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 297 (19 milliseconds)
English Persian
hoist عمل بالا بردن
hoisted عمل بالا بردن
hoists عمل بالا بردن
Search result with all words
ramp بالا بردن یاپایین اوردن
ramps بالا بردن یاپایین اوردن
ante : بالا بردن
tweak بالا بردن
tweaked بالا بردن
tweaking بالا بردن
tweaks بالا بردن
up بالا بردن
upped بالا بردن
upping بالا بردن
build up بالا بردن توان رزمی نیروها
build-up بالا بردن توان رزمی نیروها
build-ups بالا بردن توان رزمی نیروها
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted بالا بردن
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن
elevation بالا بردن لوله
elevations بالا بردن لوله
skies زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
sky زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
top up بالا بردن بوم جرثقیل
top-up بالا بردن بوم جرثقیل
top-ups بالا بردن بوم جرثقیل
upgrade بالا بردن
upgraded بالا بردن
upgrades بالا بردن
upgrading بالا بردن
rallied بالا بردن قی مت
rallies بالا بردن قی مت
rally بالا بردن قی مت
elevate بالا بردن
elevates بالا بردن
elevating بالا بردن
promote بالا بردن
promoted بالا بردن
promotes بالا بردن
promoting بالا بردن
inflate پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflates پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflating پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
jack بالا بردن
jacks بالا بردن
raise بالا بردن
raise بالا بردن دستمزد
raises بالا بردن
raises بالا بردن دستمزد
customised فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customises فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customising فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customize فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customized فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizes فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizing فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
hoist بالا بردن
hoist افراشتن بالا بردن
hoisted بالا بردن
hoisted افراشتن بالا بردن
hoists بالا بردن
hoists افراشتن بالا بردن
uplift بالا بردن
uplifts بالا بردن
antilift device ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
bilge بالا بردن فشار داخل خن
casual uplift بالا بردن موقتی
dapping نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
elate بالا بردن محفوظ کردن
elevation of security بالا بردن حاشیه امنیت
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
equity financing بالا بردن یا ایجاد سرمایه بافروش سهام
extensive cultivation بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
flag hoist بالا بردن پرچم
halliard طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
jack up بالا بردن
jigging بالا و پایین بردن طعمه در اب
mark up نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
peripheral slots شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
put option خیار بایع در مورد بالا بردن قیمت قبل از تسلیم مبیع ارزش پول تنزل کند
screw up زیاد بالا بردن اجاره
set sail بالا بردن بادبان
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
to further sales فروش را بالا بردن
upraise بالا بردن
uprear بالا بردن
raise of loom بالا بردن
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
Other Matches
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
upping رو به بالا
upper بالا
overtone بالا تن
upside بالا
outreach بالا
overhead سر بالا
on high در بالا
overhead بالا
uppermost از بالا
balcony لژ بالا
balconies لژ بالا
upping بالا
at a great age در سن بالا یی
in old age [in great age] در سن بالا
over بالا
headwater بالا اب
upped بالا
upped رو به بالا
galleries لژ بالا
over- بالا
aweigh بالا
gallery لژ بالا
ascendency بالا
above در بالا
atop بالا
top بالا
up رو به بالا
up بالا
high بالا
aloft بالا
superincumbent از بالا
highs بالا
highest بالا
ascendancy بالا
up stairs بالا
up there ان بالا
lever bridge پل بالا رو
overtones بالا تن
upper limit حد بالا
retract تو بردن
lead به سر بردن
carries بردن
carried بردن
retracted تو بردن
live به سر بردن
traced پی بردن به
win بردن
retracting تو بردن
find out پی بردن
snatching بردن
snatches بردن
snatched بردن
traces پی بردن به
take بردن
takes بردن
port بردن
carrying بردن
wins بردن
carry away از جا در بردن
carry بردن
trace پی بردن به
snatch بردن
retracts تو بردن
go away with بردن
to bear away بردن
bears : بردن
bear بردن
bear : بردن
conveys بردن
conveying بردن
conveyed بردن
bears بردن
removing بردن
drives بردن
to get wind of بو بردن از
to go away with بردن
to have it بردن
to pull off بردن
to smell a rat بو بردن
to smell out پی بردن به
remove بردن
removes بردن
convey بردن
realizing پی بردن
steer بردن
hock پی بردن
senses پی بردن
sensed پی بردن
sense پی بردن
make away with <idiom> بردن
steered بردن
steers بردن
realizes پی بردن
realized پی بردن
realize پی بردن
realising پی بردن
realises پی بردن
realised پی بردن
leads بردن
lead بردن
transported بردن
portage بردن
abstracts بردن
abstracting بردن
abstract بردن
overblow بردن
discovers پی بردن
discovering پی بردن
show to the door تا دم در بردن
discovered پی بردن
discover پی بردن
transports بردن
transport بردن
drive بردن
transporting بردن
upward بطرف بالا
upper classes طبقه بالا
upper class طبقه بالا
highlights نور بالا
highlighted نور بالا
shoot-outs بالا جستن
highlight نور بالا
soared بالا رفتن
oversize سایز بالا
shoot-out بالا جستن
soar بالا رفتن
shoot forth بالا جستن
shoot out بالا جستن
upwards <adv.> به بالا [رفتن]
aspire بالا رفتن
upgrading بطرف بالا
soars بالا رفتن
raising بالا اوردن
upgraded از درجه بالا
aspires بالا رفتن
upgrade بطرف بالا
upgrade از درجه بالا
aspired بالا رفتن
lifting device ابزار بالا بر
embezzled بالا کشیدن
embezzling بالا کشیدن
embezzle بالا کشیدن
upgraded بطرف بالا
upgrading از درجه بالا
up <adv.> به بالا [آمدن]
upgrades بطرف بالا
upgrades از درجه بالا
Mts بالا رفتن
Mt بالا رفتن
aspiring بالا رفتن
embezzles بالا کشیدن
upheaval بالا امدن
intumesce بالا امدن
regorge بالا اوردن
res noitaloseR بالا
scandent بالا رونده
spoke bone زند بالا
talll بلند بالا
the above figures ارقام بالا
the upper storey اشکوب بالا
they were filfty at the outsid دست بالا
to bring up بالا اوردن
to cast the g. بالا اوردن
to fetch up بالا اوردن
to puff out بالا امدن
radio frequency فرکانس بالا
pushup بالا فشردنی
plan view نمای بالا
it comes from above از بالا می آید
joo chin pyon soon koot کف دست بالا
long precision با دقت بالا
mountant بالا رونده
on stilts بالا ایستاده بل
plan view دید از بالا
to puff up بالا امدن
to set in بالا امدن
upward flow جریان رو به بالا
upward motion حرکت رو به بالا
upward rotation چرخش رو به بالا
upwards بطرف بالا
all-time بالا یا پایینترین حد
chock-a-block بالا کشیده
escalate بالا گرفتن
escalated بالا گرفتن
escalates بالا گرفتن
escalating بالا گرفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com