Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
default
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
defaulted
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
defaulting
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
defaults
غیبت بازیگر یا تیم و باخت
Other Matches
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
loss
باخت
defeat
باخت
defeating
باخت
defeats
باخت
defeated
باخت
absenteeism
غیبت
backbiting
غیبت
fadeaway
غیبت
absence
غیبت
absences
غیبت
in absentia
در غیبت
gambled
برد و باخت
gamble
برد و باخت
gambles
برد و باخت
loss on points
باخت با امتیاز
unbeatable
باخت ناپذیر
win:i had twowins and onedefc
من دو بردداشتم و یک باخت
tank
باخت عمدی
lemon
باخت عمدی
lemons
باخت عمدی
the game is up
بازی باخت
sudden-death
ناگهان باخت
sudden death
ناگهان باخت
dump
باخت عمدی
major occultation
غیبت کبری
minor occultation
غیبت صغری
during his absonce
درمدت غیبت او
absenteeism
غیبت از کار
desertion
غیبت کردن
absence indicator
غیبت نما
backbite
غیبت کردن
backbiter
غیبت کننده
whispery
غیبت کننده
upset
باخت رقیب محبوب
upsets
باخت رقیب محبوب
upsetting
باخت رقیب محبوب
i had twowins and onedefc
من دو برد داشتم و یک باخت
occultation
غیبت امام زمان
missing movement
غیبت از ستون نظامی
time out
ساعت غیبت کارگر
what is the score
حساب برد و باخت چقدراست
Those who lose must step out.
هر که سوخت (باخت ) باید از بازی بیرون برود
alibis
غیبت هنگام وقوع جرم جای دیگر
alibi
غیبت هنگام وقوع جرم جای دیگر
sorehead
شخص کم فرفیت که در اثر باخت یا شکست عصبانی میشود
losing game
بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
throws
باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throw
باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throwing
باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
To backbite a person .
بد کسی راگفتن(پشت سر کسی غیبت کردن )
performing
بازیگر
stager
بازیگر
fielder
بازیگر
puppeteers
بازیگر
player
بازیگر
puppeteer
بازیگر
booter
بازیگر
actor
بازیگر
actors
بازیگر
mummer
بازیگر
hattrick
بازیگر سه گله
hatchetman
بازیگر خشن
laxman
بازیگر لاکراس
protagonists
بازیگر عمده
extra cover
بازیگر بل گیر
dubs
بازیگر ضعیف
dubbed
بازیگر ضعیف
dub
بازیگر ضعیف
homeling
بازیگر خودی
homebrew
بازیگر محلی
duffer
بازیگر متوسط
duffers
بازیگر متوسط
uncovered
بازیگر مهانشده
homebred
بازیگر محلی
halfback
بازیگر میانی
headhunter
بازیگر خشن
leading lady or man
بازیگر عمده
come back
بازگشت بازیگر
wingman
بازیگر گوش
poloist
بازیگر واترپولو
club player
بازیگر باشگاهی
tragedienne
بازیگر تراژدی
tennist
بازیگر تنیس
ride the bench
بازیگر ذخیره
second string
بازیگر ذخیره
protagonist
بازیگر عمده
walk-on
بازیگر فرعی
veterans
بازیگر با تجربه
third home
بازیگر مهاجم
oddsmaker
بازیگر شاخص
player's number
شماره بازیگر
body checker
بازیگر تنه زن
ball player
بازیگر با توپ
backup
جانشین بازیگر
veteran
بازیگر با تجربه
backman
بازیگر مدافع
sand bagger
بازیگر گول زن
number
شماره بازیگر
mans
بازیگر تیم
send-off
اخراج بازیگر
send-offs
اخراج بازیگر
frees
بازیگر ازاد
substituting
بازیگر ذخیره
skull
ضربه به سر بازیگر
skulls
ضربه به سر بازیگر
sub
بازیگر ذخیره
sub
تعویض بازیگر
substituting
تعویض بازیگر
send off
اخراج بازیگر
outed
اخراج بازیگر
wingers
بازیگر گوش
free
بازیگر ازاد
winger
بازیگر گوش
outside forward
بازیگر گوش
freed
بازیگر ازاد
freeing
بازیگر ازاد
out
اخراج بازیگر
out-
اخراج بازیگر
man
بازیگر تیم
subs
بازیگر ذخیره
subs
تعویض بازیگر
substitute
تعویض بازیگر
substituted
بازیگر ذخیره
cricketer
بازیگر کریکت
numbers
شماره بازیگر
cricketers
بازیگر کریکت
substituted
تعویض بازیگر
substitute
بازیگر ذخیره
baseliner
بازیگر انتهای زمین
baseballer
بازیگر بیس بال
whiter
بازیگر نخست شطرنج
free agent
بازیگر بدون قرارداد
back line player
بازیگر خط عقب والیبال
white
بازیگر نخست شطرنج
whitest
بازیگر نخست شطرنج
hurler
بازیگر هاکی ایرلندی
shamateurism
استفاده از بازیگر اماتورقلابی
wood pusher
بازیگر بسیارضعیف شطرنج
specialty teamer
بازیگر تیم ذخیره
sit out
خودداری بازیگر از تمدیدقرارداد
shorthanded
ادامه با بازیگر کمتر
draft
بازیگر جدید تیم
body check
سد کردن بازیگر توپدار
dutchman
بازیگر بولینگ هلندی
equipment bag
ساک دستی بازیگر
double foul
خطای هم زمان دو بازیگر
cut
حذف بازیگر پس ازازمایش
favorite
بازیگر یا تیم محبوب
flankerback
بازیگر میانی جناح
cuts
حذف بازیگر پس ازازمایش
theater
تماشاخانه بازیگر خانه
center forward
بازیگر نوک حمله
flanker
بازیگر مهاجم در جناح
center back
بازیگر میانی خط عقب
bowling bag
ساک بازیگر بولینگ
bowled for a duck
باختن بازیگر بی امتیاز
drafts
بازیگر جدید تیم
drafted
بازیگر جدید تیم
free agents
بازیگر بدون قرارداد
enforcer
بازیگر انتقامجوی خشن
depths
بازیگر سرنوشت ساز
depth
بازیگر سرنوشت ساز
activated
بازگشت بازیگر به زمین
activates
بازگشت بازیگر به زمین
importing
بازیگر خارجی تیم
pantomimist
بازیگر نمایش صامت
caddying
حامل وسایل بازیگر
import
بازیگر خارجی تیم
caddies
حامل وسایل بازیگر
off wing
محل بازیگر گوش
caddied
حامل وسایل بازیگر
caddie
حامل وسایل بازیگر
activating
بازگشت بازیگر به زمین
breakaway
حمله یک یا چند بازیگر
activate
بازگشت بازیگر به زمین
blackest
بازیگر دوم شطرنج
pull
بیرون کشیدن بازیگر
caddy
حامل وسایل بازیگر
blacker
بازیگر دوم شطرنج
theatres
تماشاخانه بازیگر خانه
imported
بازیگر خارجی تیم
blacked
بازیگر دوم شطرنج
theaters
تماشاخانه بازیگر خانه
pulls
بیرون کشیدن بازیگر
theatre
تماشاخانه بازیگر خانه
black
بازیگر دوم شطرنج
internationals
بازیگر بین المللی
international
بازیگر بین المللی
blacks
بازیگر دوم شطرنج
taxi squadder
بازیگر عضو گروه قراردادی
major penalty
اخراج بازیگر برای 5 دقیقه
forwards
سه بازیگر جلوی تور والیبال
dehind
شمارش امتیاز منفی بازیگر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com