Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
English
Persian
staple
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapling
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
Other Matches
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
vertebration
فقره بندی
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
categorizes
طبقه بندی کردن
classifying
طبقه بندی کردن
graduates
طبقه بندی کردن
layer
طبقه بندی کردن
layers
طبقه بندی کردن
categorising
طبقه بندی کردن
categorize
طبقه بندی کردن
pigeonhole
طبقه بندی کردن
categorises
طبقه بندی کردن
graduating
طبقه بندی کردن
categorizing
طبقه بندی کردن
categorised
طبقه بندی کردن
graduate
طبقه بندی کردن
categorized
طبقه بندی کردن
systemize
طبقه بندی کردن
classify
طبقه بندی کردن
aggroup
طبقه بندی کردن
to categorize
طبقه بندی کردن
classifies
طبقه بندی کردن
classes
طبقه بندی کردن رده
intergrade
طبقه بندی داخلی کردن
integrade
[طبقه بندی داخلی کردن]
class
طبقه بندی کردن رده
classing
طبقه بندی کردن رده
classed
طبقه بندی کردن رده
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
labeling
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labels
برچسب زدن طبقه بندی کردن
assort
طبقه بندی کردن مناسب بودن
label
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled
برچسب زدن طبقه بندی کردن
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
sorted
دسته کردن طبقه بندی کردن
sort
دسته کردن طبقه بندی کردن
resort
جدا کردن طبقه بندی کردن
resorted
جدا کردن طبقه بندی کردن
sorts
دسته کردن طبقه بندی کردن
type
ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed
ماشین کردن طبقه بندی کردن
break down
تجزیه کردن طبقه بندی کردن
grades
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
resorts
جدا کردن طبقه بندی کردن
types
ماشین کردن طبقه بندی کردن
grade
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
indexed
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
index
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
classifications
طبقه بندی رده بندی
classification
طبقه بندی رده بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
main stage
طبقه اصلی
classification
طبقه بندی
typification
طبقه بندی
low grade
کم طبقه بندی
systemization
طبقه بندی
assortment
طبقه بندی
division
طبقه بندی
taxonomies
طبقه بندی
stratification
طبقه بندی
divisions
طبقه بندی
grading
طبقه بندی
taxonomy
طبقه بندی
denomination
طبقه بندی
assortments
طبقه بندی
denominations
طبقه بندی
sorting
طبقه بندی
bracket
طبقه بندی
classifications
طبقه بندی
vendor rating
طبقه بندی فروشندگان
classificatory
مربوط به طبقه بندی
accounting classification
طبقه بندی حساب
unclassified
طبقه بندی نشده
unclassified
بدون طبقه بندی
computer classifications
طبقه بندی کامپیوتر
industrial classifications
طبقه بندی صنعتی
map classification
طبقه بندی نقشه ها
market grades and grading
طبقه بندی بازار
rug classification
طبقه بندی فرش
suborder
طبقه بندی فرعی
nondescript
غیرقابل طبقه بندی
classification of soil
طبقه بندی خاک
classification of aggregate
طبقه بندی خاکدانه ها
job classification
طبقه بندی شغل
harmonic proportion
طبقه بندی متناسب
soil class
طبقه بندی خاک
harmonic division
طبقه بندی متناسب
job classification
طبقه بندی شغلی
budget classification
طبقه بندی بودجه
speed rate increment
طبقه بندی سرعت
standardization
همگونی طبقه بندی
nosology
طبقه بندی بیماریها
zootaxy
طبقه بندی جانوران
service rating
طبقه بندی پرسنلی
route classification
طبقه بندی جاده ها
classification chart
نمودار طبقه بندی
classifiable
قابل طبقه بندی
classified
طبقه بندی شده
taxonomist
متخصص طبقه بندی
classifications
طبقه بندی پیام
secrets
طبقه بندی سری
classification
طبقه بندی پیام
secret
طبقه بندی سری
brussels nomenclature
طبقه بندی تعرفه برکسل
coinage
طبقه بندی بهای مسکوک
restricts
بازداشت طبقه بندی مدارک
classified items
اقلام طبقه بندی شده
topsecret
طبقه بندی به کلی سری
restricting
بازداشت طبقه بندی مدارک
restrict
بازداشت طبقه بندی مدارک
classified items
اماد طبقه بندی شده
glossography
طبقه بندی و شرح زبانها
restricted data
اطلاعات طبقه بندی شده
classified material
مدارک طبقه بندی شده
classified advertisement
آگهی طبقه بندی شده
accountable cryptomaterial
مدارک و وسایل طبقه بندی شده
agct
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
classification yard line
سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
army genetal classification test
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
systematist
متخصص فائده سازی و طبقه بندی
taxon
واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
international classification of
طبقه بندی بین المللی بیماریها
access to classified material
دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
age grouping
طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
grain size classification
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
reserve on board
مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
to form into groups
دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
unit citation
جشن طبقه بندی یکانها از نظر عملیات یاامادگی رزمی
marshalling yard
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
unified soil classification system (uscs
نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
phytography
طبقه بندی گیاهان روی زمین گیاه شناسی توضیحی وتشریحی
standardised
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizing
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizes
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardising
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize
بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
concurrently
مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
red concept
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
abc analysis
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
groups
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
proficiency rating
طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
faulted
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
fault
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
stratify
طبقه طبقه کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
piece
فقره
pieces
فقره
vertebra
فقره
episode
فقره
spondyl
فقره
item
فقره
episodes
فقره
entry
فقره
paticular
فقره
pericope
فقره
paragraphic
فقره فقره
items
فقره
vertebrate
فقره
vertebrates
فقره
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
particular redemption
متوجه فقره
item
یک فقره جزء
passage
عبارت فقره
passages
عبارت فقره
paragraphs
فقره ماده
paragraph
فقره ماده
piece de resistance
فقره برجسته
items
یک فقره جزء
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com