English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
shuttle hurdles مسابقه دو امدادی یا رفت وبرگشت با مانع
Other Matches
shuttle play مسابقه دو رفت و برگشت امدادی یا با مانع
medley relay مسابقه شنای امدادی مختلط 4 در001 متر دو امدادی بامسافتهای مختلف
relayed ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
relay ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
relays ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
sprint relay مسابقه امدادی 4 نفره درمسافتهای مختلف
A hurdle race . مسابقه دو با مانع
chaser اسب مسابقه با مانع
chasers اسب مسابقه با مانع
jump racing مسابقه پرش از مانع
hurdles مسابقه پرش ازروی مانع
intermediate hurdles مسابقه دو 004 متر با مانع
steeplechasing مسابقه دو 0003 متر با مانع
hurdle مسابقه پرش ازروی مانع
barriers نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
barrier نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
hurdler شرکت کننده در مسابقه پرش از مانع
trial مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
trials مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
sweep رفت وبرگشت
The ball hit the wall and bounced back. توپ خورد به دیوار وبرگشت
buttonhook نوعی پاس با جلو دویدن وبرگشت ناگهانی
colledge پرش از لبه خارجی و جلواسکیت با نیم چرخش وبرگشت
split jump پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
It take one hour there and back. رفتن وبر گشتن ( رفت وبرگشت ) یکساعت طول می کشد
turnaround cycle مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
hedgehogs مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
walley پرش ازلبه داخلی یک پا وچرخش کامل در هوا وبرگشت روی لبه خارجی همان پا
toe walley پرش از لبه عقبی یک پا وچرخش کامل در هوا وبرگشت روی همان پا بکمک فشار نوک اسکیت
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
relay race دو امدادی
relays امدادی
relay امدادی
relayed امدادی
auxiliary امدادی
auxiliaries امدادی
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
auxiliaries امدادی کمکی
pursuit relay دو امدادی تعقیبی
medley relay شنا و دو امدادی
auxiliary امدادی معین
baton چوب امدادی دو
reinforcements نیروی امدادی
auxiliaries امدادی معین
auxiliary امدادی کمکی
relay baton چوب امدادی
batons چوب امدادی دو
aid station پست امدادی
passed رد کردن چوب امدادی
swedish medley دو امدادی سوئدی در تالارسرپوشیده
takeovers مبادله چوب امدادی
pass رد کردن چوب امدادی
inside pass مبادله چوب در امدادی
relay amplifier تقویت کننده امدادی
passes رد کردن چوب امدادی
takeover مبادله چوب امدادی
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
salchow پرش از لبه داخلی یک پا باچرخش کامل درهوا وبرگشت روی لبه خارجی پای دیگر
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
exchanging رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchange رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanged رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanges رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
outside pass رد کردن چوب امدادی بادست چپ به دست راست یار
distance medley دو استقامت امدادی شامل 004 008 0021 و 0061متر
dammed سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
dams سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
damming سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
obstructor وسیله مانع تخریب مین مانع ضد اکتشاف مین
ocant altitude ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
sprint medley دو سرعت امدادی شامل 002004 و 008 متر برای مردان و 001 002 و 004 متربرای زنان
white flag پرچم سفید برای اعلام حضوراتومبیل امدادی یا داوردرمسیر یا در پایان خط بعلامت باقی ماندن یک دور ازمسابقه
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
reenforceŠetc نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
balked مانع
in the way مانع
balking مانع
obstacle مانع
cresting مانع
balks مانع
balk مانع
shields مانع
hinder مانع
bar مانع
hindering مانع
hinders مانع
shield مانع
baulks مانع
baulking مانع
hindered مانع
baulked مانع
bars مانع
pull back مانع
massif مانع
strait jacket مانع
interference مانع
blocks مانع
strait jackets مانع
blocked مانع
hurdle مانع
stumbling blocks مانع
stumbling block مانع
pull-back مانع
pull-backs مانع
hindrance مانع
hindrances مانع
massifs مانع
shackle مانع
shackled مانع
shackles مانع
shackling مانع
block مانع
crest مانع
repellent مانع
repellents مانع
set back مانع
snag مانع
snagging مانع
snags مانع
restraints مانع
restraint مانع
crests مانع
hurdle دو با مانع
hurdles مانع
hurdles دو با مانع
swimmingly بی مانع
masking مانع
impediment مانع
impediments مانع
impeditive مانع
stop مانع
barricaded مانع
flight مانع
flight مانع در دو
barriers مانع
drawbacks مانع
hedges مانع
drawback مانع
obstaele مانع
hedged مانع
hedge مانع
impedient مانع
hold back مانع
barricade مانع
barricades مانع
barricading مانع
curtains مانع
clogs مانع
clogged مانع
clog مانع
impedimental مانع
stops مانع
stopping مانع
barrier مانع
stopped مانع
encumbrances مانع
preventive مانع
degage بی مانع
handicaps مانع
handicap مانع
dike مانع
dead lock مانع
constraint مانع
preventor مانع
encumbrance مانع
to stand in the way of مانع شدن
dike دیوار مانع
class barrier مانع طبقهای
repressive مانع شونده
stymieing مانع شدن
deterrents مانع شونده
crested مانع دید
covering barrier مانع پوششی
hurdler دونده دو با مانع
covering barrier مانع پوشاننده
high hurle مانع بلند
impeded مانع شدن
watertight مانع دخول اب
defilade حفاظ مانع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com