English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (37 milliseconds)
English Persian
barnstorm مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
Other Matches
moved کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
left shift تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
otherwhere در مکان دیگر
on the move <idiom> حرکت از مکانی به مکان دیگر
peeked فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peek فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement اختلاف مکان تغییر مکان
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
migration نقل مکان نقل مکان کردن
groupie دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
groupies دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
to pause [برای مدت کوتاهی] در انجام کاری توقف کردن
flit نقل مکان کردن
flits نقل مکان کردن
flitted نقل مکان کردن
flitting نقل مکان کردن
move پیشنهاد کردن تغییر مکان
moved پیشنهاد کردن تغییر مکان
moves پیشنهاد کردن تغییر مکان
locates مستقر ساختن مکان یابی کردن
locate مستقر ساختن مکان یابی کردن
located مستقر ساختن مکان یابی کردن
locating مستقر ساختن مکان یابی کردن
I have a short trip ahead. قرار است یک مسافرت کوتاهی بروم
run-up [start-up] نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
locations مکان
placing جا مکان
placing مکان
sited مکان
stabilizer مکان
site مکان
space مکان
spaces مکان
stabilisers مکان
there ان مکان
illocal بی مکان
sites مکان
location مکان
place جا مکان
places جا مکان
locus مکان
place مکان
part مکان
spots مکان
purlieus مکان جا
places مکان
spot مکان
stead مکان
he no longer went there دیگر انجا نرفت
topographer مکان نگار
place مکان موقع
location مکان یابی
sign position مکان علامت
nowheres در هیچ مکان
public place مکان عمومی
topology مکان شناسی
placing مکان موقع
displaciment تفاوت مکان
print position مکان چاپ
displeacement of water تغییر مکان اب
topologist مکان شناس
cursors مکان نما
storage location مکان انباره
nowhere در هیچ مکان
cursor مکان نما
storage location مکان ذخیره
places مکان موقع
locations مکان یابی
ubiety کیفیت مکان
response position مکان جواب
facility مکان ساختمان
shift تغییر مکان
change of place تغییر مکان
displacement تغییر مکان
localities موضع مکان
shifted تغییر مکان
locus مکان هندسی
loci مکان هندسی
shifts تغییر مکان
move نقل مکان
unit position مکان واحد
location counter مکان شمار
left shift تغییر مکان به چپ
displaciment تغییر مکان
moves نقل مکان
clearing مکان مسطح
locality موضع مکان
topography مکان نگاری
clearings مکان مسطح
place learning مکان اموزی
place of honor مکان پر افتخار
locative دال بر مکان
moved نقل مکان
memory location مکان حافظه
screen position مکان صفحه
adverb of place فرف مکان
location theory نظریه تعیین مکان
location of industry تعیین مکان صنعت
locate mode باب مکان یابی
logic shift تغییر مکان منطقی
logical shift تغییر مکان منطقی
topological psychology روانشناسی مکان نگر
current location counter شمارنده مکان فعلی
radius vector بردار مکان [ریاضی]
location vector بردار مکان [ریاضی]
position بردار مکان [ریاضی]
mental topography مکان نگاری ذهن
horizontal stabilizer مکان افقی ثابت
whereabout حدود تقریبی مکان
red shift تغییر مکان سرخ
transmigrator نقل مکان کننده
position vector بردار مکان [ریاضی]
locus of centres مکان هندسی مرکزها
crusor arrows پیکانهای مکان نما
ring shift تغییر مکان حلقهای
cyclic shift تغییر مکان چرخهای
cursor control کنترل مکان نما
rudders مکان عمودی متحرک
rudder مکان عمودی متحرک
displacement جابجاشدگی تغییر مکان
die shift تغییر مکان حدیده
drilling position مکان مته کاری
end around shift تغییر مکان دورگشتی
shifts تغییر مکان انتقال
universe کون و مکان دهر
shift out تغییر مکان به بیرون
circular shift تغییر مکان دایرهای
shifted تغییر مکان انتقال
shift register ثبات تغییر مکان
circular shift تغییر مکان حلقوی
shift تغییر مکان انتقال
mobility قابلیت نقل مکان
sides way تغییر مکان جانبی
protected location مکان حفافت شده
elevators مکان افقی متحرک
elevator مکان افقی متحرک
components of displacement مولفههای تغییر مکان
doppler shift تغییر مکان دوپلری
permanent change of station تغییر مکان دایمی
fleche نقل مکان شمشیرباز
toponymic وابسته به مکان نامی
piston displacement تغییر مکان پیستون
arithmetic shift تغییر مکان حسابی
topography مکان نگاری مساحی
locus مکان هندسی مرکزها
refresh buffer یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
redeployment تغییر مکان دادن یکانها
tablet مکان نما روی صفحه
colocate دریک مکان قرار دادن
locality محل مخصوص مکان جغرافیایی
echeloned displacement تغییر مکان رده برده
output per unit of displacement توان در واحد تغییر مکان
statip shift register ثبات تغییر مکان ایستا
right shift تغییر مکان به سمت راست
localities محل مخصوص مکان جغرافیایی
cursor control keys کلیدهای کنترل مکان نما
dp بی مکان ومنزل تبعید شده
tablets مکان نما روی صفحه
topology مکان شناسی وضعیت جغرافیایی
removal برطرف سازی نقل مکان
dynamic shift register ثبات تغییر مکان پویا
support movement تغییر مکان تکیه گاه
cursor movement keys کلیدهای حرکت مکان نما
accomodation وسایل آسایش واستراحت جا و مکان
forth دور از مکان اصلی جلو
trekking کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
treks کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trek کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
overlap سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlaps سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
horizontal tab حرکت مکان نما به صورت افقی
except مکان دهی و ادغام شامل نیست
toponymy ذکر اسامی نواحی مکان نامی
topographic وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
columnar transposition تغییر مکان دادن عوامل در ستون
displacement جابجا شدن جابجایی تغییر مکان
pesthole مکان مستعد برای بیماری واگیر
high line پل طنابی نقل مکان بین ناوها
end in itself <idiom> مکان کافی برای راحت بودن
to take a run-up با دویدن به مکان شروع نزدیک شدن
addressing روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
poke فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
pokes فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
rate joystick سکان هدایتی با سرعت ثابت حرکت مکان نما
coextensive باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
flat تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
cursor tracking حرکت دادن مکان نما روی یک صفحه نمایش
flattest تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com