English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
grammatical sense معنی دستوری
Other Matches
zero compression روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
acceptation قبول معنی عرف معنی مصطلح
signifies معنی دادن معنی بخشیدن
signify معنی دادن معنی بخشیدن
signifying معنی دادن معنی بخشیدن
imperatives دستوری
reverted دستوری که
imperative دستوری
revert دستوری که
grammatical دستوری
reverts دستوری که
reverting دستوری که
n plus one address instruction دستوری که از
magistral دستوری
quick format دستوری
rubrical دستوری
instructional دستوری
command language زبان دستوری
command mode وضعیت دستوری
function word کلمه دستوری
grammatical term اصطلاحات دستوری
command economies اقتصاد دستوری
ministry دستوری وزارتخانه
solecisms غلط دستوری
solecism غلط دستوری
command socialism سوسیالیسم دستوری
ministries دستوری وزارتخانه
command economy اقتصاد دستوری
directorial مربوط به کارگردان دستوری
statement به مجموعهای از مابارات دستوری
statements به مجموعهای از مابارات دستوری
solecistic دارای غلط دستوری
halt دستوری در برنامه که در حین اجرا
zeroes دستوری که آدرس در آن عملوند است
halts دستوری در برنامه که در حین اجرا
zeros دستوری که آدرس در آن عملوند است
zero دستوری که آدرس در آن عملوند است
grammaticize درنکات دستوری بحث کردن
waste instruction دستوری که عملی انجام نمیدهد.
halted دستوری در برنامه که در حین اجرا
sentence fragment جملهای که ازلحاظ دستوری کامل نیست
multiple دستوری با بیش از یک آدرس برای عملوندها
internal دستوری که بخشی از سیستم عامل است
skip نادیده گرفتن دستوری در بین دستورات
skipped نادیده گرفتن دستوری در بین دستورات
multi- دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
skips نادیده گرفتن دستوری در بین دستورات
stepping motor موتوری که طبق دستوری کامپیوتر به آرامی می چرخد.
stepper motor موتوری که طبق دستوری کامپیوتر به آرامی می چرخد.
functional shift تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
concatenate دستوری که دو داده یا متغیر را باهم ترکیب میکند
operation دستوری که نیاز به آدرس کردن اش نداشته باشد
fetch دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
fetches دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
fetched دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
symbolically دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
symbolic دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
form دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
formed دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
two address instruction دستوری که حاوی محل دو عملوند و آدرس نتیجه است
legal عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
forms دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
template دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
templates دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
indirect speech گفته کسی که تغییرات دستوری دران داده نقل کنند
edited کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
edit کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
transfers دستوری که کنترل پردازنده را از یک بخش برنامه به دیگری هدایت کند
transfer دستوری که کنترل پردازنده را از یک بخش برنامه به دیگری هدایت کند
transferring دستوری که کنترل پردازنده را از یک بخش برنامه به دیگری هدایت کند
stopping دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stop دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
non operable instruction دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
stopped دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
attention code حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
stops دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
returning دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
resets دستوری که هر اجرای برنامهای رامتوقف میکندوکاربررابه صحفه نمایش یا BIOS برمی گرداند
returns دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
replaces دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaced دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replace دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
three address instruction دستوری که حاوی آدرس دو عملوند و محل نتیجه که باید ذخیره شود است
return دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
kernels توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
reset دستوری که هر اجرای برنامهای رامتوقف میکندوکاربررابه صحفه نمایش یا BIOS برمی گرداند
kernel توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
aggregates دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
replacing دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
jump instruction دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
returned دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
dummies دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد
dummy دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد
machines دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machines دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machined دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machined دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
hokum بی معنی
abstract معنی
signification معنی
implications معنی
implication معنی
abstracting معنی
abstracts معنی
effecting معنی
insensate بی معنی
dull بی معنی
dulled بی معنی
duller بی معنی
dullest بی معنی
dulling بی معنی
irrational بی معنی
dumb بی معنی
dumber بی معنی
dumbest بی معنی
semantics معنی
drifted معنی
drifting معنی
unmeaning بی معنی
drifts معنی
tosh بی معنی
drift معنی
to explain away معنی
dulls بی معنی
rigmaroles بی معنی
rigmarole بی معنی
synonymous هم معنی
frothy بی معنی
meaningless بی معنی
equipollent هم معنی
fool begged بی معنی
pointless بی معنی
effected معنی
effect معنی
significant پر معنی
definition معنی
significance معنی
meaning less بی معنی
purport معنی
definitions معنی
purported معنی
innuendos معنی
purporting معنی
innuendo معنی
purports معنی
irrationable بی معنی
purporst معنی
witless بی معنی
of no significance بی معنی
meanings معنی
translation معنی
significantly پر معنی
neer do well or well بی معنی
meaning معنی
intendment معنی
meaningfully پر معنی
meaningful پر معنی
innuendoes معنی
jcl دستوری که مشخصات را شرح میدهد و نیز منابع لازم برای انجام کار توسط کامپیوتر
unconditional دستوری که کنترل را از یک بخش برنامه به دیگری منتقل میکند , بدون بستگی داشتن به وقوع شرایط ی .
channeling دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channel دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channels دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeled دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channelled دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
fall into place معنی گرفتن
twaddle سخن بی معنی
ASH معنی این لغت چیست ؟
dyed-in-the-wool به تمام معنی
wish wash سخن بی معنی
synonyms واژه هم معنی
par excellence به تمام معنی
with out rhyme or reason . بی معنی وقافیه
jargon سخن بی معنی
synonym واژه هم معنی
mystic sense معنی پوشیده
wastrel ادم بی معنی
opposite meaning معنی متضاد
scat اواز بی معنی
insignificancy بی معنی گری
sementem معنی ساده
significant figure رقم با معنی
inexpessive بی اثر بی معنی
in letter and in spirit ئر لفظ و در معنی
significative معنی دار
frothily بطوربی معنی
inutility اوم بی معنی
it does not make sense معنی نمیدهد
pregnantly بطور پر معنی
neer do well or well ادم بی معنی
opposite meaning معنی وارونه
mystic sense معنی رمزی
mal پیشوندی که معنی بد
parexcellence بتمام معنی
literal sense معنی لغوی
lexical meaning معنی لغوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com