Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
breasted transmitter
میکروفونی که به گردن اویخته میشود
Other Matches
lei
دستبند یا گردن بندی از گل وغیره که بر گردن میاویزند گردن بند گل
nutant
سرازیر اویخته زیور اویخته
microphonism
اثر میکروفونی
microphony
اثر میکروفونی
microphonic effect
اثر میکروفونی
neck
گردن سر و گردن اسب
necks
گردن سر و گردن اسب
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
torticollis
کجی مادرزادی گردن گردن کجی
droppers
اویخته
underhung
اویخته
pensile
اویخته
penduline
اویخته
pendent
اویخته
pendant
اویخته
pendants
اویخته
suspended
اویخته
flapping
اویخته
overhung
اویخته
hung
اویخته
dropper
اویخته
poutingly
با لب اویخته
flappy
اویخته
suspensed load
بار اویخته
pendulum
جسم اویخته
pendulums
جسم اویخته
lappet
گوشت اویخته
beetle
اویخته شدن
cat walk
راه رو اویخته
down in the mouth
لب و لوچه اویخته
chap fallen
لب ولوچه اویخته
suspended ceiling
سقف اویخته
flap eared
اویخته گوش
flaps
اویخته وشل
flapped
اویخته وشل
punka
بادبزن اویخته
beetles
اویخته شدن
pendentive dome
گنبد اویخته
flap
اویخته وشل
thrum
ریشه یانخ اویخته
flaps
قسمت اویخته هر شیئی
flapped
قسمت اویخته هر شیئی
lappet
لبه اویخته کلاه
flap
قسمت اویخته هر شیئی
lop eared
دارای گوش اویخته
flaccid
چروک شده اویخته
lopeared
دارای گوشهای اویخته
lobs
گوشت یا پوست اویخته
lobbing
گوشت یا پوست اویخته
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
penduline
دارای اشیان اویخته
flews
قسمت اویخته لب بالای سگ
lob
گوشت یا پوست اویخته
dolman sleeve
استین گشاد و اویخته
lobate
دارای غبغب یازائده اویخته
pensile birds
پرندگانی که اشیانه اویخته میسازند
to poke one's head
با سرپایین اویخته راه رفتن
pendulously
بطور اویخته یا تاب خور
truss
بدار اویخته شدن خرپا
drop leaf
رومیزی اویخته از اطراف میز
trussing
بدار اویخته شدن خرپا
dipping sonar
سونار اویخته از هواپیما یاهلیکوپتر
lobated
دارای غبغب یازائده اویخته
trusses
بدار اویخته شدن خرپا
trussed
بدار اویخته شدن خرپا
hanging
بدار زدن چیز اویخته شده
dag
قسمت تیز هر چیزی که اویخته باشد
slouch hat
کلاه لبه پهن ولبه اویخته
flap
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flapped
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flaps
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
pinup girl
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
valance
لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
mastiff
سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
valances
لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
mastiffs
سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
valences
لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
pantaloon
پیر مرد عینکی شلوار اویخته دلقک
giants stride
تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
lugsail
بادبان چهارگوشی که بطوراریب به زورق یا قایق اویخته شود
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
crosshead
وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
formed
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
forms
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
traces
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
average
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averages
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traced
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
trace
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaged
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
lobe
اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobes
اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
load
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
softest
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummy
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummies
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softer
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
sabretache
خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
town fog
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
suffix notation
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
master
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
masters
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconding
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconds
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
mastered
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
faxing
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
workgroup
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
fax
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
stiff-necked
گردن کش
restiff
گردن کش
nape
پس گردن
paxwax
پی گردن
mooic
گردن
necks
گردن
neck necessity
گردن
crookneck
گردن کج
napes
پس گردن
neck
گردن
insubordinate
گردن کش
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
auto
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
autos
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
neckcloth
دستمال گردن
necker chief
دستمال گردن
ascot
شال گردن
necklet
خز یا شال گردن
nip up
اسکلبکا پس گردن
neckerchiefs
دستمال گردن
necklet
گردن پوش
neckerchief
دستمال گردن
nucha
پشت گردن
ascot
دستمال گردن
He came back downcast ( shamefacekly ) .
با گردن کج بر گشت
the neck of a bottle
گردن بطری
the neck of a womb
گردن زهدان
decollation
گردن زنی
feeds
تغذیه گردن
tippet
گردن پوش
feed
تغذیه گردن
decollate
گردن زدن
to shake off the dust
گردگیری گردن
dumpy
گردن کلفت
arrogantly
گردن فراز
arrogant
گردن فراز
deer neck
گردن کشیده
stoutness
گردن کلفتی
pervicacious
گردن کش سرسخت
necklines
گردن لباس
neckline
گردن لباس
necklace
گردن بند
deer neck
گردن همایی
refractorily
گردن کشانه
restively
گردن کشانه
restiveness
گردن کشی
roughneck
گردن کلفت
stiff neck
خشکی گردن
stiff neck
گردن خشک
stiff necked
گردن کلفت
mufflers
شال گردن
long necked
گردن دراز
stodgy
گردن کلفت
beheads
گردن زدن
hoodman blind
گردن کلفت
beheading
گردن زدن
chasing
گردن توپ
nape
پشت گردن
noddle
پشت گردن
cervical
وابسته به گردن
chase
گردن توپ
chokers
شال گردن
decapitate
گردن زدن
choker
شال گردن
handkerchief
دستمال گردن
muffler
شال گردن
handkerchiefs
دستمال گردن
chases
گردن توپ
chased
گردن توپ
noddles
پشت گردن
beheaded
گردن زدن
behead
گردن زدن
cervixes
پشت گردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com