Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
spacing impulse
نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
Other Matches
pulsed
امواج ضربانی
pulse
امواج ضربانی
radio wave
امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
modulation
سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
wave band
دسته امواج رادیو
airwave
امواج رادیو و تلویزیون
railings
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railing
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
radiological monitoring
ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
type front
نوعی روش تایپ کردن نامه ها
transmissions
وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
transmission
وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
vor
وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
facsimiles
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
facsimile
روش ارسال و دریافت تصاویر به صورت دیجیتال روی خط تلفن یا رادیو
faxing
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxes
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
fax
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
fan marker
نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
verification
بررسی تایپ صحیح داده یا سمت ارسال داده ازیک رسانه به دیگری
gyroplane
نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
skin paint
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
teleprint
کلید تایپ تله تایپ
teleprint
تایپ کننده تله تایپ
confusion reflector
وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulates
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulating
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
monitored
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
afro
نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
Jaldar
[نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
radiation scattering
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
pulsant
ضربانی
pulsatile
ضربانی
pulsatory
ضربانی
alternate knot
گره یک در میان (نوعی گره تقلبی)
pulsating current
جریان ضربانی
pulsejet
موتور جت ضربانی
pulsating quantity
کمیت ضربانی
emission control
کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
trapping
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
carrier
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
codress
نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
medoterranean
واقع در میان چند زمین میان زمینی
radio-telephones
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
futtock
میان چوب میان تیر
intervenient
در میان اینده واقع در میان
xmodem
پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
relay
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relays
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relayed
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
message
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
messages
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
lockout
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
XON/XOFF
پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
overflows
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
lockouts
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
overflowed
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
jitter
خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
overflow
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
scrolls
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scroll
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing
ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
asynchronous
ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
Teletypes
تله تایپ
Teletype
تله تایپ
teletypewriter
تله تایپ
tty
تله تایپ
overtype mode
تایپ رویهم
channel type
کانال تایپ
primary
که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
point of sale
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
corrects
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correct
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
radioteletype
بی سیم تله تایپ
teletype display
نمایش تله تایپ
type bar printer
چاپگر میلهای تایپ
teletype exchange
مرکز تله تایپ
teleprocessing
دستگاه تایپ تلگرافی
type front
ماشین تایپ به جلو
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
overtype mode
حالت تایپ روی مطلب
typeover mode
حالت تایپ روی مطلب
teletypewriter
دستگاه تایپ مخابرات تلگرافی
teletype display
نمایش تایپ راه دور
limited distance modem
وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
backward
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backwards
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
synchronous
پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
twx
Service TeletypewriterExchange امکان تبادل تله تایپ
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
to make a typo
[American E]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
Teletypes
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
Teletype
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
teleprocessing
تایپ کردن مکالمات تلگرافی به طور کشف
to make a typing error
[mistake]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
way station
ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
receiving set
رادیو
wireless
رادیو
a radio
رادیو
wirelesses
رادیو
radioing
رادیو
radioed
رادیو
radios
رادیو
radio
رادیو
broadcasting
رادیو
neutralizing tool
رادیو
aligning tool
رادیو
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
finished
متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است
call directing code
یک کد دو یا سه کاراکتری است که در سیستم تله تایپ بکارمی رود
entering
عمل تایپ داده یا نوشتن موضوعات روی یک رکورد
cdc
یک کد دو یا سه کاراکتری است که در سیستم تله تایپ بکارمی رود
audio-typist
کسی که مطالبرا در حین دیکته شدن تایپ میکند
radio telescope
رادیو تلسکوپ
broadcasting station
ایستگاه رادیو
radioactivity
رادیو اکتیویته
radioisotope
رادیو اکتیو
skiagraphy
رادیو گرافی
radio telescopes
رادیو تلسکوپ
radio tube
لامپ رادیو
radio star
اختر رادیو
banana pin
دو شاخه رادیو
battery receiver
رادیو باتری
receptacles
ژاک رادیو
receptacle
ژاک رادیو
radioactive
رادیو اکتیو
radio frequency choke
چوک رادیو
radio relay
رادیو رله
air cell a battery
باتری رادیو
radio button
دکمه رادیو
radio engineering
تکنیک رادیو
radio engineering
مهندسی رادیو
radio set
دستگاه رادیو
radioisotope
رادیو ایزوتوپ
radiometer
رادیو متر
schematic diagram
نقشه رادیو
radiotrician
تکنیسین رادیو
radiography
عکسبرداری رادیو
radiotelegraph
رادیو تلگراف
teleprinters
تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس
teleprinter
تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس
radiotelephony
مکالمه رادیو تلفنی
buzzing
هوم کردن رادیو
universal receiver
رادیو برق و باتری
aerials
انتن هوایی رادیو
buzz
هوم کردن رادیو
buzzes
هوم کردن رادیو
radials
محوری مربوط به رادیو
radio prospecting
کشف معادن با رادیو
buzzed
هوم کردن رادیو
aerial
آنتن هوایی رادیو
l antenna
انتن معمولی رادیو
inverted l antenna
انتن معمولی رادیو
on the air
<idiom>
بخشاز رادیو وتلوزیون
pick up
<idiom>
دریافت صدای رادیو و...
radioluminescence
رادیو لومینه سانس
radial
محوری مربوط به رادیو
blooper
صدای نامطبوع رادیو
tune in
<idiom>
پخش از رادیو وتلوزیون
radon
ماده رادیو اکتیو
radiocast
توسط رادیو گستردن
upload
1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential
پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
destination
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destinations
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
block shipment
ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
microwriter
صفحه کلید و نمایش قابل حمل برای تایپ در حین سفر
keystroke
شمارش انتخابهای کلید انجام شده برای محاسبه هزینه تایپ
ground swell
امواج
low tension battery
باتری فشار ضعیف رادیو
radiophotograph
انتقال عکس بوسیله رادیو
airborne radio relay
سیستم رادیو رله هوابرد
tuned radio frequency receiver
رادیو با بسامد میزان شده
banana jack
مادگی در رادیو برای دوشاخه
radiosonde
دستگاه رادیو سوند هواسنجی
radiostrontium
استرونتیوم رادیو اکتیو استرونیتوم 09
end
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
insertion point
نشانگری که برای نشان دادن محل تایپ متن در یک نوشته استفاده میشود
ends
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
idle
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled
نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
the waves of the sea
امواج دریا
reverberation
برگشت امواج
thermal waves
امواج گرمایی
brain waves
امواج مغزی
oscilloscope
اشکارسازی امواج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com