English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (14 milliseconds)
English Persian
loose ول ازاد
looser ول ازاد
loosest ول ازاد
Search result with all words
rest توقف فرمان ازاد
rests توقف فرمان ازاد
loose از قید مسئولیت ازاد ساختن
looser از قید مسئولیت ازاد ساختن
loosest از قید مسئولیت ازاد ساختن
free ازاد
free بازیگر ازاد
free مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
freed ازاد
freed بازیگر ازاد
freed مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
freeing ازاد
freeing بازیگر ازاد
freeing مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
frees ازاد
frees بازیگر ازاد
frees مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
trip ازاد کردن یاشکل کردن طناب
tripped ازاد کردن یاشکل کردن طناب
trips ازاد کردن یاشکل کردن طناب
patent مفتوح ازاد
patented مفتوح ازاد
patenting مفتوح ازاد
patents مفتوح ازاد
clearance تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
play بازی کردن حرکت ازاد داشتن
play حرکت ازاد
played بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played حرکت ازاد
playing بازی کردن حرکت ازاد داشتن
playing حرکت ازاد
plays بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays حرکت ازاد
serenade ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenaded ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenades ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenading ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
competition بازار ازاد
competitions بازار ازاد
forth مسیر ازاد
freely بطور ازاد یا رایگان
universal با چرخش ازاد
conversion پرتاب ازاد
conversions پرتاب ازاد
place پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
places پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
placing پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
release ازاد کردن
release برگ مرخصی ازاد کردن
release ازاد سازی رهایی واگذاری
released ازاد کردن
released برگ مرخصی ازاد کردن
released ازاد سازی رهایی واگذاری
releases ازاد کردن
releases برگ مرخصی ازاد کردن
releases ازاد سازی رهایی واگذاری
outside منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
outsides منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
sweeper بک ازاد
sweepers بک ازاد
probationer زندانی ازاد شده بقیدشرف
probationers زندانی ازاد شده بقیدشرف
free trade تجارت ازاد
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges ازاد کردن
unrestrained ازاد نامحدود
unrestrained ازاد
footloose ازاد
majority rule شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
open market بازار ازاد
open market بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
free market بازار ازاد
free markets بازار ازاد
self employed دارای شغل ازاد
self employed شغل ازاد
self-employed دارای شغل ازاد
self-employed شغل ازاد
blue water دریای ازاد
mare liberum دریای ازاد
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
free enterprise کسب ازاد
free enterprise اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
free enterprise تجارت ومعامله ازاد
open air در هوای ازاد
out of doors فضای ازاد
out of doors در هوای ازاد
outdoor درهوای ازاد
freestyle مسابقههای اسکی ازاد
freestyle موج سواری بامانور ازاد
freestyle شنای ازادمسابقه تیراندازی با روش ازاد
freestyle مسابقه تیراندازی بکمک وسیله هدفگیری کشتی ازاد
fancy-free ازغم عشق ازاد
gratis مجانی ازاد
free port بندر ازاد
free ports بندر ازاد
convert پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
converted پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
converting پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
Other Matches
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
opened ازاد
stand at ease ازاد
stand easel ازاد
unattached ازاد
suspended floor کف ازاد
sweep back بک ازاد
opens ازاد
freemen ازاد
freeman ازاد
absolutes ازاد
absolute ازاد
disengaged ازاد
open ازاد
exempted ازاد
self service ازاد
self-service ازاد
degage ازاد
idle line خط ازاد
at ease ازاد
self administered ازاد
fetterless ازاد
exempt ازاد
immundity ازاد
slack water اب ازاد
exempts ازاد
go as you please ازاد
exempting ازاد
unihibited ازاد
free play ازاد
immune ازاد
unihibit ازاد
idle trunck ترانک ازاد
jiya kumite مبارزه ازاد
arm's length معاملات ازاد
affranchize ازاد کردن
idle turn دور ازاد
idle trunck خط اتصال ازاد
at ease فرمان ازاد
unwrapping ازاد کردن
cantilever beam تیر ازاد
cantilever تیر سر ازاد
free atmosphere اتمسفر ازاد
unwrap ازاد کردن
haehiji daeh ایستادن ازاد
boosted rocket موشک ازاد
high sea دریای ازاد
high seas دریای ازاد
high seas دریاهای ازاد
autonomous operation عملیات ازاد
idle indicating signal علامت ازاد
idle junction اتصال ازاد
unwrapped ازاد کردن
carbon free کربن ازاد
unwraps ازاد کردن
to let loose ازاد کردن
let slip ازاد کردن
absolutes ازاد از قیودفکری
enfranchised ازاد کردن
enfranchises ازاد کردن
liberal socialism سوسیالیسم ازاد
liberalizer ازاد کننده
enfranchising ازاد کردن
line clear signal سیگنال ازاد
liberation ازاد کردن
idlest ازاد گشتن
idles ازاد گشتن
idled ازاد گشتن
let loose ازاد کردن
ad lib feeding تغذیه ازاد
liberalization ازاد کردن
liberators ازاد کننده
liberator ازاد کننده
liberal interpretation تفسیر ازاد
laissez faire economy اقتصاد ازاد
liberaltranstation ترجمه ازاد
liberated ازاد شده
open space گردشگاه ازاد
manumission ازاد سازی
line clear signal علامت ازاد
let go ازاد کردن
enfranchise ازاد کردن
idle ازاد گشتن
carbon free ذغال ازاد
free oscillation نوسان ازاد
free flight موشک ازاد
free flight پرواز ازاد
free field حوزه ازاد
free surface سطح اب ازاد
free expansion انبساط ازاد
free surface مخازن ازاد اب
free surface سطح ازاد
free thinkers ازاد فکران
free enthalpy انتالپی ازاد
free throw پرتاب ازاد
free energy انرژی ازاد
free electron الکترون ازاد
free tower برج ازاد
free float فرجه ازاد
free flow جریان ازاد
free radical رادیکال ازاد
free moisture رطوبت ازاد
free recall یاداوری ازاد
free redical بنیان ازاد
free rocket موشک ازاد
free rotation چرخش ازاد
free maneuver حرکت ازاد
free space فضای ازاد
free maneuver مانور ازاد
free line signal سیگنال خط ازاد
free in trade تجارت ازاد
free hit ضربه ازاد
free spillweir سرریز ازاد
free gyro ژایرو ازاد
free format در قالب ازاد
free stream جریان ازاد
free economy اقتصاد ازاد
free play بازی ازاد
dialing tone بوق ازاد
freedman ازاد شده
deallocation ازاد سازی
deallocate ازاد کردن
datum level سطح اب ازاد
cut free ازاد بریدن
cut clear ازاد بریدن
freely supported beam تیر دو سر ازاد
freeness ازاد بودن
clearance angle زاویه ازاد
clear span دهانه ازاد
charity shot پرتاب ازاد
sharity stripe خط پرتاب ازاد
charity line خط پرتاب ازاد
catch as catch can کشتی ازاد
freeborn ازاد زاده
drifting mine مین ازاد
free competition رقابت ازاد
free climbing صعود ازاد
free trader تجارت ازاد
free turbine توربین ازاد
free association تداعی ازاد
free aqifer سفره ازاد
free volume حجم ازاد
free vortex گرداب ازاد
free water surface سطح اب ازاد
foul line خط پرتاب ازاد
floating ribs دندههای ازاد
fingerling ماهی ازاد
free world جهان ازاد
extrication ازاد کردن
free zone منطقه ازاد
enfranchize ازاد کردن
emancipator ازاد کننده
cast loose ازاد کردن
paraphrasing ترجمه ازاد
salmontrout ازاد ماهی
salmon ماهی ازاد
self employment شغل ازاد
semicolonial نیمه ازاد
set at large ازاد کردن
set free ازاد کردن
penalty hit ضربه ازاد
salmontrout ماهی ازاد
planer tree درخت ازاد
relief angle زاویه ازاد
sailing free باد ازاد
salmon trout ماهی ازاد
salmon trout ازاد ماهی
slip joint اتصال ازاد
total freeboard عمق ازاد
tramp steamer کشتی ازاد
tramp vessel کشتی ازاد
uncage ازاد کردن
unfix ازاد کردن
unloose ازاد کردن
unstring ازاد کردن
to set at liberty ازاد کردن
soft cell boundaries محدوده ازاد سل
the open هوای ازاد
to be at liberty ازاد بودن
to let ship ازاد کردن
to set at large ازاد کردن
paraphrases ترجمه ازاد
natural vibration نوسان ازاد
off time وقت ازاد
open purchase خرید ازاد
open shop با کارکرد ازاد
open shot با کارکرد ازاد
open area فضای ازاد
headroom سقف ازاد
opens وزن ازاد
opens ازاد اشکار
opened وزن ازاد
opened ازاد اشکار
open وزن ازاد
open ازاد اشکار
alfresco درهوای ازاد
liberating ازاد کردن
paraphrased ترجمه ازاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com